غلامحسین طهماسبی : طرح جامع اصلاح نژاد زنبور عسل را با چنگ و دندان حفظ کرده ایم.

نوشته شده توسط Super User on . Posted in Uncategorised

فهرست مطالب قسمت اول:

*** با کلیک روی هر یک از عناوین فهرست می توانید به همان بخش از مصاحبه منتقل شوید

آشنایی با زندگی نامه ی استاد غلامحسین طهماسبی

اثبات وجود نژاد زنبور عسل ایرانی ، مدا

شورای فنی زنبور عسل کشور

طرح جامع اصلاح نژاد زنبور عسل ایران

تکثیر نژاد های خارجی زنبور عسل در کشور

 

غلامحسین طهماسبی برترین کارشناس صنعت پرورش زنبور عسل کشور از نظر جایگاه سازمانی است. تصمیمات او و همترازانش نقش ویژه ای در تصمیم گیری های راهبردی این حوزه در دهه های اخیر داشته است. با او که اکنون قائم مقام معاون تحقیقاتی وزیر جهاد کشاورزی است گفتگویی در سازمان تحقیقات ، آموزش و ترویج کشاورزی ترتیب دادیم که دو جلسه به طول انجامید و بخش اول آن تقدیم خوانندگان گرامی می شود.

 

آشنایی با زندگی نامه ی استاد غلامحسین طهماسبی

( احتمال اضافه شدن برخی جزئیات ، تصاویر یا شماره تماس ها به متن این مصاحبه در آینده وجود دارد ، آدرس پست الکترونیک آقای دکتر در پایان متن مصاحبه موجود است)

نحل منفرد : لطفاً ابتدا خود را برای خوانندگانی که در جای جای کشور مصاحبه ی ما را می خوانند معرفی بفرمایید؟

غلامحسین طهماسبی : بسم الله الرحمن الرحیم ، ابتدا لازم است بنده تشکر و قدر دانی داشته باشم از جنابعالی که زحمت این مصاحبه را می کشید و این امکان را فراهم می کنید که بتوانم در ارتباط با فعالیت هایی که در حوزه زنبور عسل کشور در سال های گذشته انجام شده توضیحاتی را خدمت مخاطبین گرامی عرض کنم .

به نظر من در مصاحبه های شما با شخصیت های علمی ای مثل آقای دکتر عبادی یا دکتر شهرستانی که دو سال قبل از رحلتش انجام شد صحبت های خوب و مفیدی مطرح شد . این مصاحبه ها کمک می کند که مطالب ثبت و ضبط شوند و افراد بتوانند به آنها دسترسی داشته باشند.

من غلامحسین طهماسبی هستم متولد 1338 در تهران. تحصیلات ابتدایی راهنمایی و دبیرستان من در مدارس و دبیرستان های تهران انجام شد . اولین دوره ای که نظام آموزشی دو دوره ای ابتدایی و دبیرستان تبدیل به نظام سه دوره ای ابتدایی ، راهنمایی و دبیرستان شد تحصیل کردم و خرداد ماه  1357 در رشته ی علوم تجربی از دبیرستان هدف تهران دیپلم گرفتم .

بلافاصله مهر ماه 1357 قبل از پیروزی انقلاب ، در کنکور سراسری شرکت کردم و در گرایش گیاه پزشکی رشته ی کشاورزی در دانشگاه تهران پذیرفته شدم. دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران در کرج هست.

یک ترم از دانشگاه را گذرانده بودم که انقلاب شد و دانشگاه برای مدت کوتاهی تعطیل شد. با شروع ترم دوم و مصادف شدن آن با انقلاب فرهنگی برای سه سال دیگر دانشگاه ها تعطیل شدند. در آن زمان گروه های مختلف سیاسی در دانشگاه ها فعالیت می کردند و  این گروه ها در دانشکده ی کشاورزی کرج هم به شدت فعال بودند.

بعد از حدود سه سال دانشگاه ها بازگشایی شد. سال 1364 مدرک کارشناسی ام را از دانشگاه تهران گرفتم. البته وقتی دانشگاه تعطیل بود فعالیت های فوق برنامه ی دیگری داشتم که آن سه سال را به دوره ای مهم در زندگی من تبدیل کرد.

کارشناسی ارشد در دانشگاه تربیت مدرس پذیرفته شدم و سال های 65 تا 69 این دوره را در رشته ی حشره شناسی کشاورزی گذراندم.

دلیل علاقه ی من به رشته ی حشره شناسی و در حشره شناسی به زنبور عسل وجود یک استاد بسیار خوب و ارزشمند در دانشگاه تهران به نام آقای دکتر مرتضی اسماعیلی بود . ایشان در یک حادثه ی رانندگی در اتوبان تهران کرج خیلی زود از بین ما رفتند. دکتر اسماعیلی استاد آقای دکتر عبادی هم بوده اند. شخصیت علمی و فردی او طوری بود که من را به رشته ی حشره شناسی علاقمند کرد.

ایشان در بین درس هایش درباره ی آفات گیاهان مختلف به حشراتی که برای مبارزه ی بیولوژیک در کنترل آفات استفاده می شدند اشاره می کرد. درباره ی زنبور عسل و حشرات گرده افشان هم بحث های خوب و کاملی داشتند که من را به این موضوع علاقمند کرد. طوری که پایان نامه کارشناسی ارشدم را روی مشکل جدیدی که در آن زمان در صنعت زنبورداری وجود داشت انتخاب کردم و ایشان استاد راهنمای من شد.

 موضوع پایان نامه سوسک های تاولی یا سوسک های ملوئه بود که در آن زمان در کشور نگران بودند که مشکلی حاد تر از کنه واروآ شود. ایشان توصیه کرد که با توجه به اینکه سازمان دامپزشکی خیلی نگران است شما روی این موضوع کار کنید و من چهار سال روی این موضوع کار کردم...

نحل منفرد : یعنی پایان نامه شما چهار سال طول کشید؟

غلامحسین طهماسبی :  بله آن زمان اینطور بود. مثل حالا نبود که دانشجویان کارشناسی ارشد اصرار می کنند که برای پایان نامه یک سال بیشتر وقت نداریم . کسی را داشتیم که سیزده سال پایان نامه دکتری اش طول کشید. بعد از چهار سال آقای دکتر اسماعیلی وقتی دید برای اعزام به خارج از کشور قبول شده ام رضایت دادند تا از پایان نامه دفاع کنم. وگرنه ایشان نظرشان این بود که یک سال دیگر هم ادامه دهم. برای پایان نامه بررسی های زیادی درمناطق انتشار این آفت درکشور مثل اطراف ارومیه ، مرز ترکیه ،  شمال زنجان و دیلمان گیلان در مورد زیست شناسی و زمان خسارت و نیز نحوه کنترل آن انجام شد.

نحل منفرد :  این سوسک چه مشکلی ایجاد می کرد ؟

غلامحسین طهماسبی: این آفت گونه ای از سوسک ها یا سخت بالپوشان است که آن زمان گفتند خطر خیلی زیادی دارد ولی تحقیقات ما نشان داد مثل کنه ی واروآ خطرناک نیست. در زندگی این حشره ، بعد از آنکه سوسک کامل تخمگذاری می کند نوزادان می آیند روی گل ها مستقر می شوند . وقتی زنبور به گل ها مراجعه می کند اینها می چسبند به بدنش و منتقل می شوند داخل کندو.  یک اصطلاحی در گیاه پزشکی داریم که اینها سواری مجانی می گیرند از زنبورها و خودشان را به داخل کندو می رسانند. آنجا از گرده گل و از لاروها و همولنف یا خون زنبور تغذیه می کنند. سرشان را از بین بند های بدن زنبورها می برند داخل و همولنف آنها را می مکند. این آفت در مناطق مرتفع و در زمان بچه دهی کلنی های زنبورعسل ظهور کرده و خسارت می زند.خیلی نیاز به مبارزه ندارند چرا که وقتی دوره شان تمام می شود خودشان می روند داخل خاک تا سال بعد زندگی شان را آنجا سپری می کنند. معمولاً بیش از یک یا دو ماه در کندو نمی مانند.

نحل منفرد :  از نظر اندازه مشابه کنه واروآ هستند؟

غلامحسین طهماسبی :  خیر بزرگتر هستند . حداقل ما دو گونه را در ایران پیدا کردیم که یک گونه سیاه رنگ بود و نوزادان سیاه داشت و یک گونه نوزادان قهوه ای رنگ داشت.  سیاه رنگ ها خیلی خطرناک تر بودند . در طول سالهای بعد از آن هم افراد مختلفی از نقاط دیگر کشور این آفت را گزارش کردند .

نحل منفرد :  یعنی جاهای دیگری هم بودند.

غلامحسین طهماسبی :  بله مثلاً یکی از گزارشات از استان فارس بود.

نحل منفرد: پس مراحل دگردیسی این سوسک در کندو کامل نمی شد و می رفت جای دیگر؟

غلامحسین طهماسبی :  بله ؛ ما در حشرات یک دگردیسی کامل داریم و یک دگردیسی ناقص . سوسک ملوئه جزء حشرات با دگردیسی کامل است اما دگردیسی اغراقی دارد و رفتار و تغذیه لاروهای سنین مختلف آن تغییر کرده و با هم متفاوت است. این آفت در یک سنی داخل کندو است بعد می رود داخل خاک و کاملاً رفتار و تغذیه اش تغییر می کند. این دگردیسی اغراقی یا هیپرمتامورفوز(hypermetamorphose  ) وضعیت خاصی برای این آفت بوجود آورده است. همین که از کندو بیرون می رود برای ما خطر کمتری دارد و بقیه مراحل لاروی و دوره ی شفیرگی را در خاک سپری می کند.

به هر حال پایان نامه ی کارشناسی ارشدم را روی این آفت با راهنمایی آقای دکتر اسماعیلی و مشاوره خانم دکتر بلقیس امامی یگانه و آقای دکتر باقری گذراندم و در سال 1369 از پایان نامه ام دفاع کردم .

نحل منفرد :  همان خانم دکتر امامی که در سازمان دامپزشکی بودند؟

غلامحسین طهماسبی :  بله. خانم دکتر بلقیس امامی که مدتی است بازنشسته شده اند.

نحل منفرد : ابتدای دوران بازنشستگی ایشان اول دوره ی زنبورداری بنده بود و در یک کلاس زنبورداری خدمتشان رسیده ام.

غلامحسین طهماسبی : ایشان استاد مشاور من بود. چون موضوع آفت زنبور عسل بود ، برای سازمان دامپزشکی مهم بود . ایشان در کنار آقای دکتر اسماعیلی خیلی به من کمک کردند .

نحل منفرد : پس برای دکتری به خارج رفتید ... .

غلامحسین طهماسبی : سال 1369 در امتحان اعزام برای دوره دکتری پذیرفته شدم و از کانادا و انگلیس پذیرش های مقدماتی را گرفتم. هم زمان در آزمون دوره ی دکتری دانشگاه تربیت مدرس شرکت کردم. آنجا هم پذیرفته شدم. 

برای خارج از کشور سه نفر بودیم که با هم پذیرفته شدیم. هر دو دوستم رفتند. در آن زمان من دختر کوچکی داشتم. سه سالش بود. برایم خیلی مهم بود که در چه محیطی بزرگ شود. با همسرم مشورت کردم.  علیرغم مخالفت مرحوم پدرم که خیلی اصرار داشتند از این فرصت استفاده کنم ، بخاطر محدودیت هایی که برای فرزندمان پیش می آمد تصمیم گرفتیم که دوره ی دکتری را در داخل کشور بگذرانم. البته شاید اگر قبولی دکتری داخل را نداشتم تردید نمی کردم و می رفتم .

نحل منفرد : الآن از تصمیم خود راضی هستید؟

غلامحسین طهماسبی :  بله راضی هستم، در دانشگاه تربیت مدرس توانستم روی مشکلات زنبورداری کشور کار کنم. هر چند می دانم خارج از کشور مزیت هایی به لحاظ تقویت زبان و ارتباط با اساتید این رشته برایم داشت اما در مجموع من از انتخابی که کردم راضی هستم.

نحل منفرد : خدا پدرتان را رحمت کند.

غلامحسین طهماسبی :  خدا رحمت کند رفتگان شما را . سال 94 پدرم را از دست دادم .  دکتری را در دانشگاه تربیت مدرس روی موضوع زنبور عسل کار کردم.  دیگر به موضوع زنبور عسل علاقه مند شده بودم و وقتی با دکتر اسماعیلی مشورت کردم که چه موضوعی را برای پایان نامه ی دکتری انتخاب کنم ایشان تاکید کردند که حتما با آقای دکتر عبادی مشورت داشته باش و ایشان را برای راهنمایی پایان نامه ات انتخاب کن.

آقای دکتر عبادی در دانشگاه تهران از دانشجویان آقای دکتر اسماعیلی بودند و بعد در امریکا و در دانشگاه دیویس کالیفرنیا روی زنبور عسل کار کرده و برگشته بودند به دانشگاه صنعتی اصفهان. خیلی تلاش کردیم تا بتوانیم این ارتباط را برقرار کنیم و نهایتاً آقای دکتر عبادی به عنوان استاد راهنمای من در دوره دکتری و آقای دکتر اسماعیلی مشاور پایان نامه من شدند .

نحل منفرد : شما که در دانشگاه تربیت مدرس تحصیل می کردید ، امکانش بود که استاد راهنمایتان از دانشگاه دیگری باشد؟

غلامحسین طهماسبی :  بله چون دانشگاه تربیت مدرس در آن زمان کادر قوی و گسترده ای نداشت.  ما حتی در درس هایمان از اساتید دانشگاه های دیگر بهره می بردیم. مثلاً برای درس علف های هرز دو هفته در مشهد ماندیم و شبانه روزی آن درس را با آقای دکتر راشد گذراندیم یا در اهواز سه هفته ماندیم و با آقای دکتر کمالی درس کنه شناسی را گذراندیم...

نحل منفرد :پس این در حقیقت برای شما یک فرصت بود در عین حال که زحمت بیشتری داشت...

غلامحسین طهماسبی :  بله یک فرصت بود. ما خودمان اساتید را انتخاب می کردیم. در یک رشته تحقیق می کردیم بهترین استاد چه کسی است و می رفتیم و از ایشان درس می گرفتیم. مثلاً برای دوره ی تلقیح مصنوعی زنبور عسل دو هفته به اصفهان رفتم . در مزرعه لورک اصفهان زیر نظر استاد عبادی و یک درس دو واحدی را با ایشان گذراندم.  همان زمان با آقای دکتر پور اصغر در تبریز ، درس مورفولوژی زنبور عسل را گذراندم. خیلی سعی کردم که آقای دکتر پور اصغر و آقای دکتر عبادی هر دو در تز من حضور داشته باشند ولی میسر نشد .

نحل منفرد : آقای دکتر پور اصغر هم الآن بازنشست شده اند؟

غلامحسین طهماسبی :  بله ایشان مدتی است بازنشست شده اند . به هر حال پایان نامه ی دکتری ام را با آقای دکتر عبادی روی موضوع « مطالعه ی مورفولوژیکی و بیوشیمیایی زنبور عسل نژاد ایرانی » کار کردم.

نحل منفرد : چه سالی بود؟

غلامحسین طهماسبی : از سال 69 دکتری ام را شروع کردم و دفاع پروژه ام سال 75 بود. باز هم حدود شش سال طول کشید .

نحل منفرد :  در بین تحصیلات کار هم می کردید؟

غلامحسین طهماسبی :  بله زمانی که دروس تئوری ام تمام شد در موسسه ی تحقیقات علوم دامی کشور در بخش زنبور عسل به عنوان کارشناس وارد شدم و کار می کردم اما کارم پیگیری و انجام پایان نامه ام هم بود.

نحل منفرد :  پس پایان نامه تان را بردید آنجا و رویش کار کردید.                 

غلامحسین طهماسبی :  بله موضوع تحقیقاتی مورد نیاز آنجا بود .در سالهای بعد هم برای خیلی ها این اتفاق می افتاد که می آمدند و پایان نامه شان را آنجا می گذراندند.

بعد ها برای فرصت مطالعاتی هم رفتم. می دانید اعضای هیئت علمی فرصت های مطالعاتی دارند. در یک دوره ی فرصت مطالعاتی سال 83 نه ماه به اتفاق خانواده به کانادا رفتم و در دانشگاه مانیتوبا با دکتر رابرت کوری( Robert Currie ) ، روی بحث مقاومت به کنه واروآ در کلنی های زنبور عسل یک دوره ی نه ماهه کار کردم و ممکن است در همین ماه ها هم بتوانم یک فرصت مطالعاتی دیگر بروم .

نحل منفرد : مقاومت به کنه یعنی چه ، همان رفتار های بهداشتی است؟

غلامحسین طهماسبی :  بله. در کانادا آنها مدتی بود روی رفتارهای مختلف مقاومت به کنه کار می کردند. در رفتارهای بهداشتی - می دانیدرفتارهای بهداشتی رفتارهایی است که زنبورها در واقع شفیره های آلوده به کنه را در پوش برداری می کنند و آنها را با کنه های رویشان بیرون می ریزند - در کانادا بیشتر روی صفت نظافت گری یا گرومینگ (grooming  )کار می کردیم. رفتار نظافت گری رفتاری است که زنبورها هم خود تیماری دارند هم دگر تیماری. هم کنه را از روی خودشان می ریزند هم از روی زنبورهای کارگر دیگر.  ما این رفتار را روی زنبورها در لاین های مختلفی که آنجا داشتند بررسی می کردیم ببینیم روی کدامیک از کلنی ها و کدامیک از جمعیت ها این اتفاق بیشتر می افتد.

نحل منفرد : یعنی زنبور با آرواره کنه را می کند و بیرون می اندازد؟

غلامحسین طهماسبی :  بله کف کندو می اندازد . زمانی که با آرواره اش کنه را جدا می کند گاهی به کنه آسیب هم می زند. یعنی قسمتی از بدن کنه را جدا می کند. در کانادا به نتایج کارهای قبلی ما خیلی علاقمند بودند. قبلش در ایران یک کارهایی روی مقاومت به کنه انجام داده بودیم، زنبور عسل نژاد ایرانی یا زنبور عسل مدا این کار را خیلی بهتر از زنبورهای اروپایی انجام می دهد .

نحل منفرد : جداً ؟

غلامحسین طهماسبی :  بله . وقتی من این موضوع را با متخصصین زنبور عسل دنیا در میان می گذارم می گویند چون زنبور شما در شرقی ترین منطقه پراکنش زنبور عسل در دنیا است , انتقال صفت نظافتگری از زنبورعسل آسیایی به این نژاد و سپس به نژادهای زنبورعسل مناطق غربی تر محتمل است . به همین دلیل این صفت در زنبورعسل ایرانی کاملتر دیده می شود و علاوه بر جدا کردن کنه ها آنها را مصدوم می کند.  زنبور عسل اروپایی در اروپا ، آفریقا و بخشی از آسیا می زیسته که مرز ایران با افغانستان مرز شرقی پراکنش طبیعی زنبور عسل در دنیا  است. این زنبور را بعدا به چین و هند ، قاره ی امریکا و قاره ی اقیانوسیه برده اند. به طور طبیعی آنجاها وجود نداشته. اما در کشور ما از میلیون ها سال قبل زندگی می کرده. در ایران یکی از 24 نژاد زنبورعسل دنیا یعنی نژاد مدا پراکنده است که نامش از قوم ماد گرفته شده.

زنبور عسل ما از نظر ژنتیکی به زنبور عسل آسیایی که در مناطقی مثل هند و پاکستان هست و با نام آپیس سرانا شناخته می شود بسیار نزدیک است . متخصصان زنبور عسل دنیا معتقدند چون اینها اجداد مشترک داشته اند به هم نزدیک هستند و معروف است که آپیس سرانا خیلی خوب کنه را کنترل می کند .

اعتقادشان این است که زنبور عسل ما چون در همسایگی آنها است به لحاظ تکاملی این ویژگی و صفت را از آنها گرفته بنابر این زنبورهایی که در ایران داریم به نسبت نژاد های اروپایی از خودشان بهتر در مقابل کنه دفاع می کنند. نه فقط در مقابل کنه واروآ بلکه مقابل سایر آفات مثل زنبورهای شکارگر هم همین ویژگی را دارند .

نحل منفرد :  درباره کنه با رفتار گرومینگ...؟

غلامحسین طهماسبی :  با رفتار گرومینگ و گرومینیگی که به کنه آسیب می زند یعنی درصد کنه های آسیب دیده در کلنی های زنبور عسل ایرانی خیلی بیشتر از درصد کنه های آسیب دیده در تحقیقی بود که من در کانادا انجام می دادم.

نحل منفرد :  آنجا چه نژادی بود؟

غلامحسین طهماسبی :  در آنجا نژاد ایتالیایی ( Apis mellifera ligustica ) و نژاد کارنیکا                        ( Apis mellifera  carnica) داشتند و رویشان کار می کردم که هر دو از نژاد های معروف دنیا هستند و از اروپا به کانادا برده شده چون همانطوری که قبلا گفتم در قاره ی آمریکا زنبورعسل بومی ندارند..

وقتی آنجا در سمینار سالانه ای که داشتند این ویژگی زنبورعسل ایرانی را ارائه کردم بسیار علاقمند شدند. از تحقیقات انجام شده در ایران ما عکس ها و اسلاید هایی را داشتیم که کنه هایی که زنبور ایرانی کف کندو ریخته چطور پوسته ی بدنشان شکسته شده. این تصاویر نشان می داد زنبور عسل مدا بخش هایی از بدن کنه را کنده است در حالی که زنبورهای آنها فقط کنه را کف کندو می ریخت و این کنه می توانست دوباره روی بدن زنبور برگردد. به هر حال این فرصت مطالعاتی را آنجا گذراندم . حالا درباره مقاومت به کنه در جای خودش توضیحات را ادامه خواهم داد.

نحل منفرد : اشاره کردید که در زمان انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه کارهای دیگری انجام می دادید؟

غلامحسین طهماسبی :  بله مدتی نهضت سواد آموزی بودم. برای من خیلی فرصت خوبی بود. در بعضی از کارخانجات اطراف تهران تدریس می کردم.

مدتی هم در آموزش و پرورش به عنوان معلم و امور تربیتی مشغول شدم.  موقت ، رسمی نبودم. این هم زمان شد با جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و در طول مدت جنگ این سعادت را داشتم که از بسیج مسجد محله مان و لشگر محمد رسول الله (ص) در جبهه ها ی غرب و جنوب در چند عملیات حضور پیدا کنم.

نحل منفرد : چه جالب ، چند دوره به جبهه رفتید؟

غلامحسین طهماسبی : چهار پنج دوره رفتم. در سالهای مختلف مثلاً در عملیات های فتح المبین ، طریق القدس ، رمضان و مسلم ابن عقیل حضور داشتم. یکی از معاونین حاج همت در مسجد محل ما بود. ما تعدادی بودیم که خیلی زمان سکوت جنگ را دوست نداشتیم. می گفتیم: شما نزدیک عملیات که شد به ما خبر دهید برای عملیات بیاییم.

نحل منفرد : اسمشان چی بود؟

 غلامحسین طهماسبی :  شهید اکبر حاجی پور. الآن مزارشان در بهشت زهرا کنار مزار شهید چمران است. واقعاً برای من سعادتی بود. موقعی که می رفتم تمام کارهای گردان را به من می سپرد و خیلی به من علاقه داشت . انسان بسیار شریفی بود و در اواخر جنگ در پنجوین به درجه رفیع شهادت نائل شد.

نحل منفرد : محل شما کجا بود؟

غلامحسین طهماسبی :  در تهران، خیابان ستارخان زندگی می کردیم. مسجدمان هم مسجد شهدا در خیابان سازمان آب بود. الآن آنجا یک خیابان هم به اسم شهید حاجی پور هست.

نحل منفرد : پس در جبهه هم فرمانده گردان بودید؟

غلامحسین طهماسبی :  خیر رسماً استخدام سپاه نبودم. با بسیج می رفتم. شهید حاجی پور فرمانده گردان بود. مدتی فرمانده تیپ و بعد معاون لشگر شد. معاون حاج همت شد. در طول آن مدت سعادت این را داشتم که کنار شهید حاجی پور در جلساتی که با حضور سردار شهید همت و سردار شهید موحد دانش تشکیل می شد حضور داشته باشم البته به عنوان یک بسیجی.

نحل منفرد : این به دوره ی دانشجویی شما هم کشید؟  بعد از اینکه ادامه تحصیل می دادید هم جبهه می رفتید ؟

غلامحسین طهماسبی :  بیشترش مربوط به زمانی بود که دانشگاه ها به دلیل انقلاب فرهنگی تعطیل بود. بعد از اینکه درسهایمان شروع شد تنها یک سری رفتم که شاید سری آخر بود. زمانی بود که عراق علیرغم پذیرش قطعنامه 598 توسط ایران دوباره حمله کرد تا وارد خرمشهر شود.

نحل منفرد : تا نزدیک کارون هم پیش آمد.

غلامحسین طهماسبی :  بله همینطور است ، من آن موقع در تربیت مدرس دانشجوی کارشناسی ارشد بودم. بچه هم داشتم. سری ها ی قبلی که می رفتم مجرد بودم ولی این بار متأهل شده بودم. از دانشگاه ما تعداد زیادی عازم جبهه های جنوب شدیم. الحمدلله بچه ها ی سپاه ، بسیج و ارتش توانستند صدام را عقب بزنند. آخر های جنگ بود.

نحل منفرد :  یادگاری هم از آن دوران دارید؟

غلامحسین طهماسبی :  چه یادگاری هایی مثلاً !

نحل منفرد : جراحتی ، ترکشی ؟

غلامحسین طهماسبی : خیر من در جنگ زخمی نشدم. گاهی در شرایط دشوار هم قرار گرفتم. در عملیات رمضان که عملیات سختی بود و ماه رمضان انجام شد ، در اطراف کانال بصره گردان ما با 300 نیرو رفت و یازده - دوازده نفر برگشت.

نحل منفرد : شما هم در همان گردان بودید؟

غلامحسین طهماسبی : بله در همان گردان بودم و دوستان زیای از بچه های محله مان هم آنجا شهید شدند ولی حقیقتش من در طول این مدت از یادگاری هایی که شما می گویید یا سعادت پیوستن به شهدا را نداشتم.

نحل منفرد: کار را از کی شروع کردید؟

غلامحسین طهماسبی :  سال 63 کارم را در جهاد کشاورزی شروع کردم. وقتی دوره کارشناسی ام را داشتم می گذارندم جهاد احتیاج به نیرو داشت. از همان زمان بورسیه جهاد سازندگی  شدم و در طول این مدت در جاهای مختلف بوده ام. جهاد سازندگی کرج بوده ام. یک مدت واحد مطالعات آب و خاک بودم. مرکز آموزش امام خمینی(ره) بودم. از سال 70 به بعد موسسه ی تحقیقات علوم دامی کشور بودم. سه سال بین سالهای 84 تا 87 رئیس موسسه ی گیاه پزشکی شدم. در دوره جدید از سال 92 آمدم سازمان تحقیقات و معاون پژوهشی سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی شدم. از سال 94 تا الآن هم به عنوان قائم مقام سازمان تحقیقات انجام وظیفه می کنم. اینها مجموعه ی مسئولیتهایی بوده که در طول دوره ی کاری ام داشته ام. البته در همه ی این مدت پژوهش کار اصلی ام بوده.

نحل منفرد : در فعالیت های آموزشی تان کجا ها تدریس داشته اید؟

غلامحسین طهماسبی :  در دانشگاه تهران ، دانشگاه زنجان ، پردیس ابوریحان دانشگاه تهران در پاکدشت ، دانشگاه امام خمینی (ره) ، دانشگاه آزاد قم ، اراک ،گرمسار ،کرج و همینطور مرکز علمی - کابردی بابلسر، ارومیه و تبریز درسهای مختلفی در خصوص حشره شناسی، گرده افشان ها، پرورش زنبور عسل، پرورش ملکه ی زنبور عسل،  بیماری های زنبور عسل و مورفولوژی وآناتومی زنبور عسل را ارائه کرده ام.

نحل منفرد : به عنوان استاد آن دانشگاه ها محسوب می شدید یا یک تک درس را می رفتید و تدریس می کردید؟

غلامحسین طهماسبی : خیر همیشه کار اصلی من تحقیق بوده. به عنوان محقق از سال 1370 در موسسه ی تحقیقات علوم دامی کشور بودم. اما سعی کرده ام در هر ترم حداقل یک درس را در دانشگاه ها ی کشور  داشته باشم.

نحل منفرد : ارتباطتان را قطع نکردید...

غلامحسین طهماسبی :  بله ، برای این کار دلیل هم داشتم.  اعتقاد داشتم که یک استاد دانشگاه اگر یک کار تحقیقی نداشته باشد بعد از مدتی تبدیل به یک ضبط صوت می شود. فقط یک سری مطالب را می آید و در کلاس می گوید. استاد هایی در دانشگاه موفق و برای ما الگو بودند که کار تحقیقاتی داشتند و مطالب هر ترمشان با ترم قبل متفاوت بود. از طرف دیگر محققین ما هم اگر فقط کار تحقیقی کنند بعد از مدتی تنها در حوزه ی باریک تحقیقاتی اطلاعاتشان به روز خواهد بود واحاطه ی کلی به رشته شان را از دست می دهند. به عنوان محقق اگر هر ترم یک درس داشته باشیم که بخاطر پاسخگویی به دانشجویان سعی کنیم  آن احاطه ی عمومی را حفظ کنیم ، موجب پیشرفت و کیفیت بهتر تدریس خواهد بود.

نحل منفرد : شما الآن هم تدریس دارید؟

غلامحسین طهماسبی : بله ترم گذشته در دانشگاه تهران درس پرورش ملکه را داشتم.

نحل منفرد : فعالیت های آموزشی دیگری هم داشته اید؟

غلامحسین طهماسبی :  مدتی در خارج از کشور هم برای بچه های حزب الله لبنان دوره هایی را در بعضی رشته ها مثل پرورش ماهی و پرورش زنبور عسل برگزار کردیم.

نحل منفرد : آنجا رفتید و آموزش دادید؟

غلامحسین طهماسبی : بله ، بعضی وقتها هم کارشناسان آنها می آمدند اینجا

نحل منفرد : چه سالهایی؟آیا در آنجا مستقر می شدید؟

غلامحسین طهماسبی :  فکر می کنم در دهه ی هشتاد بود. آنها از ما می خواستند که اساتیدی را بفرستیم. در بخش زنبور عسل آقای عاکف ،آقای اسد بیگی، آقای ستوده و آقای بحرینی اعزام شدند و من هم در دوره ی کوتاهی برای ارزیابی دوره رفتم و بخشی از کار را هم آنجا انجام دادم .

نحل منفرد: ارتباط شما با دانشگاه در بخش تحقیقاتی چگونه بود؟

در طول سالهای گذشته از اوایل دهه 1370 تا کنون راهنمایی و مشاوره حدود شصت پایان نامه کارشناسی ارشد و دکتری با دانشجویان دانشگاه های مختلف داشته ام .

نحل منفرد : یعنی دانشجو ها می آمدند در مرکز تحقیقات کرج نزد شما ؟

غلامحسین طهماسبی :  بله تعدادی از آنها می آیند در مرکز تحقیقات و من به عنوان استاد راهنما ی آنها هستم که در بیشتراز سی پایان نامه اینطور بوده. تعدادی هم ممکن است لازم نباشد در مرکز تحقیقات بیاییند و من به عنوان مشاور پایان نامه شان هستم. در حدی که مشورت ها ی کاری شان را انجام می دهم. در دانشگاه خودشان کارشان را انجام می دهند و از ما مشورت می گیرند.

نحل منفرد :  از منتسبین شما کسی علاقمند شد که وارد این رشته شود یا کار پژوهشی انجام دهد؟

غلامحسین طهماسبی :  از بستگان من؟

نحل منفرد : بله

غلامحسین طهماسبی : خب من هر دو فرزندم در این زمینه تحصیلاتشان را انجام داده اند پسرم صنایع غذایی خوانده اما در پایان نامه کارشناسی ارشدش روی آنتی اکسیدانهای عسل های مختلف کار کرده است. روی عسل کار جامع خوبی انجام داده. دخترم کارشناسی ارشد بیوتکنولوژی کشاورزی دارد و روی ژنتیک زنبور عسل و جایگاه های ژنتیکی صفت جستجو گری زنبور عسل کار کرده.

دو فرزندم پایان نامه شان در این زمینه بوده . پسرم در بخش خصوصی در این زمینه ها فعالیت دارد. مثلاً روی یک نوشیدنی طبیعی خالص بدون افزودنی مبتنی بر عسل کار کرده و ثبت اختراعش را گرفته است و تلاش می کند که بتواند در این زمینه در بخش خصوصی برای خودش کار کند.

نحل منفرد : هیچ وقت کارتان به نگهداری زنبور عسل هم کشیده شده است؟

غلامحسین طهماسبی : در یک مقاطعی داشتیم. در واقع گروهی از همکاران علاقمند بودندکه تعدادی کندو خودمان داشته باشیم.

نحل منفرد : این کار بر حسب علاقه بود ؟

غلامحسین طهماسبی :  بله علاقه داشتم و روزهای تعطیلمان را می رفتیم سر کندوها . زمان دانشجویی مان بود . بعد که کارمند شدیم هم صدو پنجاه تا دویست کندو را با دو سه نفر از همکاران داشتیم . بعد رئیس بخش تحقیقات زنبور عسل شدم ، دیگر صلاح نبود که در بخش خصوصی به همین کار مشغول باشم.

نحل منفرد : معذورات داشتید؟

غلامحسین طهماسبی : بله ، دیدم در معرض بعضی مسائل قرار نگیرم بهتر است .

نحل منفرد : از شاگردان تان کسانی بوده اند که  موفقیت های خاصی  داشته باشند؟

غلامحسین طهماسبی :  دانشجویان با استعداد زیاد بوده اند مثلاً یکی دو تا از دانشجویانم مثل آقای دکتر آریانا و آقای مرتضوی در خارج از کشور در مؤسسات تحقیقاتی کار می کنند.

آقای مهندس عاکف و آقای مهندس جمشیدی مسئولیت اجرایی زنبورعسل استان خراسان و کشور را داشته اند ، آقای دکتر نهضتی از اساتید دانشگاه تهران و آقای دکتر فرقانی هم عضو هیئت علمی دانشگاه کرمان هستند. آقای دکتر تاج آبادی در حال حاضر رئیس بخش تحقیقات زنبور عسل مؤسسه ی تحقیقات علوم دامی کشور شده اند . دانشجویان خوب و با استعداد زیادی داشته ام و همت و استعداد خودشان باعث موفقیت های افتخار آمیز آنها شده و سهم من ناچیز بوده است.

نحل منفرد :  از اساتید هم که آقای دکتر اسماعیلی و آقای دکتر عبادی را نام بردید؟

غلامحسین طهماسبی :  بله باعث افتخار من است که اساتیدی مثل دکتر اسماعیلی و دکتر عبادی راهنمای من بوده اند علاوه بر آنها افراد دیگری مثل آقایان دکترمحمود شجاعی, دکتر باقری زنوز,دکتر احد صحراگرد, دکتر نوری قنبلانی ,دکترکریم کمالی ، دکتر خرازی ، دکتر پور اصغر ، دکتر راشد و سرکارخانم دکتر آزمایش فر و دکتر بلقیس امامی یگانه در دوران تحصیلات دانشگاهی از اساتید من بودند.

نحل منفرد : در چه زمانی عضو هیات علمی شدید؟

غلامحسین طهماسبی : سال 69 شروع عضویت من در هیئت علمی بود و مربی بودم. از سال 76  و بعد از اخذ مدرک دکترای تخصصی استاد یار شدم . سال 82 توانستم درجه ی دانشیاری ام را بگیرم و در سال 1387 به افتخار مرتبه استادی  در رشته زنبور عسل نائل شدم.

نحل منفرد : آثار علمی یا کتب خاصی هم داشته اید؟

غلامحسین طهماسبی : در طول طول سالهای فعالیتم از 1370 تا 1395 ،  276 مقاله علمی در مجلات علمی بین المللی و داخلی و در کنگره ها و سمینارهای بین المللی و داخلی ارائه کرده ام که 89 مقاله در مجلات علمی پژوهشی بوده و بیش از 20 مقاله هم در مجلات علمی بین المللی به چاپ رسیده است.  دو کتاب " پرورش ملکه زنبور عسل "  و  " تلقیح مصنوعی ملکه ی زنبور عسل " نیز از انتشارات علمی دیگر من بوده است.

نحل منفرد : این کتب چه زمانی چاپ شده است؟

غلامحسین طهماسبی : پرورش ملکه 1386چاپ اولش بوده است و سال 1392 چاپ دوم. کتاب تلقیح مصنوعی زنبورعسل نیز 1389 به چاپ رسیده

نحل منفرد : اختراعات خاصی هم داشته اید؟

غلامحسین طهماسبی : بله 3 ثبت اختراع داشته ام. یکی همین ملکه زنبور عسل ایرانی را با نام زنبور عسل آرام ثبت کرده ایم ، یکی دستگاهی بوده برای گرفتن کنه های زنده که با آقای دکتر عبادی و دکتر آریانا روی آن کار کردیم که بعدها برای انتشار خیلی از مقالات در دنیا از آن استفاده شد و دیگری فرمول کیک پروتئینی برای تغذیه ی زنبور عسل بوده است که با مرحوم مهندس جواهری روی آن کار کردیم .

نحل منفرد : آقای دکتر آیا رواست دکتر طهماسبی را از بدنه ی تحقیقاتی زنبور عسل جدا کنند و به عرصه ی کارهای اجرایی ببرند؟

غلامحسین طهماسبی :  از نظر خود من هم نه! البته من مسئولیت اجرایی ای که اینجا دارم هم در بخش تحقیقات کشاورزی کشور است. یعنی  قائم مقام معاون تحقیقاتی وزارت جهاد کشاورزی ام. اما از روز اولی که می خواستم بیایم به دلیل علاقه شدیدی که به کار تحقیقاتی دارم شرطم این بود که هفته ای یک یا دو روز باید بروم به کار تحقیقاتی ام برسم.

نحل منفرد : حالا الآن که اینجا هستید آیا از این موقعیت تان در راستای پیشبرد اهداف صنعت زنبورداری هم استفاده کرده اید؟

غلامحسین طهماسبی : به هر حال من سعی می کنم حداقل حق و حقوق زنبور عسل حفظ شود. مثلاً الآن  در کل بخش کشاورزی سه طرح کلان مصوب شده و معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری برای هر طرح 2 تا 4 میلیارد تومان اعتبار تخصیص داده. یکی از آنها طرح  اصلاح نژاد زنبور عسل است. ما در اینجا توانستیم این طرح را خوب معرفی کنیم. طرح های زیادی بود. پروپوزال ها را دادیم ،داوری شد و این سه طرح پذیرفته شدند و توانستیم اعتباری بگیریم که در جهت توسعه صنعت باشد. تمام تلاشمان این است که در بخش تحقیقات هم جایگاه زنبور عسل حفظ شود و ...

 

اثبات وجود نژاد زنبور عسل ایرانی ، مدا

نحل منفرد :خب ، حالا که به مدا اشاره کردید ، اجازه دهید چند سئوال درباره این موضوع بپرسم.

اولا همه کسانی که می گویند مدا وجود دارد به دو نفر رفرنس می دهند یکی به آقای پرفسور بنیفلد و یکی به شما ،می گویند آقای دکتر طهماسبی رفت کار کرد و مشخص کرد که مدا وجود دارد و از بین نرفته، آیا شما به این موضوع رسیده اید؟ نتیجه ای که شما گرفتید دقیقا همین است؟ آیا واقعاً مدا وجود دارد؟ چقدر متأثر شده ؟ ما که با آقای دکتر عبادی صحبت می کردیم می گفتند همان مدا است . می خواهم بدانم این چقدر تأثیر گرفته. بالاخره چندین سال واردات بی رویه ملکه اتفاق افتاده ، این همان است یا چیزی است با یک تکامل یا یک پسرفت؟ چیزی که الآن هست چی است؟

غلامحسین طهماسبی :  به نکته خوبی اشاره کردید، در دنیا وضعیت موجودات زنده همیشه یک وضعیت دینامیک است. یعنی ثابت نیست. اینکه شما می فرمایید ارجاع می دهند به دلیل مقالات علمی ای است که ما در این مورد منتشر کرده ایم.

در کشورمان بحث گسترده ای داشتیم که آیا با توجه به اینکه ما تا سال 1363 واردات زیاد ملکه از امریکا و استرالیا به کشور داشتیم آیا صلاح هست روی زنبور عسل خودمان کار کنیم یا باید روی زنبور عسل نژاد دیگری که کیفیت بهتری دارد کار کنیم؟ وقتی این بحث ها در آن زمان مطرح بود از من خواستند شما بیا کار کن که ما اصلاً زنبور عسل ایرانی را داریم یا نه چون عقاید متفاوت بود این شد که در پایان نامه ی دکتری ام روی زنبور عسل ایران کار کردم.

نحل منفرد :  این بحث هنوز هم مطرح است، من از دوستان خواستم وقتی خدمت شما می رسم سوالاتی که دارند را بگویند تا از شما بپرسم ، دو یا سه نفر این سوال را مطرح کردند که اصلاً زنبور عسل ما این قابلیت را دارد که رویش کار کنیم؟

غلامحسین طهماسبی :  حالا من قسمت اول سوال شما را جواب می دهم بعد اینکه حالا کار کنیم یا نکنیم را عرض خواهم کرد.

ببینید ما آمدیم و با شیوه هایی که آن زمان (1369 تا 1375 شمسی) در دنیا رایج بود در مورد وجود زنبور عسل ایرانی تحقیق کردیم. یکی از این شیوه ها استفاده از ویژگی های مورفولوژیکی یا ظاهری زنبور بود. مثلاً طول بال، زوایای رگبالها ی روی بال، طول پاها، طول خرطوم، رنگ بدن، ضریب چاقی و لاغری و قد زنبور. ما یازده ،دوازده صفت که با نژادهای دیگر دنیا قابل مقایسه باشد را انتخاب کردیم و با مطالعات دیگری که در دنیا انجام شده بود مقایسه کردیم.

یک نمونه گیری وسیع در سطح کشور انجام شد. آن زمان از بیست و پنج استان ، صدو چهار شهرستان از سه هزار کلنی ، روی بیش از سی و دو - سه هزار زنبور ما این اندازه گیری ها را انجام دادیم. یک اندازه گیری ای بود که من یادم است زمانی که مقالات این کار را می نوشتیم می گفتند نمونه برداری شما نمونه برداری وحشتناک گسترده ای بوده است.

نحل منفرد :  به تنهایی این کار را کردید؟

 غلامحسین طهماسبی :  اکثر مناطق را خودم می رفتم و نمونه برداری می کردم. در بعضی نقاط کشور هم که رفتن به آن  سخت تر بود از برخی همکاران خواهش می کردم نمونه ها را می گرفتند. اندازه گیری آنها را با یکی دو نفر از دانشجویان کارشناسی ارشد انجام دادیم. کار وسیعی بود شما حساب کنید روی آن تعداد زنبور ده تا دوازده صفت را اندازه گیری می کردیم که هر کدامش کار زیادی می برد.

شیوه ی دیگر استفاده از ویژگی های ژنتیکی – مولکولی بود. الآن استفاده از دی ان ای زنبورها متداول است. آن زمان یعنی بین سال های 69 تا 75 این شیوه ها حداقل در ایران متداول نبود. ما کل پروتئین بدن این زنبورها راگرفتیم و مقایسه کردیم.

در این مطالعه برای اینکه ببینیم آیا جمعیت های متفاوتی داریم یا جمعیت ها در کشور یکی هستند از ارزیابی پروتئین بدن زنبورها و صفات مورفولوژیک یا ظاهری استفاده کردیم ، جاهای دیگر دنیا با استفاده از آنزیم های مختلف بدن زنبورها آنها را طبقه بندی کرده بودند. یعنی پروتئین های مختلف را داخل بدن زنبورها جدا کرده بودند.

 زمانی که داشتیم این مطالعه ی وسیع را انجام می دادیم مصادف شد با آمدن آقای دکتر بنیفلد به ایران . او خیلی به زنبور ایرانی علاقمند بود. وقتی بعضی از ویژگی های رفتاری اش را دید یک تعدادی نمونه هم ایشان از جاهای مختلف کشور جمع آوری کرد و با خودش به آلمان برد. به موسسه ای که آقای پرفسور روتنر (Friedrich Ruttner ) که از اساتید مطرح زنبور عسل در دنیا است، در آن کار می کرد. آنها هم جداگانه و هم زمان با ما روی این موضوع کار کردند که آیا این زنبورها همان نژاد ایرانی هستند یا نه و چه وضعی دارند؟

ما این اندازه گیری ها را که انجام دادیم آمدیم در کنار چند نژادی که وارد ایران شده بود مثل نژاد ایتالیایی ، نژاد کارنیکا، نژاد قفقازی، نژاد ترکیه ای یا آناتولیکا و ملیفرا که متعلق به شمال اروپا است گذاشتیم و تجزیه و تحلیل آماری رویش انجام دادیم.

نتیجه ای که گرفتیم این بود: این همان زنبور عسل ایرانی است.

 قبل از ما آقای روتنر روی زنبور عسل ایرانی کار کرده بود و به این نتیجه رسیده بود که زنبور عسل ایرانی در ایران وجود دارد. مقاله ای را با آقای دکتر پور اصغر کار کرده بودند.

نحل منفرد :  قبل از شما کار کرده بودند؟

 غلامحسین طهماسبی : بله شاید ده سال قبل ( مقاله آنها در سال 1985 منتشر شده) . ما هم در مقاله مان رفرنس داده بودیم که قبل از ما آقای روتنر این کار را کرده و نتیجه کارش این بوده است.

در مورد نژاد های زنبور عسل یک نموداری وجود دارد با محور های مختصات که محور های آن خصوصیات مختلف این نژاد ها را نشان می دهد . هر نژاد روی این نمودار یک جایگاهی دارد. بعد به تناسب قرار گرفتن در جاهای مختلف این نمودار می توان نژادها را گروه بندی کرد. در دنیا با این روش تقسیم بندی می کنند.

 درکاری که ما انجام دادیم متوجه شدیم نسبت به ده سال قبل که آقای روتنر کارکرده بود ، نژاد ایرانی فاصله بیشتری از نژاد های اروپایی گرفته است. یعنی از آنها دورتر شده. تفسیرش این بود که چون از سال 63 به بعد دیگر وارداتی به ایران نداشته ایم و سال 70 تا 75 این تحقیقات انجام شد زنبور ایرانی در جهت خالص شدن پیش رفته . دلیلش آن حالت دینامیکی است که عرض کردم موجودات زنده دارند.

نحل منفرد :  شما با ده سال قبل از خودتان و تحقیقات آقای روتنر مقایسه کردید ، خب قبل از واردات ملکه ها این زنبور چه بوده است . آیا مطالعه یا منبعی در مورد این هم وجود داشت؟

غلامحسین طهماسبی : آقای روتنر کتابی راجع به نژادهای مختلف زنبور عسل در دنیا دارد و در آن خصوصیات نژاد ها را معرفی کرده. در مورد این نژاد ها از جمله نژاد ایرانی قبل از او هم کسی به نام آلپاتوف که یک دانشمند روس بوده بررسی کرده و کتابی داشته که روتنر به او استناد کرده است.

نحل منفرد : پس اولین کسی که مدا را معرفی کرده است آلپاتوف بوده؟

غلامحسین طهماسبی : بله و خصوصیاتی از آن را مطرح کرده که مثلاً خرطومش به این شکل یا رنگ بدنش به این شکل است و چنین مشخصاتی دارد. البته هر چقدر به عقب برمی گردیم عمق مسائل علمی نسبت به حالا کمتر بوده . مثلاً اگر من می خواستم الآن آن مطالعه را انجام دهم روش های مولکولی خیلی پیشرفته تری را در اختیار داشتم.

الآن یک دانشجوی دکتری از دانشگاه تهران دارم که با او می خواهیم روی حفظ ذخایر ژنتیکی کار کنیم. قرار است روی همین مسئله کار کند یعنی همان کار را دارد الآن انجام می دهد که ببینیم الآن چه وضعی داریم.

آلپاتوف شاید کل نژادهای دنیا را با پنج صفت را معرفی کرده بود. روتنر چهل و چند صفت مشخص کرده بود. بعد از روتنر ما روی زنبور ایرانی این کار را کردیم و هم زمان با ما هم آقای بنیفلد این کار را انجام داد . سال 1996 مقاله اش را منتشر کرد.

چون در تمام نمونه برداری هایش در ایران من کنارش بودم مقاله ی مشترکی در آلمان در مجله ی اپیدولوژی( Apidologie ) منتشر کرد و همان نتیجه ای را داد که ما در ایران دادیم. یعنی هر دو به این نتیجه رسیدیم که نژاد ایرانی نه تنها حفظ شده بلکه نسبت به قبل ، از نژادهای وارداتی فاصله گرفته است.

آنهایی که می گویند نژاد ما از بین رفته صحبت شان بر این اساس است که در بعضی از نقاط دنیا این اتفاق افتاده مثلاً در مصر به دلیل واردات بی رویه نژاد کارنیکا از اروپا ، نژاد لامارکیئی یا نژاد مصری را به طور کامل از دست داده اند ، یا در عربستان نژادی وجود داشته به نام نژاد یمنی که کوچکترین زنبور عسل دنیا از نظر ابعاد بدن بوده و آن را از دست داده اند.

موجود زنده در مقابل تغییرات اقلیمی یک مقاومتی دارد یعنی اگر ما از یک جای دیگر دنیا برویم و نژادی را بیاوریم آن ژن هایی از آن موجود می تواند در آن محیط تثبیت شود که شرایط منطقه را بتواند تحمل کند. مثلاً اگر ما برویم از یک منطقه خوش آب و هوای سرسبز و مرطوب مثل ایتالیا نژاد ایتالیایی را برداریم به ایران بیاوریم زمستانها برایش سخت است در حالی که نژاد خودمان طی میلیون ها سال با این شرایط خودش را هماهنگ کرده.

نحل منفرد :  روی خصوصیات مورفولوژیکی که کار کردید شاخص ها را هم معرفی کردید؟ یعنی من اگر بخواهم مطالعه کنم می توانید بگویید این شاخص ها را اندازه گیری کن اگر فلان طور بود این زنبور مدا است؟

غلامحسین طهماسبی :  بله آنها را معرفی کردیم. مثلاً گفتیم طول خرطوم زنبور عسل ایرانی 6.3 میلی متر است و رنج آن هم بین این مقدار و این مقدار است . مثلاً طول بال 9.2 است و رنج آن بین 8.7 دهم تا 9.5 بوده است .

نحل منفرد : این مقالات کجا منتشر شد؟

غلامحسین طهماسبی :  یک مقاله در مجله علوم کشاورزی اصفهان و مقاله ای هم در مجله علوم کشاورزی تهران منتشر شد.

نحل منفرد :  آیا تشخیص آنها ساده است؟ یعنی اگر کسی بخواهد زیر میکروسکوپ بگذارد و اندازه گیری کند می تواند؟

غلامحسین طهماسبی :  می تواند ولی باید آموزشش را ببیند. بداند اصلاً چطور این قطعه را جدا کند، چطور اندازه گیری کند . برای زنبور عسل ایرانی در مقاله ای که در آلمان منتشر شد و در مقاله ای که ما در داخل کشور کار کردیم ، این ویژگی ها را داده ایم.

ببینید آقای منفرد موضوعی که وجود دارد این است که بعضی از افراد در نشست هایی که داریم بر اساس شنیده هایشان می گویند با توجه به این که این همه ملکه وارد کشور شده ما نژاد ایرانی نداریم ، بدون اینکه حرفشان مستند به یک کار علمی باشد.

بعد از آن هم تمام مطالعات دیگری که در ایران انجام شده همین موضوع را اثبات کرده. دوشنبه هفته گذشته بیست و نه شهریور 95 در دانشگاه کرمانشاه یک دانشجوی دکتری از تزش دفاع می کرد. موضوع همین مسئله بود. من آنجا بودم.

نحل منفرد : اسم ایشان چه بود؟

غلامحسین طهماسبی :  آقای رحیمی

نحل منفرد : به چه نتیجه ای رسیده بودند؟

غلامحسین طهماسبی :  نتیجه ای که ایشان گرفته بود این بود که مطالعات قبلی صحیح است و نژاد ایرانی حفظ شده. تز دکتری این دانشجو در دانشگاه رازی کرمانشاه بود.

نکته دیگر اینکه آن زمان در مطالعاتی که انجام دادیم به این نتیجه رسیدیم که زنبور عسل ایرانی حفظ شده و وقتی روی نمودار با نژادهای دیگر آوردیم مثلاً روتنر در دهه 1985 در نقطه ای قرار گرفته بود بعد مدای طهماسبی از نژادهای اروپایی کمی دورتر هم شده بود و فاصله گرفته بود و کار بنیفلد هم بین این دو بود که آن حالت دینامیکی را تایید می کرد. علاوه بر آن من درکارم به این نتیجه رسیدم که در ایران این نژاد سه تا جمعیت متفاوت دارد، یکی شمال کشور که کاملاً اقلیم متفاوتی دارد یکی غرب کشور  و یکی در مرکز و شرق کشور در گروه سوم قرار می گیرند.

نحل منفرد : بگوییم سه تا توده ...

غلامحسین طهماسبی :  سه تا توده سه تا جمعیت . آقای رحیمی که چند روز پیش دفاع کرد به این نتیجه رسیده است که دو تا توده داریم ،شمال و غرب یک توده هستند شرق و مرکز هم یک توده. در آنجا هم خیلی بحث شد والآن وقت نیست که من راجع به جزئیات کار ایشان صحبت کنم می خواهم بگویم خیلی شباهت وجود دارد بین کارهایی که انجام گرفته است. مثلاً الآن سال 1395 هستیم کار ما سال1375 بود یعنی بعد از بیست سال ایشان دوباره به همان نتیجه رسیده. تقریبا در نژاد ایرانی همان جملاتی از طرف ایشان مطرح شد که نژاد ایرانی حفظ شده است ولی جمعیت برخلاف طهماسبی که به سه گروه رسیده بود ما به دو گروه رسیدیم .

نحل منفرد :  اجازه دهید سئوالی را همین جا  بپرسم،بعد از اینکه ما چند مصاحبه با آقای عاکف انجام دادیم و بعد با آقای عبادی صحبت کردیم صحبت عده ای عوض شد . آنها می گویند اصلاً این نژاد وجود دارد و ما مدا را داریم اما قابلیت کار را ندارد . کم محصول است و ما با آن گرفتاریم . نمی توانیم کار کنیم .سئوال این است که این مدای ما که برایش رگ غیرتمان می زند بیرون ارزشش را دارد؟

 این سوال در همه ی مصاحبه های ما مطرح می شود. دلیلش این است که زنبور دار گرفتار است. زنبوردار از یک طرف با شرایط جوی و اقلیمی و غیره گرفتار است که آن را نمی شود کاری کرد و از طرف دیگر با نژاد زنبورش گرفتار است. احساس می کند این نژاد برایش بازده ندارد. مدتی هم که نژاد های دیگر وارد شده یک چیزهایی از آنها دیده که سطح توقعش رفته بالا. زنبوردار الآن توقع دارد اگر ما اصلاح می کنیم چیزی در سطح آنها دریافت کند حالا به نظر شما واقعا مدا ارزش دارد که حفظش کنیم؟

غلامحسین طهماسبی :  ببینید من داشتم مقدمه را می گفتم که به اینجا برسم ، اروپایی ها توانستند در اتریش و آلمان روی نژادشان کار کنند. الآن دهه ی شصت کارشان دارد تمام می شود و کم کم وارد دهه ی هفتاد کار روی نژاد کارنیکا می شوند. خودشان را به یک شرایطی رساندند که تمام دنیا مشتری کارنیکا است.

نحل منفرد :  خب این قبول منتقدان می گویند مدا ارزش کار را ندارد ولش کنید...

غلامحسین طهماسبی : خب من می خواهم به این نتیجه برسم که ارزش دارد . ما چون کار نکردیم به این جا رسیده ایم که می گوییم ارزش ندارد. در تمام دنیا ضرب المثل های زیادی داریم که شما باید کار کنید که نتیجه اش را ببینید. اگر بنشینید که از آسمان برایتان نمی بارد. از ما باید حرکتی باشد تا از خدا هم برکتی دنبالش بیاید. بنابر این ما در ایران موظف هستیم و وظیفه داریم که روی نژاد خودمان کار کنیم.

اگر ده سال ،پانزده سال،بیست سال روی نژاد خودمان کار کنیم به نتایج خوبی می رسیم که الآن رسیده ایم و برای شما خواهم گفت . البته ما به اندازه ای که کار کرده ایم رسیده ایم نه به اندازه شصت سال کارنیکا ، نه به اندازه امکاناتی که در آلمان است به اندازه امکانات ایران.

 همکاران ما در ایران می گویند سری که درد نمی کند چرا دستمال می بندی؟می دانی که در ایران سیاست های متغیری وجود دارد شما ده سال کار کرده ای ناگهان اعتبار نمی دهند. همه ی کارهایت می رود روی هوا، درست هم می گویند خیلی سخت است، ولی من فکر می کنم بر اساس وظیفه ای که ما نسبت به ذخایر ژنتیکی کشور داریم باید بیاییم مدا را بهبود دهیم و حفظ و اصلاحش کنیم . به جایی برسانیم که زنبوردار ما ملکه ی خارجی را نخواهد. این که می گویید بعضی ها یک نتایجی را دیده اند همان هایی که آن نتایج را دیده اند می گویند: ما اینها را به ایران آوردیم سال اول هم خوب بود....

نحل منفرد : اف دویش خراب شد دیگر...

غلامحسین طهماسبی :  خیلی خوب اشاره کردید. اینها اف دویش خراب می شود. در نسل دوم تفرق صفات دارد. چون این ها هیبرید به ما می  دهند. مثلاً هیبرید میدنایت و هیبرید استارلاین را به ما دادند. نمی آیند نژادی بدهند که بتوانیم سالها آن را تکثیر کنیم.

 اگر ما از نظر زنبور عسل در همین دوران تحریمی که بسر می بریم وابسته شویم اولین کاری که می کنند  نژاد را به ما نمی دهند. خیلی راحت ما را در یک منگنه ی شدیدی قرار می دهند که مجبور باشیم بهشان التماس کنیم.

الآن اگر کمپانی های بزرگ دنیا که نژادهای مرغ را به ایران می دهند بدانند که ما خودمان نژادی در ایران نداریم به هیچ وجه حاضر نخواهند بود آن را به قیمت فعلی به ایران بدهند. اگر بروید و تحقیق کنید می بینید به کشورهایی که از خودشان هیچ نژادی ندارند گران تر از ایران نژاد را می فروشند ولی چون می دانند ما در ایران مرغ آرین را داریم که اگر یک موقع به ما نژاد های راس و کاپ را ندهند ، آرین با یک فاصله کمی می تواند تولید را به ما دهد، لذا به قیمت مناسب به ما می فروشند.

در زنبور عسل هم باید سعی کنیم کشورمان را به جایی برسانیم که نژاد خودمان را داشته باشیم. سعی کنیم بهبودش دهیم. ما ازسال 77  این کار را شروع کرده ایم.

نحل منفرد : پس چرا کشورهای پیشرفته ای مثل آمریکا یا استرالیا این نژادها را وارد و استفاده می کنند. آیا آنها به اندازه ی ما نمی فهمند؟

غلامحسین طهماسبی :  آمریکا چون خودش هیچ نژادی ندارد کارنیکا را می برد. اصلاً نژادی از خودش ندارد که خطری برایش ایجاد شود . استرالیا نژادی ندارد این را می برد و سعی می کند در کشور خودش تطبیق دهد یا چین، چین الآن این نژاد ها را برده است و از آن ها استفاده می کند چون خودش از ابتدا زنبور عسل ملیفرا نداشته. آنها زنبور آپیس سرانا دارند که در مقایسه با ملیفرا خیلی غیر اقتصادی است. هنوز هم سرانا را دارند.

نحل منفرد : سرانا آن زنبور بزرگ ها است؟

غلامحسین طهماسبی :  نه آنها دورساتا است که خیلی بزرگ است ،سرانا کمی از زنبور ما کوچکتر است در همین کندو هم زندگی می کند مثل درساتا و فلورا روشنی دوست نیست و اما بازده اقتصادی آن در مقایسه با زنبورعسل اروپایی خیلی کم است .

نحل منفرد : پس اصلاً در این مناطق از جهان ملیفرا را نداشته اند؟

غلامحسین طهماسبی : آنها نداشته اند،چینی ها برده اند ،استرالیایی ها برده اند ،کانادایی ها برده اند،آمریکایی ها برده اند ...

نحل منفرد : پس از قبل نژادی نداشته اند که از بین برود؟

غلامحسین طهماسبی : نخیرچیزی ندارند که از دست بدهند  ملیفرایی ندارند که از دست بدهند اما این کار اگر مثلاً در سوریه انجام شود که خودشان از میلیون ها سال پیش ملیفرا داشته اند ...

نحل منفرد :  سیریکا از دست می رود...

غلامحسین طهماسبی :  بله، یا مثلاً اگر ما به ایران بیاوریم می تواند همان بلا را سر مدای ما بیاورد. آلمانی ها سالهاست کار کرده اند. مثل ماشین بنزشان که الآن در دنیا آقایی می کند. این نتیجه ی کار زیادشان است و توانستند به نژادی دست یابند که برای مناطق مشابه اقلیم خودشان بهترین جواب را می دهد.

 من همیشه صحبتم با همکاران این است که ، زمانی که آلمانی ها شروع کردند گذشتگان ما نیامدند روی این مسئله کار کنند. الآن هم راه ساده اش این است که برویم یک نژاد خارجی را بیاوریم و یک تطبیق و یک سازگاری و بعد معرفی شود و زنبوردار ما استفاده کند ولی کار اساسی این است که روی نژاد خودمان کار کنیم تا نتیجه بگیریم.

نحل منفرد : خب کار بدون زحمت اشکالش چیست؟

غلامحسین طهماسبی :  واردات می تواند نژاد ما را تحت تاثیر قرار دهد و تخریب کند و بعد از مدتی که نژادمان از دست رفت امکان برگشت نداریم .

 

شورای فنی زنبور عسل کشور

نحل منفرد : اصلا این کار اصلاح نژاد از کجا شروع شد؟

غلامحسین طهماسبی :  در دهه ی هفتاد در معاونت امور دام جهاد آمدند گفتند ما می خواهیم یک شورایی بوجود بیاوریم که تصمیمات و سیاست هایی که قرار است در مورد بخش زنبور عسل کشور اتخاذ شود توسط آن شورا صورت گیرد و شورای فنی زنبور عسل کشور تأسیس شد. تصمیمشان این بود که از دانشگاه ، از موسسات تحقیقاتی وزارت جهاد ، از زنبوردارها و از همکاران بخش اجرا همه در این شورا حضور داشته باشند. مثلاً آقای دکتر عبادی از اعضای فنی آن شورا بودند. من بودم. چند نفر از زنبوردارها مثل آقای مولوی از هیات منتخب زنبورداران کشور یا حاج آقا ادریسی که به رحمت خدا رفتند هم در شورا حضور داشتند. آن زمان اتحادیه وجود نداشت و زنبوردارها تشکیلاتی داشتند به نام هیئت منتخب زنبورداران کشور ،تعاونی ها جمع می شدند، یک هیئت منتخب درست می کردند که پنج نفر بودند و نمایندگان این هیئت منتخب در جلسات شورای فنی زنبور عسل شرکت می کردند.

نحل منفرد : قبل از تشکیل اتحادیه؟

غلامحسین طهماسبی : بله و در آن شورا قرار شد که در مورد بحث واردات ملکه تصمیم گیری شود . شاید برای خوانندگان جالب باشد آن زمان آقای دکتر اسماعیلی که استاد همه ی ما بودند اعتقادشان این بود که اگر بذر خیار وارد می کنیم اگر گاو هولشتاین وارد می کنیم چرا نباید زنبور عسل را وارد کنیم؟ ایشان اعتقادش این بود.

نحل منفرد :  البته فکر کنم آن زمان هنوز مطالعات شما انجام نشده بود ،درست است؟

غلامحسین طهماسبی :  بله انجام نشده بود. یعنی در حال انجام بود. من و آقای دکتر عبادی نظرمان چیز دیگری بود . برای اینکه بدانیم کدام نظر صحیح است نامه هایی نوشتیم برای متخصصان درجه یک زنبور عسل دنیا. برای آقای روتنر(Ruttner  ) که آن زمان زنده بود. برای آقای ریندرر(Rinderer  ) که از متخصصان درجه یک ژنتیک زنبور عسل دنیا در آمریکا بود و الآن هم در بعضی از کنفرانس ها حضور پیدا می کند - امریکایی ها برایش محافظ می گذارند -  برای آقای لیدلا ( Laidlaw ) که ایشان هم فوت کرده اند و استاد آقای دکتر عبادی هم بوده اند و چند نفر دیگر که نامشان خاطرم نیست. برایشان نوشتیم در ایران می خواهیم کاری را شروع کنیم زنبوردارها ی ما الآن  ملکه وارد می کنند و در سالهای گذشته هم ملکه وارد کشور شده است و در ایران چنین شرایطی داریم. شما نظرتان چیست؟

نحل منفرد : آن مکاتبات هنوز وجود دارد؟

غلامحسین طهماسبی :  بله

نحل منفرد :  ما می توانیم از شما بگیریم وعکسش را در سایت بگذاریم؟

غلامحسین طهماسبی :  من باید با آقای جمشیدی صحبت کنم که در مدارک شورای فنی زنبور عسل پیدا کنند. آن زمان ایمیل وجود نداشت و جواب هایی که به ما دادند کتبی بود. در جواب هایی که به ما دادند برایند صحبتشان این بود که با توجه به ویژگی های خاص زنبور عسل ، بهتر است روی نژاد خودتان کار کنید. چون نژاد خودتان در طول میلیونها سال با شرایط سرزمینتان تطبیق پیدا کرده  و اگر بتوانید صفات بدش را حذف و صفات خوبش را تقویت کنید قطعا این به صلاح کشور شما است.

در شورا وقتی مجموعه اینها را کنار هم گذاشتیم و سال 77  نتایج مطالعات من هم مشخص شد با حضور آقای دکتر اسماعیلی به این جمع بندی رسیدیم که باید روی زنبور عسل ایرانی کار کنیم.

در اینجا باید مطالبی را از ویژگی های این دو استاد گرامیم بگویم. آقای دکتر عبادی و آقای دکتر اسماعیلی هر دویشان علاوه بر اینکه از لحاظ علمی آدم هایی هستند که در رشته ی خودشان در کشور بهترین های کشور بودند والآن هم آقای دکتر عبادی بهترین متخصص در کشور است ، به لحاظ اخلاقی و رفتاری هم برای ما الگو بودند. امکان نداشت در جلسه آقای دکتر اسماعیلی راجع به مطلبی صحبت کنند و آقای دکتر عبادی با اینکه نظراتشان با هم مخالف بود به ایشان بی احترامی کنند. آقای دکتر اسماعیلی حرفهایش را می زد. آقای دکتر عبادی و من هم با احترام حرفهایمان را می زدیم.  جو بسیار آرام و خوبی بود. وقتی کارشناسان جهانی آن جواب ها را به ما دادند به این جمع بندی رسیدیم که روی زنبور عسل ایرانی باید کارمان را شروع کنیم و آقای دکتر اسماعیلی هم این را پذیرفت.

نحل منفرد : آقای پور اصغر هم در آن شورا بودند؟

غلامحسین طهماسبی :  ایشان در جمع ما نبودند. در شورای فنی نمی آمدند. به دلایلی که می گویم، آقای دکتر پوراصغر وآقای دکتر عبادی قبل از اینکه من آنها را بشناسم با هم اختلافاتی داشتند. من سعی کردم در تز دکتری ام هر دویشان را بگذارم که کمی آنها را به هم نزدیک کنم. اعتقادم این بود که در کشور آدم هایی که داریم اگر به هم نزدیک شوند خیلی خوب است. منتها به این نتیجه رسیدم که اصلاً امکان پذیر نیست و وقتی خیلی تحقیق کردم تصمیم گرفتم با آقای دکتر عبادی کارم را انجام دهم. آقای دکتر پور اصغر به همین دلایل به جلسات ما نمی آمد.

نحل منفرد : آقای دکتر اینهایی که گفتید درست. من لزومش را فهمیدم. اما ما الآن روی زنبور عسل ایرانی کار کنیم به چه کیفیتی خواهیم رسید؟ به کارنیکا خواهیم رسید؟ اگر کارنیکا نه ، دوتا پله پایین تر از کارنیکا... خواهیم رسید یا نه؟

 

طرح جامع اصلاح نژاد زنبور عسل ایران

غلامحسین طهماسبی :  ببینید وقتی ما  نژادی داریم که ویژگی های خوبی را به صورت طبیعی دارد باید سعی کنیم ویژگی های بدش را کاهش دهیم. سال77 در منطقه مرکزی کشور طرح جامع اصلاح نژاد زنبور عسل ایران را شروع کردیم.  ابتدا پنج هزار کندوی زنبور عسل را در چهار استان تحت پوشش و ارزیابی قرار دادیم. از آن پنج هزارتا چیزی حدود هشتصد کندو را انتخاب کردیم. بهترین هایش را. زنبوردارها خیلی سخت می پذیرفتند ولی بالاخره متقاعدشان کردیم تا کندوها را از آنها بخریم . بعد از اینکه اینها را خریداری کردیم از سال 1378 شروع کردیم به اصلاح آنها.

نحل منفرد : یعنی رفتید و هشتصد تا کندو از بهترین های زنبورستانها را گزینش کردید؟

غلامحسین طهماسبی : بله ، ما پنج هزار کندو را در چهار استان اصفهان، تهران، قزوین و مرکزی مورد بررسی قرار دادیم . البته البرز فعلی هم آن موقع جزئی از تهران بود.

نحل منفرد :  در واقع توده ی مرکزی را شما هدف قرار دادید

غلامحسین طهماسبی :  بله ،حالا چرا ما مرکزی را هدف قرار دادیم؟ چون اینجا امکانات ، وسایل و محقق داشتیم. در منطقه مرکزی کشور در موسسه علوم تحقیقات دامی کشور کار شروع شد و تا حالا ادامه دارد. یعنی چیزی حدود 17 ،18 سال. در برخی مقاطع زمانی بوده که به دلیل محدودیتهای آن مقطع , وزارتخانه هیچ اعتباری برای این طرح نداده است. در دولت های مختلف شرایط متفاوت بود ولی با چنگ و دندان این کندو ها را حفظ کردیم و کار را نگذاشتیم که از بین برود. طرح های اصلاح نژادی طوری است که اگر شما اجازه دهید مجموعه ی توده ی ژنتیکی که اصلاح نژاد رویش انجام شده از بین برود باید برگردید و کار را از صفر شروع کنید. ما از آن  سال تا امروز که با شما صحبت می کنیم در طول این 18-17 سال به هر زحمتی که بود طرح را حفظش کردیم و در پایان هر نسل سعی کردیم بهترین ها را انتخاب کنیم و نسل بعد را بوجود آوریم.

آقای دکتر عبادی قبل از ما در دهه شصت یک مقاله ای منتشر کرده بود که نژاد لیگوستیکا، قفقازی ،کارنیکا، هیبرید مید نایت، هیبرید استارلاین و نژاد آناتولیکا را ترکیه را آورده و از مناطق دور دست و بکر ایران نژاد بومی ایرانی را آورده بود و در یک کار تحقیقاتی در اصفهان آنها را با هم مقایسه کرده بود. به این نتیجه رسیده بود که زنبور ما از نظر زمستان گذرانی شرایط خیلی خوبی در مقایسه با نژادهای دیگر دارد ولی از نظر فاکتور های آرامش ، تولید عسل و بچه دهی ضعیف تر از آنها است.

زمانی که می خواستیم کار را شروع کنیم گفتیم با توجه به مطالعه ای که صورت گرفته ما در این طرح سعی کنیم نقاط ضعف را بر طرف کنیم و سه صفت افزایش میزان محصول ، کاهش بچه دهی و بهبودآرامش را هدف کار خود قرار دادیم.

 سال 78 شروع طرح مصادف شد با سفر آقای بنیفلد رئیس انستیتو تحقیقات زنبور عسل آلمان به ایران برای برگزاری یک دوره آموزشی برای کارشناسان زنبور عسل.

نحل منفرد : به خاطر این طرح به ایران آمده بود؟

غلامحسین طهماسبی : نخیر آمده بودند برای برگزاری دوره .زمانی که در ایران بودند ما دو جلسه با ایشان گذاشتیم و راجع به طرح هم با ایشان مشورت کردیم. اعتقادش این بود که روی نژاد خودتان کار کنید. وقتی مشورت کردیم گفتند حداقل 700 کندو برای شروع طرح باید داشته باشید که تنوع بالایی داشته باشد.

نحل منفرد : ایشان هم در این طرح ذی سمت شدند ؟

غلامحسین طهماسبی :  مشاور طرح ما بودند. ما با ایشان در تماس بودیم اما نه به اندازه ی آقای دکتر عبادی که از نزدیک نظارت دارند.

 با توجه به اینکه ما در زنبور عسل وضعیت ژنتیکی کاملاً ویژه ای داریم به یک نرم افزار برای اصلاح نژاد نیاز داشتیم. ایشان گفت ما در آلمان یک برنامه نرم افزاری انتخاب برترین های زنبور عسل داریم . می توانیم به شما بفروشیم  و هم اگر بخواهید می توانید اطلاعاتتان را به ما بدهید تا ما به شما بگوییم بهترین هایتان کدام هستند ولی هر سال یک پولی از شما می گیریم. ما گفتیم ما می خواهیم بخریم. آن زمان وزارت خانه ی ما یک مناقصه گذاشت و چند متخصص ژنتیک داخل کشور هم آمدند و قیمت دادند.آلمان هم به ما قیمت داد. بعد آمدیم پاکت ها را باز کردیم و در مجموع در آن جلسه تصمیم گرفتیم متخصص داخلی کارمان را انجام دهد که متخصصین داخلی تشویق شوند و کار هم بهتر دنبال شود.

نحل منفرد : طراحی نرم افزار بود؟

غلامحسین طهماسبی : بله نرم افزاری برای ما طراحی کند که ما اطلاعات را دهیم به این نرم افزار و بهترین ها را برای ما انتخاب کند این نرم افزار در داخل کشور تهیه شد و ما با استفاده از این نرم افزار هر ساله از سال 78 تا الآن که وارد نسل 14 شده ایم – در تمام سال ها یک نسل نداشته ایم - انتخاب ملکه های برتر را انجام داده ایم.

نحل منفرد : امسال نسل جدیدی داشته اید؟

غلامحسین طهماسبی :  زمستان گذشته داشتیم. رفته بودیم جنوب. معمولاً برای تولید ملکه جنوب می رویم که جلو بیافتیم.

نحل منفرد : کدام منطقه؟

غلامحسین طهماسبی : در طول این هجده سال مناطق زیادی رفته ایم. مثلاً چند سالی در فاریاب رودان در نزدیکی میناب بودیم. یک یا دو سال در گنو بندرعباس و چند سال در اطراف گچساران بودیم. چند سال در کنگان بوشهر و الآن چند سالی است که درتنگ ارم بالای برازجان هستیم. امسال هم نسل جدیدی را پرورش دادیم.

نحل منفرد : با تلقیح مصنوعی؟

غلامحسین طهماسبی : نخیر ما منطقه ایزوله ایجاد می کنیم.

نحل منفرد : چطور می شود آقای دکتر آنجا زنبوردارهای زیادی می آیند ؟

غلامحسین طهماسبی :  شاید در وزارت خانه این قدرت اجرایی باشد که در منطقه ای کسی را راه ندهند ولی تمام تلاش ما این است که کمترین مشکل را برای زنبوردارها داشته باشیم البته به صفر نمی رسد. اینجا را یکی از زنبوردارهای خوب استان تهران به ما معرفی کرد. تنگ ارم به گونه ای است که راهی از جاده ی بوشهر - کازرون جدا می شود می رود در دل کوه. تمام طول این جاده را زنبوردارن بالا و پایین می چینند تا نزدیک خود تنگ ارم . بوشهری ها خودشان زنبور آنچنانی ندارند. بیشتر استانهای دیگر مثل اصفهان، تهران، فارس، آذربایجان و جاهای مختلف می آیند. از این جاده راه دیگری جدا می شود، از آن فاصله می گیرد و می رود به ارتفاعاتی به نام خیرک شکرک. آنجا هم چون در ابتدا سرد است زنبوردارها تمایل چندانی برای رفتن به آنجا ندارند.

نحل منفرد : چند کیلومتر از آن جاده فاصله می گیرد؟

غلامحسین طهماسبی :  ما سعی می کنیم فاصله هوایی حدود ده کیلومتر را با آن جاده داشته باشیم .

نحل منفرد : خطی؟

غلامحسین طهماسبی : بله، فاصله هوایی. بالاتر در روستا یکی دو تا نبوردار سی ، چهل تایی بودند که به آنها ملکه می دهیم و آنها می شوند از خودمان. جایی پایین تر کندوها را می چینیم، پیوندمان را می زنیم، بعدمی بریم بالاتر جایی که با آنها هم فاصله زیادی دارد و ایستگاه جفت گیری را ایجاد کرده ایم و کندوهای پدری را چیده ایم.

الآن ما به سمتی می رویم که تعداد ملکه ی بیشتری تولید کنیم. می خواهیم اینها را بدهیم به تولید کنندگان لایه دوم یعنی تولید کنند گان ملکه تا آنها تکثیر کنند و به زنبوردارها بدهند.

می دانید در زنبور عسل تولید ملکه به این سادگی نیست که شما سالی یک میلیون ملکه تولید کنید. اصلاً امکان پذیر نیست. ما دو تا سه هزار تا را که می خواهیم تولید کنیم یک برنامه ریزی وسیعی می خواهد, حالا می خواهیم کمی افزایش دهیم و برای تکثیر بیشتر از پتانسیل پرورش دهندگان ملکه استفاده کنیم.

نحل منفرد : الآن به نسل چهارده رسیده اید؟

غلامحسین طهماسبی : بله بعد از هجده سال به نسل چهارده رسیده ایم.

نحل منفرد : چند تا کندو دارید؟

غلامحسین طهماسبی :  ما در همه سال ها 700 کندو را بر اساس طرح اولیه حفظ می کنیم. این 700 کندو را در طول سال ارزیابی می کنیم. به رفتارتهاجمی کندوها امتیاز می دهیم. تعداد شاخون هایش شمرده می شود. در طول سال در دو مرحله ارزیابی رفتار تهاجمی می شود. در مورد همه ی این کندو ها یک گوی چرمی سیاه به مدت یک دقیقه جلوی کندو به صورت پاندولی حرکت داده می شود، تعداد نیشی که به آن می زنند توی شناسنامه شان ثبت می شود. روش دیگری هم در دنیا وجود دارد که به صورت نظری در مورد رفتار امتیاز می دهند اما در روش ما ملاک, تعداد دقیق نیش است. علاوه بر اینها تولید عسل هم مورد ارزیابی قرار می گیرد.

نحل منفرد : از 700 کندو چند تا را برای پرورش نسل بعد انتخاب می کنید؟

غلامحسین طهماسبی :  در پایان هر سال این صفات را کنار هم می گذاریم و نرم افزاری که طراحی شده به هر کندو یک امتیازی می دهد و 700 کندو را به ترتیب امتیاز آنها لیست می کند . برای نسل بعدمان چهل تا پدری و صد تا مادری را از برترین کندوها و از بالای لیست انتخاب می کنیم. از این کلنی های برتر نسل بعد را بوجود می آوریم. در سالهای اخیر تعدادی از ملکه های رده بعدی را می دهیم  به زنبوردارها. زنبوردارهایی که آنها را برده اند، به قدری نتیجه خوب از آنها دیده اند که هر سال می آیند دنبالشان. البته ملکه های جوان تولید شده در هر نسل در زنبورستانهای بخش خصوصی با ملکه های اصلاح نشده و شاهد مقایسه می شود ولی زنبورداران حتی ملکه های نسل قبل را هم در سالهای مختلف تقاضا می کنند.

نحل منفرد : آقای دکتر ما روی این مسئله حرف داریم ، من با افراد دیگری هم صحبت کرده ام. روی این مسئله خیلی بحث دارند. می گویند شما می گویید ما به هر کسی ملکه می دهیم همه راضی هستند وقتی ما می رویم سراغ آنها می گویند ما ناراضی هستیم ترسیده ایم آنجا بگوییم ناراضی هستیم یک همچین چیزی را نقل می کنند.

غلامحسین طهماسبی :  ببینید از این مرحله که بگذریم، درباره ی ملکه های حذفی مان داشتم می گفتم. زمانی که ما می خواستیم نسل بعد را بوجود آوریم اعتباری در طرح نداشتیم که بیاییم 700 کندوی دیگر ایجاد کنیم. ملکه های همین کندوها را ازشان می گرفتیم. کندو ی جفت گیری تشکیل می دادیم. پیوندهایی که می زدیم در منطقه ایزوله مان با نرهایی که از آن چهل کلنی پدری جفت می خوردند. می شدند کندوهای جدید ما . آنها را با جمعیت کندوهای حذفی ادغام می کردیم و ملکه ها ی قدیمی اضافه می آمد. این ملکه ها را می دادیم به زنبوردارها . سال اول آنها را دادیم به زنبوردارها گفتیم بگذاریم ببرند ببینیم چه می شود. از سال بعد قیمت گذاشتیم باز آمدند و از ما خریدند و حتی از قبل می گفتند که برای ما کنار بگذارید. مثلاً بطور مشخص به شما بگویم از همدان خیلی مشتری بودند می آمدند از ما می خریدند.

نحل منفرد : می شود با چند تا از اینها صحبت کرد؟

غلامحسین طهماسبی : بله ، حتماً من لیست آنها را خدمتتان می دهم.  بعد ما آمدیم کار دیگری انجام دادیم. ملکه ها ی اصلاح شده مان را به زنبوردارها دادیم نه حذفی ها را .

نحل منفرد : تا نسل چند این کار را کردید؟

غلامحسین طهماسبی :  از نسل ششم هفتم به بعد حذفی ها را دادیم به زنبوردارها و از سال 84 ،85  بیشتر تولید می کردیم و تعدادی ملکه به زنبوردارها می دادیم .

نحل منفرد : یعنی ملکه جوان ؟

غلامحسین طهماسبی :  بله ملکه جوان می دادیم. بعد به دریافت کنندگان شناسنامه هایی را می دادیم و آنها را آموزش می دادیم. می گفتیم شما بیایید ملکه ها را ببرید در زنبورستان خودتان این صفات را رویش اندازه گیری کنید وشناسنامه ها را پر کنید. سال اول و دوم چون زنبوردار باید از شهر خودش می آمد در کرج و ما بهش آموزش می دادیم ملکه ها را مجانی بهشان دادیم.

 به آنها می گفتیم همین تعداد که از ما ملکه گرفتید از ملکه های تولیدی خودتان با همین سن و با جمعیت اولیه یکسان, کلنی های شاهد داشته باشید. بعد کندو های ایجاد شده از ملکه های اصلاح شده و شاهد را با هم مقایسه کنید.

بعضی سالها زنبوردارها می رفتند در منطقه ای که طبیعتش عالی است می گفتند ملکه هایتان عالی بود خیلی سالها هم می روند در جاهایی که خشک است می گویند ملکه ها یتان اصلاً به درد نمی خورد. ما گفتیم شما شاهد بگذارید هر جا که می روید در مقایسه با شاهد ها ببینید چه وضعیتی دارد. این باعث می شود مقایسه علمی دقیق تری انجام شود.

 اسم زنبوردارهایی که ملکه ها را گرفته اند وجود دارد. مثلاً سال 85-84  آقای قربانی در سمیرم، آقای مشایخی در کرج یا آقای دهدار از قزوین. شما می توانید از اینها سوال کنید.

نحل منفرد : خوب است ما اصلاً یک مصاحبه میدانی از آنها داشته باشیم در رابطه با اینکه نتایج چه بوده است.

غلامحسین طهماسبی : بله می توانید البته توجه داشته باشید که  شما پیش هر زنبوردار که بروی می گویند ما خودمان ملکه هایمان را اصلاح کرده ایم از ملکه ها ی شما هم بهتر است. ما می گوییم خیلی خوب ما نمی گوییم بهتر نیست. ملکه های ما را هم بگیرید در کنار ملکه های خودتان امتیاز هایتان را بدهید. در آخر اینها را با هم مقایسه می کنیم. ما می خواهیم یک کار مقایسه ای کنیم. شما به ما کمک کنید تا مطالعه ای داشته باشیم. بعد همکاران استانی ما در زمان بعضی از ارزیابی ها  می روند کنارشان می گویند با هم ارزیابی کنیم و امتیاز بدهیم. البته همیشه نمی توانند بروند بعضی از ارزیابی ها را که می توانند به صورت تصادفی با هم بررسی می کنند. الآن هم داریم این کار را در نسل چهاردهم انجام می دهیم.

نحل منفرد : یعنی امسال هم ملکه داده اید؟

غلامحسین طهماسبی :  بله امسال هم ملکه داده ایم و نسبت به سالهای قبل یک تفاوت هایی کرده .

 این را می خواهم بگویم بعضی ها ممکن است به شما بگویند: زنبوردارها از ملکه های اینها ناراضی نبوده اند، اما توجه داشته باشید زنبوردارهایی به ما اطلاعات داده اند که روی ملکه های خودشان تعصب داشتند. می گفتند ما خودمان چند سال است داریم ملکه هایمان را اصلاح می کنیم. بالاخره شما با زنبوردارها سروکار داشته اید و این صحبت های زنبوردارها را می دانید. این حرف ها را همیشه با آنها داریم.

 در اطلاعاتی که ما از زنبوردارها گرفتیم ، بعضی ملکه ی خودشان را بهتر گزارش کردند. تعداد زیادی هم اطلاعاتی که دادند نشان دهنده این بود که ملکه های ما بهتر بوده. اینها را در یک کار آماری کنار هم آورده ایم. ما در آمار روی یک نمونه که نمی توانیم حساب کنیم ، اطلاعات مجموعه ی ملکه هایی که پخش کرده ایم را می آوریم. مجموع این اطلاعات تجزیه و تحلیل آماری می شود. میانگین و انحراف معیار می گیریم.  مقایسات آماری آنها را انجام می دهیم و به نتایج دقیق منطبق بر اصول علمی می رسیم.

نحل منفرد : خب اگر بخواهیم کمی ملموس تر صحبت کنیم حداقل این 700 کندویی که خودتان دارید یک نمونه ی شاخص است. مثلاً از نظر میزان عسل دهی با همین زنبور موجود در کشور چقدر متفاوت هستند؟یا درباره خصوصیات دیگر مثل بچه دهی و ...

غلامحسین طهماسبی :  اینجا یک توضیحی لازم است. ما برای اینکه این زنبور هایمان را که نگهداری می کنیم کاملاً در یک محیط با یک مدیریت باشند چاره ای نداریم جز اینکه همه را کنار هم نگهداری کنیم. بالاخره هر محیط یک ظرفیت خاصی دارد. این یک جا بودن 700 کلنی روی بعضی صفات خیلی تاثیر منفی می گذارد. تراکم زنبور روی بعضی صفات اثر کمتری می گذارد. الآن قبل از آمدن شما آقای تاج آبادی - رئیس بخش تحقیقات زنبور عسل - آمده بود پیش من. رفته بودند سبزوار. ایشان می گفت رفته بودم در یک زنبورستانی زنبورهای خودمان را بدون کلاه بازدید می کردیم اما زنبورهای آنها خیلی نیش می زدند. ببینید این رفتار دفاعی یک رفتاری است که به طور بارز نشان می دهد که خیلی فرق می کند. زنبوردارها هم تقریبا در نتایج همینطوری به ما گزارش کرده اند. بچه دهی هم تا حد زیادی همینطور است. ولی وقتی ما 700 کندو را کنار هم می گذاریم بعضی مناطق کشش این تعداد را ندارد.

نحل منفرد : خب در آن کندو هایی که دادید به زنبوردارها خصوصیات عسل دهی را ارزیابی نکردید؟

غلامحسین طهماسبی : چرا آنها را هم ارزیابی کردیم .  به نظر من این زنبور وقتی می رود در زنبورستان های دیگر که شرایط معمولی دارند می تواند خودش را از نظر میزان تولید عسل نشان دهد. بعضی زنبوردارها آمدند با اصرار به من گفته اند باید بیایید و چند کلنی ای که ملکه آنها را از شما گرفته ایم ببینید. بعضی ها یش که نزدیک بوده اند را هم رفته ام. از نزدیک دیده ام از نظر جمعیت و عسل دهی واقعا متفاوت و برتر از بقیه بوده اند.

نحل منفرد : الآن در مورد این موضوع رکوردهای آماری دارید؟

غلامحسین طهماسبی : بله ما رکوردهای آماری داریم. در همان سال 85-84 در مقایسه هایی که کردیم ملکه هایی که داده بودیم خود زنبوردارها اذعان کرده بودند در مجموع از نظر رفتار دفاعی و بچه دهی به طور معنی داری بهتر بوده اند. اسامی شان را هم اگر لازم باشد به شما می دهم می توانید با آنها صحبت کنید.

نحل منفرد :  در این دو صفت؟

غلامحسین طهماسبی : در عسل، سال 84 بهتر بود و سال 85 علیرغم اینکه ملکه های طرح بهتر بود ولی تفاوت معنی دار نشده بود. این نشان دهده این است که در بعضی از صفات کلنی های زنبورعسل خیلی وابسته به محیط و مدیریت اند.

 ما یک اصطلاحی در کار اصلاح نژاد داریم می گوییم یک صفت وراثت پذیری بالایی دارد این وراثت پذیری بالا یعنی کمتر تحت شرایط محیطی است و با انتخاب هایمان با سرعت بالاتری  می توانیم به نتیجه برسیم. صفت تولید عسل از آن صفاتی است که در تمام دنیا که کارکرده اند وراثت پذیری اش پایین بوده . چرا؟ چون هم وابسته به گرده و شهد محیط است هم وابسته به این است که زنبودارچه زمانی اینها را کوچ دهد و هم وابسته به این است که چقدر با بیماری هایش خوب مبارزه شده باشد. خیلی چیزها باید کنار هم قرار گیرند تا این صفت مشخص شود اما صفتی مثل رفتار دفاعی وراثت پذیری بالاتری دارد و در کار ما هم خیلی زود به نتیجه رسیده است.

نحل منفرد : چیزی که از همه بیشتر برای زنبوردار مهم است میزان محصول یک نژاد است چون در اقتصادش مؤثر است.

غلامحسین طهماسبی : بله من عرضم همین است . در سالهای اخیر دو صفت را به فرایند اضافه کرده ایم. یکی مقاومت به کنه و دیگری صفت زمستان گذرانی .  این صفات که اضافه شده فاکتورهای بیشتری در انتخاب ما دخالت دارند.

از سال 94 یک جور دیگری داریم ملکه ها را به زنبوردارها می دهیم مثلاً می گوییم علاوه بر ملکه های جوان بعضی از  زنبوداران ملکه مادری از ما بگیرند. از آنها پیوند بزنند اما  نر از خودشان باشد. بعد نتایج ملکه های تولیدی آنها را در زنبورداران لایه سوم ببینیم .

نحل منفرد : شما باید به یک جایی برسید به نظر من که تولید کنندگان ملکه تمایل داشته باشند ملکه ها ی شما را بگیرند به عنوان مادری استفاده کنند. مثلاً زنبورداری که دو تا ملکه از شما می گیرد دو هزار تا تولید کند اما این یک سختی خواهد داشت. سختی کار این است که امروز که کارنیکا در کشور مطرح است آیا این تولید کننده ی ملکه رغبت دارد بیاید ملکه شما را بگیرد یا نه و این مسئله است؟

غلامحسین طهماسبی :  خب بالاخره ما باید تلاشمان را کنیم که این اتفاق بیافتد.

نحل منفرد : من می گویم اگر این تفاوت ملموس باشد او خودش دنبال شما خواهد دوید که به ما بده!

غلامحسین طهماسبی : تفاوتش با چی؟

نحل منفرد : با زنبور معمولی تفاوتش ملموس باشد. اگرهم از کارنیکا پایین تر است یک تفاوت جزئی داشته باشد. این مهم است. پرورش دهنده ی ملکه اقتصادش بر اساس نژاد زنبورش است. او باید ملکه بفروشد. زنبورداری که مشتری او است ملکه ای که می خرد باید مفید باشد. اگر اینطور شد سال دیگر هم از آن می خرد و اگر نشد این پرورش دهنده ی ملکه ورشکست می شود.

غلامحسین طهماسبی : ما امسال همین کار را کردیم یعنی به هر کدام از پرورش دهندگان ملکه چند تا از ملکه ها دادیم  و به آنها گفتیم شما ملکه هایی که تولید می کنید و می فروشید باید به ما بگویید به چه کسانی داده اید. کارشناسان استانی ما بروند در آن زنبورستانها ملکه های لایه سوم را با شاهد ها مقایسه کنند.

تا اینجا که آمارها را برای ما می آورند ما دو جور ملکه داریم یکسری ملکه ها ی جوان که پیوند ها از خودمان بوده و در زنبورستان طرح و با نرهای کندوهای پدری تلاقی نموده و به آنها دادیم اینها نتایج بهتری به ما داده است. یک سری هم لایه سوم داریم که ملکه های تولید شده از ملکه های مادری طرح در زنبورستان آنها جفت خورده. آن لایه سومی ها نتایج نسبتاً خوبی تا امروز گرفتیم ولی هنوز من اینها را تجزیه و تحلیل نکردم.

 اما نتایج آن مقایسه ی آماری سال 85-84  را که گفتم جمع بندی و در قالب مقاله علمی در مجله ی پژوهش و سازندگی منتشر شده .

نحل منفرد : خب الآن خیلی فاصله افتاده است از آن سال حدود ده سال می گذرد.

غلامحسین طهماسبی : باز سال 87 ملکه هایمان را داده ایم به زنبورداری که هم ملکه معمولی داشت  و هم کارنیکا . خودش می گفت من کارنیکا آورده ام می دانید اینهایی که می گویند آورده ایم قانونی نیاورده اند ولی می گویند آورده ایم. به ما گفت می خواهم ملکه های شما را در سه گروه مقایسه کنم. دادیم به او و گفتیم مقایسه کنید ولی این فرمها را تکمیل کنید. این کار را انجام دادیم و نتایج حاصل در مجله  علوم و فنون زنبورعسل منتشر شد. در مقایسه ای که انجام دادیم نشان داد که از نظر زمستان گذرانی زنبورعسل بومی و اصلاح شده های ما بهتر از کارنیکا هستند . از نظر بچه دهی اصلاح شده ما بهتر از بومی ها و با کارنیکا در یک گروه قرار داشت. مقایسه بین ملکه های زنبور عسل اصلاح شده منطقه مرکزی ایران با ملکه های شاهد در زنبورستانهای مختلف استانهای تهران مرکزی و قزوین اینها مثلاً نمودارهایی که ما بدست آوردیم اینها است هر کدام هم کاملاً مشخص است به چه کسی داده ایم.(توضیح نمودار در مجله)

نحل منفرد :  (با توجه به توضیحات نمودار مجله) پس می شود اینطور گفت که شما در خصوصیت تولید عسل خیلی پیشرفت نداشته اید؟

غلامحسین طهماسبی : نه می شود گفت که به خاطر وراثت پذیری کم صفت عسل دهی احتیاج به زمان بیشتری برای اصلاح هست. انتخاب های مکرر و مداوم بیشتری باید داشته باشیم تا این اختلاف بارزتر شود جاهای دیگر دنیا هم همینطور عمل کرده اند.

نحل منفرد :  اگر بخواهیم از خصوصیات مثبت سایر نژادها  استفاده کنیم امکان پذیر است؟ از نظر تکنولوژیکی می توانیم این کار را بکنیم؟ مثلاً در صفت تولید عسل بیاییم این کار را بکنیم. می گویند چینی ها برای تولید ژله از خصوصیات نژاد لگوستیکا استفاده کرده اند. آیا ما چنین امکانی داریم؟می توانیم همچین کاری کنیم مثلاً از خصوصیات کارنیکا استفاده کنیم؟

غلامحسین طهماسبی : ببینید جواب سوال شما را من اینطوری می خواهم بدهم که در قالب یک برنامه حساب شده می شود این کار را کرد، به نظر من ما می توانیم نژاد خودمان را حفظ کنیم آن را هم بیاوریم و حساب شده این کار را انجام دهیم .

نحل منفرد : آقای دکتر این موضوع مهمی است یعنی من احساس می کنم که موفقیت طرح شما در اقبال زنبوردارها نسبت به ملکه های تولیدی  شما است و اقبال زنبوردارها بر می گردد به مقدار تولید عسل ملکه های شما.

غلامحسین طهماسبی : کاملاً درست است ما دنبال این هستیم که این اختلاف به حد قابل قبولی برسد و ما واقعاً زنبورهایمان توانسته باشند شرایط کاملا مطلوبی را در زنبورستانهای دیگر نشان دهند.

نحل منفرد : اما با وجود این همچنان معتقد هستید که زنبور ما قابلیت این را دارد که تبدیل به آن شود؟

غلامحسین طهماسبی : قطعاً ، ببینید زنبور ما قابلیت این را دارد که در شرایط کشور خودمان بهترین جواب را دهد. زنبور ما این قابلیت را دارد که اگر همه با هم همت کنیم و زنبور خودمان را اصلاح کنیم تولید قابل قبول و رفتار خوبی داشته باشد.

من درباره رفتار زنبور خودمان که اینکه اینقدر تبلیغ منفی درباره اش شده بود چیزی را بگویم. زمانی که ما دوره آموزشی برای زنبوردارهای حزب الله گذاشته بودیم ، در لبنان نژاد سیریکا یا سوری بود. اینها به قدری زنبورهای مهاجمی بودند که اصلاً لباس زنبوردارها یشان مثل لباس فضانوردی بود. وقتی من رفتم آنجا آقای عاکف به من گفت : من روز اول چون به هوای زنبور ایرانی بودم با دمپایی بودم و کلاهم را گرفتم دستم رفتم داخل زنبورستان.  این زنبورها تا من کلاهم را بگذارم سرم ریختند کلی من را نیش زدند . شما این اشتباه را نکنید. فردا اگر گفتند لباس بپوش نگویی نمی پوشم . زنبورهای اینها با ما فرق دارند.  واقعا من دیدم همینطور بود. یعنی زنبور ما نسبت به این زنبورهای موجود در دنیا آنقدر هم که می گویند زنبور مهاجمی نبود. ولی ما همین زنبور را  قدری اصلاح کردیم که الآن در زنبورستان ها در زمان پرورش ملکه مان و در زمان ارزیابی هایمان واقعا در بعضی از موارد که هوا بد نباشد و محیط خیلی نامساعد نباشد بدون کلاه می توانیم زنبورهای طرح خودمان را بازدید کنیم.

نحل منفرد : در خصوص طرح هایی که اجرا می شود یکی از مباحث این است که باید یک مکانیسم ارزیابی و نظارتی برای طرح وجود داشته باشد . خب برای اصلاح نژاد ملکه ایرانی یک طرح شما دارید و یک طرح جناب آقای دکتر عبادی آیا برای این طرح ها ارزیابی وجود دارد که نتایج کار را بررسی کند یا آن را کیفیت سنجی کند؟ البته منظورم کسی غیر از عامل اجرا کننده ی طرح است. چرا که اگر ارزیاب با مجری یکی شود خب شاید این ارزیابی اش چندان ارزش علمی نداشته باشد ؟

غلامحسین طهماسبی :  بله اگر خودش انجام دهد و خودش ارزیابی کند ارزش ندارد. ببینید در تعداد زیادی از طرح های تحقیقاتی ممکن است که از ابتدا ارزیاب نگذارند. البته برای بعضی از طرح ها می گذارند و این ارزیاب وظیفه اش این است که به منبع تأمین کننده ی بودجه آن طرح گزارش دهد.

سال 1394 معاونت علمی و فن آوری ریاست جمهوری در جلساتی که با ما داشتند در سازمان تحقیقات دنبال این بودند که یک طرح هایی که به نتیجه رسیده و حالت توسعه ای می تواند داشته باشد را حمایت ویژه کنند. معاونت علمی و فن آوری بیشتر به دنبال عملیاتی شدن نتایج طرح های تحقیقاتی است. گفتند: برای این حمایت ویژه اول باید طرح تان را بدهید ما ببینیم و طرح هایی را بدهید که کارهای تحقیقی اش انجام شده باشد و کارهای توسعه ای اش را می خواهید انجام دهید . ما در طرح ها این طرح جامع اصلاح نژاد زنبور عسل را هم دادیم . سه تا از این طرح ها را با آنها به نتیجه رسیده ایم . یکی در مورد ماهی قزل آلا است یکی در مورد یکی از بیماری درخت لیمو ترش به نام بیماری جاروک است که خیلی بیماری مشکل سازی است. ما رودان هم که می رفتیم به شدت با آن مشکل داشتند. سومینشان خوشبختانه طرح اصلاح نژاد زنبور عسل است. معاونت علمی و فن آوری پروپزال ما را گرفت و پذیرفت و یک ناظر هم برای طرح ما گذاشته است. آنها الآن در طرح خودشان تصمیم گرفته اند که ناظر بگذارند .

نحل منفرد : آنها می خواهند چه کار کنند؟ می خواهند از شما حمایت کنند که ملکه را تولید کنید ؟

غلامحسین طهماسبی :  اعتباری را در اختیار ما می گذارند که این ملکه هایی را که ما اصلاح می کنیم هم کار اصلاحی را ادامه دهیم و هم به زنبوردارها بدهیم و نتایجش را ببینیم اینکه می گویم ما به لایه سوم داده ایم همین ها است که شروع کرده ایم .

نحل منفرد : پس تا الآن شما توزیع رسمی ای نداشته اید ؟ درست است ؟

غلامحسین طهماسبی :  نه ، در سطح وسیع توزیع نداشته ایم . در چند مرحله توزیع داشته ایم اما در اندازه ای که ممکن بوده داده ایم اما الآن برای اینکه در سطح وسیع برود داریم همان کاری را می کنیم که با هم صحبت کردیم . یعنی تولید کنندگان ملکه به عنوان مادری از ما بگیرند و تکثیرش کنند و بدهند به زنبوردارها البته این اشکالش این است که نر از خودشان است .

نحل منفرد : البته همین هم می تواند بعد از چند سال تأثیر مثبت خودش را بگذارد.

غلامحسین طهماسبی :  بله مثلاً بعضی هایشان که زنبوردارهای خیلی خوبی هستند و خیلی از لحاظ فنی مسلط هستند می گویند که ما امسال که این ملکه های شما را گرفتیم ، نر از خودمان است ، سال بعد اگر زنبورهای شما جواب دهد ما تمام ملکه هایمان را از نژاد شما پرورش می دهیم بعد نر ها هم نرهایی می شوند که با یک نسل فاصله از نژاد شما است. به هر حال ما داریم این کار را می کنیم و ناظر هم از آنجا گذاشته اند.

نحل منفرد : آیا نمی شد که با یک تغییر ساختار از پتانسیل بخش خصوصی برای این کار استفاده کرد ؟ این حرف خیلی ها است که می گویند کارمند دولتی زنبوردار خوبی از آب در نمی آید چون بالاخره این آدم منافعش به نحو دیگری تأمین می شود اما در بخش خصوصی زنبوردار باید خوب کار کند که به محصول برسد. آیا فکر نمی کنید بهتر باشد که در آینده حد اقل برای پیشبرد این طرح به سمتی بروید که از بخش خصوصی استفاده کنید؟

غلامحسین طهماسبی :  شاید سؤال شما این است که این 700 کندو را کارمند ها دارند نگهداری می کنند و کارمند هم بالاخره کارمند دولت است دیگر ممکن است توی ارزیابی هایش در مدیریت اش ...

نحل منفرد : حتی در آمار دادن هایش ، می گوید این رئیس من است باید یک آمار خوب بدهم که از من راضی باشد و حقوق خوبی به من بدهد.

غلامحسین طهماسبی :  البته آمارهایی را که آنها به ما می دهند راستی آزمایی می شود . دوم آماری که او به ما می دهد باعث می شود که ما از بین اینها انتخاب کنیم نه اینکه خودمان، خودمان را تشویق کنیم و بگوییم همه خوب بوده اند. هر چقدر هم که خوب باشند ما تنها می خواهیم از بین اینها انتخاب کنیم بنابر این آماری که ما از کارمندان می گیریم آنها این موضوعات را می دانند. الآن در تیمی که ما هستیم حتی تکنسین های ما چند تایشان کارشناسی ارشد هستند البته کارگر ابتدایی هم داریم .

نحل منفرد : با آقای عبادی هم که صحبت کردیم یکی از لزوم هایی که در اصلاح نژاد احساس می شود بحث  حضور متخصص ژنتیک است آیا شما هم در این حوزه ضعف دارید کاری کرده اید؟فکری در این مورد داشته اید؟

غلامحسین طهماسبی :  بله ما خیلی تلاش کردیم این کار را انجام دهیم همیشه در طرح های ما چند نفر متخصص پی اچ دی ژنتیک بوده اند.

نحا منفرد: مستمر بوده اند؟

غلامحسین طهماسبی : البته ژنتیک زنبور عسل با ژنتیک موجودات دیگرمتفاوت است .اینها هاپلوئید ، دیپلوئید اند. نرها ان کروموزوم دارند. ماده هایشان دو ان دارند. رفتار ژنتیکی شان متفاوت است. چند نر با یک ملکه جفت می خورند. اصلاً طرز به ارث رسیدن صفات و اینها خیلی پیچیده است. معمولاً متخصصان ژنتیک ما متخصصان گاو ،گوسفند و مرغ هستند. ما باید از همین ها استفاده کنیم یعنی چاره دیگری نداریم .

نحل منفرد : چرا از سیستم تلقیح مصنوعی در کارتان استفاده نکردید؟ آیا صلاح نمی دانستید؟

غلامحسین طهماسبی : در بعضی مقاطع استفاده کرده ایم.

 اما در این طرح اصلاح نژاد برای اینکه ما بتوانیم با تلقیح به نتیجه برسیم وقتی تعداد ملکه زیادی داریم باید امکانات زیادی داشته باشیم. در سالهای قبل برای تعدادی این کار را کردیم ولی بطور کامل این کار توسعه پیدا نکرد.

نحل منفرد : معتقد به استفاده از این تکنیک هستید یا نه؟

غلامحسین طهماسبی : قطعا معتقدیم. الآن ملکه هایی که داریم مادرشان تا سال 1378 برای ما معلوم است ولی پدر بین آن چهل تایی بوده که آنجا بوده است.

نحل منفرد : محدودیت شما اصلاً چه بود؟ چرا کار نکردید؟ شما که خودتان این تخصص را داشته اید بقیه را نمی دانم.

غلامحسین طهماسبی :  بله ، خب از ابتدا که شروع کردیم اصلاً امکانات و دستگاه هایش را به طور کامل نداشتیم. بعدا به تدریج یک تعدادی توانستیم فراهم کنیم. تکنسین هایی که این کار را کنند لازم بود. در مجموعه شرایط به ما این اجازه را نداد که ما به آن سمت برویم. و الا قطعاً اعتقادمان این است که اگر ما بتوانیم از تلقیح مصنوعی استفاده کنیم راه را کوتاه می کند.

نحل منفرد :  آقای دکتر بنده به عنوان یک زنبوردار کی امیدوار باشم که بتوانم بیایم به شما مراجعه کنم و از شما زنبور بگیرم و شما بگویید زنبور من دست فلان تولید کننده است برو بگیر این کی اتفاق می افتد؟

غلامحسین طهماسبی : خدمت شما عرض کنم خیلی زنبوردارن به ما مراجعه می کنند ما معرفی می کنیم به کسانی ملکه به ایشان دادیم که مثلا در کردستان آقای مهندس کارگر از ما گرفته بروید از او بگیرید و یا در خراسان شمالی از آقای مهندس رضازاده یا آقای شاددل بگیرید.

نحل منفرد : ایشان تولید کننده ی ملکه هستند؟خوب اسامی بقیه را هم بگویید.

غلامحسین طهماسبی :  آنهایی که در ذهن من هست مثلاً آقای شاد دل و آقای رضا زاده در خراسان شمالی ، آقای حیدر پذیر و برادرانشان در کازرون، آقای رضایی در دماوند، آقای باقری در سمنان، آقای کارگر در کردستان، آقای فولادچنگ در اصفهان،  آقای خسروی در اصفهان، آقای قربانی در سمیرم، آقای دهدار در آبیک، آقایان مشایخی ، صف شکن و رضایی در کرج، آقای رحمانی در اردبیل، آقای کرمی در زنجان

نحل منفرد : یعنی الآن زنبوردار می تواند به اینها مراجعه کند بگوید که من از ملکه های شما می خواهم اصلاً اینها کارشان همین است دیگر ؟

غلامحسین طهماسبی : بله آنها قاعدتا استقبال می کنند. می خواهند مشتری داشته باشند.

نحل منفرد : این زنبورها را وقتی به کرج می آورید در مؤسسه نگهداری می کنید ؟

غلامحسین طهماسبی :  یک بخشی از سال در کرج است ، بخشی از سال در ییلاق هستیم .

نحل منفرد : ییلاقتان کجاست ؟

غلامحسین طهماسبی : ییلاقمان در سالهای مختلف, متفاوت است . گاهی می رویم کردستان ، گاهی می رویم به دماوند  و گاهی شمال شاهرود و ....

نحل منفرد : این زنبورستان نگهبان دارند؟

غلامحسین طهماسبی :  اصلاً ما یک تیمی داریم که همیشه بالا سر زنبورها هستند. هم ارزیابی می کنند ، هم نگهداری می کنند.

در پاسخ سؤال قبلیتان در مورد استفاده از بخش خصوصی بگویم که در یک مقاطع زمانی ای آنقدر به ما فشار آمد از نظر مالی ، رفتیم با بخش خصوصی صحبت کردیم گفتیم ما می خواهیم شما این زنبورهای ما را پانسیون کنید یعنی در اختیار شما باشد و ما فقط بیاییم و آمار برداری و انتخابمان را انجام دهیم چون واقعا از نظر کارگر و اینها به بن بست خورده بودیم اما قیمت هایی که به ما دادند اصلا طوری نبود که مؤسسه بتواند آن را تأمین کند. ما در شرایطی هستیم که کارگرهای ما شب عید دور از خانواده شان هستند چون می دانید که تولید ملکه ما کی هست دیگر ، اینها باید دور از خانواده شان باشند ، بالاخره یک سال ، دو سال ، سه سال ، 18 سال است که این کار را انجام می دهند.

نحل منفرد : منظورم این نیست که پیمانکار بگیرید . یک جوری منافع بخش خصوصی را درگیر کنید که آنجا این کار انجام شود و شما نظارت و مدیریت کنید.

غلامحسین طهماسبی : در همکاری ای که با معاونت علمی فن آوری ریاست جمهوری - مجموعه ی آقای دکتر ستاری - داریم در تمام طرح ها آنها می گویند شما آخرش باید یک exit scenario  (ساز و کار خروج) داشته باشید.

 نحل منفرد :  که به چه محصولی می خواهید برسید؟

غلامحسین طهماسبی :  خیر یعنی در نهایت طرح را باید بدهید به بخش خصوصی. چون اگر ندهید به بخش خصوصی تا کی می خواهید این را در بخش دولتی ادامه دهید. الآن دولت شرایطی دارد که سال به سال این شرایط سخت تر خواهد شد. در زنبور عسل چند با رنشسته اند با من صحبت کرده اند. می گویند در طرح ها بهترین کسی که می تواند آن را بگیرد خود محققی است که کار را انجام داده. یک قیمت گذاری شود خودش آن را بردارد و حفظ کند. سعی می کند که تولیدش اقتصادی باشد. من می گویم این چیزی که شما می گویید یک اشکال دارد ما همین الآن در زنبور عسل کلی بحث داریم که مثلاً نژادهای دیگر وارد شود و بحث های دیگری هست. به همکاران معاونت گفتم که من اصلاً صلاح نمی دانم که شما در این مقطع زمانی این کار را بکنید و زنبورستان را واگذار کنید چون من الآن دارم یک کار ملی می کنم.

نحل منفرد : خوب بخش خصوصی تا زمانی تحقیقات را انجام می دهد که سودمند باشد . کار اصلاح نژاد در بخش هایی اصلاً سوددهی ندارد. باید در طولانی مدت هزینه کرد تا به نتیجه رسید. این باید دست دولت باشد یعنی الی الابد باید اینطور باشد. بخش زنبور عسل که دولتی است باید چنین کاری را اداره کند این که کلاً منفک شود را من هم قبول ندارم. اما معتقدم در اجرا می توان از پتانسیل زنبوردارها در بخش خصوصی به خوبی استفاده کرد.

غلامحسین طهماسبی :  خوشبختانه در بعضی از جاهای دنیا آنقدر این فرهنگ جا افتاده است که اینها حاضر هستند بیایند سرمایه گذاری کنند تحقیق هم کنند ولی می گویند به شرطی که نتایج آن مال خودمان باشد

نحل منفرد : بله اگر جایی سودمند است باید این کارانجام شود.

غلامحسین طهماسبی : بله منطقی است . اجرا کننده می گوید این رقمی که من تولید می کنم باید اجازه انحصاری تولیدش برای من شود. جاهایی که قوانین اصولی و سفت و سخت دارند اینها امکان پذیر است ما هم باید به این سمت برویم.

 البته من بدون رودربایستی می گویم. دلم می خواهد همه خیلی واضح مطلب را بگیرند. به نظر من یک عده آدم هایی هستند که از واسطه گری و دلالی و آوردن ملکه سود می برند که به این مساله دامن می زنند. مثل همه ی کالاهای دیگر. از زمان قاجار دلالی و واسطه گری در کشور ما به تولید غلبه داشته است.

 

 تکثیر نژاد های خارجی در کشور

نحل منفرد : ببخشید بنده هم با صراحت می گویم اما آیا شما خودتان هم یک خورده در این موضوع نقش ندارید؟ یکی از سؤالات ما این است.  مجموعه هایی آمده اند و روی کارنیکا کار می کنند. افرادی را هم آموزش می هند که هر کدامشان تعداد زیادی ملکه را در طول سال پرورش می دهند. شما می گویید ما نژاد ایرانی را باید حفظ کنیم. خب کار آن مجموعه ها طبیعتاً نقطه ی مقابل کار شماست و به این نژاد آسیب می زند. اگر قرار است  نژاد ایرانی را حفظ کنیم باید ممنوعیتی ایجاد شود که هر نژادی تکثیر نشود. از طرف دیگر خود شما به محل فعالیت آنها مراجعه می کنید. بازدید می کنید. تصاویر شما از این بازدیدها وجود دارد. آیا حضور شما در مزرعه ی آنها حمایت محسوب نمی شود؟ یا همین رئیس بنیاد نخبگان گویا چند وقت پیش رفته اند و بازدیدی از آنجا داشته اند به هر حال ما به شما و مجموعه دولت به عنوان سیستم حاکمیتی نگاه می کنیم. این حاکمیت چکار می خواهد بکند؟ از آنها دارد حمایت می کند یا نه ؟ بالاخره کار آنها مورد حمایت دولت است یا نه ؟ این یک بام و دو هوا به نظر می رسد.

غلامحسین طهماسبی : من در بخش تحقیقات کشور کار می کنم. بخش اجرایی نیستم که قدرت اجرایی داشته باشم. درست است که بخش تحقیقات هم دولتی است ولی باید بخش اجرایی ما با این مسائل مقابله کند. وقتی رسماً پیامک می کنند که ملکه کارنیکا می دهیم حالا یا دروغ می گوید یا درست می گوید ...

نحل منفرد : راست می گویند پول می گیرند و تحویل می دهند!

غلامحسین طهماسبی : ببینید همین هایی که شما می گویید آمدند با ما حتی در بعضی از پروژه ها همکاری تحقیقاتی کردند. کارهای تلقیحی داشتیم آمدند در بخش تلقیح مصنوعی به ما کمک کردند. من بارها به آنها گفتم که با این مسئله که کارنیکا را به کشور می آورید و تکثیر می کنید مخالفم .چه کسی به شما اجازه داده کارنیکا را بیاورید در کشور. می دانید به من چه جوابی می دهند؟ می گویند ما کارنیکا نیاوردیم. اسپرم کارنیکا را آورده ایم و ملکه های ایرانی را با آن تلقیح کرده ایم که البته ورود اسپرم هم باید با مجوز و قانونی باشد.

نحل منفرد : همه می دانند که امروز ملکه به صورت قاچاق هم وارد کشور می شود.

غلامحسین طهماسبی : خب حالا برگردیم به اینی که دارد قاچاق می آید...

نحل منفرد : منظورم این است که اگر این سیاست کلی که باید مدا حفظ شود صحیح باشد ما نباید از پرورش سایر نژاد ها حمایت کنیم حتی باید چنین پرورش دهندگانی را تکلیف کنیم که نژاد داخلی را تکثیر کنند. یعنی یک جایی یک قوه ی قهریه ی حاکمیتی باید بیاید این کار را تضمین کند. حرف من این است...

غلامحسین طهماسبی : شما درست می گویید . الآن که ما با هم صحبت می کنیم تا جایی که من خبر دارم هیچکس مجوز تولید یا واردات ملکه ی نژاد خارجی را نگرفته. همه ی کسانی که دارند می گویند، کارشان غیر قانونی است. زیاد هم هستند اسمشان در پیامک هایی که می دهند هست. ما در جلساتی که با همکاران اجرایی داشتیم به آنها گفتیم این وظیفه شماست و باید جلوی اینها را بگیرید . اینها رسماً می گویند ما ملکه ی خارجی آورده ایم و تکثیر هم می کنیم و به زنبوردارها می دهیم و این کار غیر قانونی است.

شما بروید از زنبوردارها بپرسید. پیش من که خیلی ها آمده اند. به شدت از قیمت ناراحت بودند و می گفتند ما نتیجه ای نگرفته ایم. خیلی ناراحت بودند. آنها هم به من گفته اند که ما عکس شما را در سایت آنها دیده ایم.  من گفته ام من همدان رفته بودم برای بازدید طرح های تحقیقاتی. آنها هم کار تلقیح مصنوعی شان را داشتند انجام می دادند از من خواسته اند و من رفته ام برای بازدید. اگر ایشان در سایت عکس من را گذاشته است به معنی حمایت از واردات غیرقانونی آنها نیست. البته من هم هیچ وقت از آنها نخواسته ام که نباید عکس من را بگذارید ولی خب به هر حال...

نحل منفرد :  پس شما در بحث تلقیح مصنوعی از آنها حمایت می کنید.

غلامحسین طهماسبی : بله در تلقیح با من همکاری تحقیقاتی داشته اند ولی در مورد نژاد بارها با هم صحبت کرده ایم .من گفته ام شما باید کارتان را قانونی کنید.

نحل منفرد : خب از آنطرف هم به موضوع نگاه کنید. نمی شود که کار پرورش دهندگان ملکه تعطیل شود . اگر قرار بر تکثیر ملکه ی ایرانی باشد شما لاین های مادری را به آنها می دهید؟

غلامحسین طهماسبی :  بله داده ایم همین ها هم از ما گرفته اند.

نحل منفرد :  خب اینقدر تولید دارید که به همه بدهید؟

غلامحسین طهماسبی :  همان قدر که داریم می دهیم. می خواهیم در سال جدید هم بیشتر تولید کنیم .

نحل منفرد : آیا اصلاً آماری دارید که تولیدکنندگان ملکه در کشور چه کسانی هستند؟چه تعدادی هستند و چه کار می کنند؟

غلامحسین طهماسبی : به طور رسمی آماری نداریم. معاونت امور دام کسانی را که این کار را انجام می دهند به ما معرفی کرده بود. حدود هشتاد تا صد نفر، ولی وقتی ما تماس می گرفتیم خیلی هاشان اینکار را نمی توانستند انجام دهند. خودشان دارند سعی می کنند یک اتحادیه تولید کنندگان ملکه بوجود بیاورند. اگر اینکار را کنند جمعشان معلوم شود که چه تعدادی هستند.

نحل منفرد : گفتید بخش اجرایی باید با این کاری که غیر قانونی انجام می شود مقابله کند بخش اجرایی یعنی چه کسی ؟

غلامحسین طهماسبی : یعنی معاونت امور دام، یعنی سازمان دامپزشکی، الآن وارد کردن یک موجود زنده باید با مجوز سازمان دامپزشکی باشد و از معاونت امور دام اجازه گرفته باشند.

نحل منفرد : پس باید از آنها پرسید که چرا کاری نکرده اند.

غلامحسین طهماسبی : من نمی خواهم این را به آنها منتقل کنم اما بالاخره در کشور ما وظایف تقسیم شده است. ما نمی توانیم از یک استاد دانشگاه بخواهیم جلوی واردات غیر قانونی را بگیرد. من دارم کار تحقیقاتی خودم را می کنم کسان دیگری باید جلوی این کار را بگیرند. عرض من این است ما در بخش تحقیق هستیم و اصلاً در آن قسمت مسئولیت نداریم.

نحل منفرد : سؤالی هست که هم به بخش تحقیقات زنبور عسل مربوط است و هم به طرح اصلاح نژاد شما. مسئولینی که وابسته به دولت هستند چرا احساس نمی کنند باید به بدنه ی زنبوداری کشور و فعالین صنعت گزارش دهند. مثلاً الآن شما در سایت موسسه ی تحقیقات علوم دامی بروید اطلاعاتی  از این اتفاقات نمی بینید. شما این همه کار کردید. فرمودید از سال 78 تا امروز کار کرده اید البته شاید چند مقاله علمی منتشر شده باشد ، مقاله علمی را زنبوردار نمی تواند بخواند. اما یک گزارش شسته رفته اگر در سایت باشد آنها می توانند استفاده کنند. چرا این احساس نیاز نیست و کسی چنین کاری را نمی کند ؟

غلامحسین طهماسبی : درست می گویید شما. اینها باید حتما اطلاع رسانی شود. خیلی جاهایی که ما می رویم کلاس می گذاریم ، این صحبت ها که می شود می گویند ما اصلاً اطلاع نداشتیم. به نظرم ما در بخش روابط عمومی کلا این اشکالات را داریم. روابط عمومی که می گویم باید خودم این کار را بکنم. روابط عمومی نمی داند که در زنبور عسل چه کارهایی شده است . من باید خوراک را به آنها بدهم تا آنها بتوانند بگذارند توی سایت . در مجموع این قسمت از فعالیت های ما همیشه ضعیف بوده  و این ضعفی است که ما داریم.

 

پایان قسمت اول مصاحبه

 

نحل منفرد

www.healinghoney.ir

سازمان تحقیقات ، آموزش و ترویج کشاورزی

مهر ماه 1395

 

آدرس پست الکترونیکی دکتر غلامحسین طهماسبی:

 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید 

 

 

  • Bold
  • Italic
  • Underline
  • Stroke
  • Quote
  • Smileys
  • :confused:
  • :cool:
  • :cry:
  • :laugh:
  • :lol:
  • :normal:
  • :blush:
  • :rolleyes:
  • :sad:
  • :shocked:
  • :sick:
  • :sleeping:
  • :smile:
  • :surprised:
  • :tongue:
  • :unsure:
  • :whistle:
  • :wink:
 
  • 1000 تعداد کاراکتر باقی مانده
   
 

تماس با ما

گروه پرورش زنبور عسل نحل منفرد

تلفن: 55 20 90 55 - 021 

تلفن همراه: 09125393457

رایانامه: zolfonoon85@yahoo.com