رحیم عبادی: تکثیر نژادهای خارجی زنبورعسل در ایران به زنبورداری کشور ضربه می زند.

نوشته شده توسط Super User on . Posted in Uncategorised

 رحیم عبادی استادی است که بسیاری از کارشناسان صنعت پرورش زنبور عسل ایران شاگردان وی هستند. دلسوزی اش نسبت به زنبورداران و پیگیری مجدانه مسائل آنان در جلسات نهادهای دولتی توسط وی زبان زد است. در گفتگو با ایشان با زندگی علمی او بیشتر آشنا شدیم و در مورد مسائل روز و طرح های اصلاح نژاد ملکه زنبور عسل در کشور گفتگو کردیم.

نحل منفرد : بسم الله الرحمن الرحیم. آقای دکتر از اینکه وقتتان را در اختیار ما گذاشتید خیلی متشکرم. وقتی ما با اساتید مصاحبه می کنیم یکی از اهدافمان ثبت سوابق و معرفی ایشان به جامعه زنبورداران است. من احساس می کنم بخش مهمی از تاریخچه و هویت صنعت زنبورداری با هویت اساتید ما گره خورده. هر چند جنابعالی برای زنبوردار ایرانی کاملاً شناخته شده هستید اما در این مصاحبه اولین هدف ما این است که پیشینه شما را ثبت کنیم و جنابعالی را دقیق تر برای فعالین این حرفه معرفی نماییم. هدف دوم هم بهره مند شدن از نظرات شما در مورد موضوعات جاری بخش زنبورداری است. خواهش می کنم در ابتدای کار مرحمت بفرمایید خودتان را برای خوانندگان ما معرفی بفرمایید.

رحیم عبادی : بسم الله الرحمن الرحیم . قبل از هر چیز تشکر می کنم از اینکه زحمت کشیدید و وقتی را اختصاص دادید که مصاحبه ای با بنده داشته باشید. افتخار بنده است و خیلی خوشحالم که در خدمتتان هستم. بنده متولد سال 1326 در شهر اصفهان هستم . تحصیلات دوره ابتدایی و متوسطه را در همین شهر گذراندم . در سال 1346 موفق به اخذ دیپلم دبیرستان شدم . آن زمان دوره متوسطه در رشته علوم طبیعی تحصیل می کردم . هر دانشگاهی برای خودش کنکور جدا داشت . در کنکور ورودی چند دانشگاه شرکت کردم و ترجیح دادم در دانشگاه تهران تحصیل کنم . به دلایل مختلف رشته کشاورزی را انتخاب کردم. در سال 1346 وارد دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران در رشته گیاه پزشکی شدم و دوره چهارساله کارشناسی سال 1350 به اتمام رسید.

همان سال در سپاه ترویج استان اصفهان در شهرستان نجف آباد مشغول خدمت سربازی شدم. دوران سربازی ام را می گذراندم که بعد از 6 ماه اطلاع دادند به سبب آنکه شاگرد اول دانشگاه در رشته خودت شده ای می توانی با استفاده از بورس تحصیلی در خارج از کشور ادامه تحصیل دهی. آن موقع ما می توانستیم دوران خدمت سربازی را متوقف کنیم و برای ادامه تحصیل برویم ولی چون 6 ماه را گذرانده بودم و قبلش هم 4 ماه دوران حین خدمت داشتم ترجیح دادم که دوره را تمام کنم و بعد بروم. همین کار را هم کردم و بعد از خدمت سربازی در سال 1352 عازم خارج از کشور شدم.

قبلا مقدمات را فراهم کرده و از چند دانشگاه آمریکا پذیرش گرفته بودم. به دانشگاه کالیفرنیا در دیویس رفتم ( http://ucdavis.edu University of California at Davis) . می دانستم که آن دانشگاه یکی از دانشگاه های رده بالای جهان در رشته کشاورزی است. به خصوص علاقه زیادی به رشته ی پرورش زنبور عسل داشتم . آن دانشگاه در این رشته بسیار پیشرفته بود.

در سال 1352 وارد آن دانشگاه شدم و دو سال اول را برای گذراندن دوره کارشناسی ارشد سپری کردم. البته من در رشته حشره شناسی تحصیل می کردم . در دپارتمان ان تامولوژی Entomology یا حشره شناسی که یکی از بخش های تخصصی اش هم پرورش زنبور عسل بود. ما در آن زمان باید سه رشته اصلی و دو رشته فرعی انتخاب می کردیم. من پرورش زنبور عسل را به عنوان یکی از رشته های اصلی ام انتخاب کردم. در هر حال دوره کارشناسی ارشد تمام شد و وارد دوره دکترا شدم. دکترا را هم در همین رشته ادامه دادم. یعنی تمام دوره کارشناسی ارشد و دکترا را در رشته پرورش زنبور عسل به خصوص پرورش ملکه و گرده افشانی گذراندم. در سال 1359 فارغ التحصیل شدم و چند ماهی را شاید کمتر از یک سال آنجا در خود دانشگاه اشتغال داشتم . در ایران انقلاب شده بود و انقلاب در آستانه پیروزی بود . به شدت علاقه داشتم که برگردم و در ایران کار کنم. با پیروزی انقلاب بیشترتشویق شدم و در آبان ماه 1358 به ایران بازگشتم.

با دانشگاه صنعتی اصفهان هماهنگ کرده بودم و آنها من را به عنوان عضو هیئت علمی پذیرفته و دعوتنامه داده بودند. مستقیم به آنجا رفتم و مشغول به کار شدم. از اول بهمن 1358 در دانشگاه صنعتی اصفهان به عنوان استادیار استخدام شدم و تا سال 1367 استادیار بودم . از سال 1367 تا 1371 دانشیار بودم و از سال 1371 به مرتبه استادی رسیدم. من تا سال 1386 عضو هیئت علمی شاغل دانشگاه بودم . از سال 1386 به تقاضای خودم بازنشست شدم. گروه و دانشگاه به شدت به همکاری من نیاز داشت ولی به دلائل مختلف خودم را بازنشسته کردم . از سال 1386 تا کنون با وجود اینکه بازنشست شدم اما همکاری ام را با دانشگاه و سایر مؤسساتی که از قبل همکاری می کردم همچنان حفظ کردم.

خدمات دانشگاهی من اساسا به سه بخش تقسیم می شود. بخش های آموزش ، پژوهش و فعالیت های اجرایی. در بخش آموزش که عمده ترین کار دانشگاه است ، بنده دروس مختلفی را در رشته های حشره شناسی و پرورش زنبور عسل در مقاطع مختلف کارشناسی ، کارشناسی ارشد و دکترا تدریس کردم و در این مدت دانشجویان زیادی را آموزش دادیم و فارق التحصیل کردیم .

در بخش پژوهشی، تحقیقاتی را به صورت مستقل یا با همکاری دانشجویان مقاطع مختلف تحصیلات تکمیلی در رشته حشره شناسی و پرورش زنبورعسل در دوره های متفاوت انجام دادیم که نتایج آن ها به صورت مقالاتی در مجلات علمی بین المللی همچنین در کنفرانس های ملی و بین المللی مطرح شده و به چاپ رسیده است.

در بخش اجرایی در سنوات مختلف مسؤلیت هایی را در دانشگاه عهده دار بوده ام که به طور خلاصه به آنها اشاره می کنم . از سال 1359 تا 1361 به دلیل انقلاب فرهنگی که دانشگاه ها تعطیل شده بودند جهاد دانشگاهی تشکیل شد و بنده مسئول کمیته کشاورزی جهاد دانشگاهی در دانشگاه بودم. بعد از بازگشایی به سمت رئیس دانشکده کشاورزی منصوب شدم. بعد در دو دوره دیگر معاون رئیس دانشکده کشاورزی بودم . در سه دوره مدیر گروه گیاه پزشکی بودم. به مدت دو سال معاون اداری مالی دانشگاه بودم. به مدت سه سال رئیس کتابخانه مرکزی دانشگاه بودم. مجدداً یک دوره دیگر رئیس دانشکده کشاورزی شدم. برای دو دوره هم عضو هیأت ممیزه دانشگاه بودم . اینها مسئولیت های مختلفی است که در مقاطع مختلف در دانشگاه داشتم. در مدت خدمت دانشگاهیم به عنوان مدرس نمونه دانشگاه و یک مرتبه هم به عنوان استاد نمونه کشوری انتخاب شدم.

نتایج خدمات آموزشی بنده مشارکت در تربیت دانشجویان رشته های گیاه پزشکی ، حشره شناسی و علوم دامی به خصوص پرورش زنبور عسل بوده که اغلب آنها الآن فارغ التحصیلانی هستند که در ادارات و موسسات مختلف دولتی ، آموزشی و تحقیقاتی مشغول به کار هستند یا درمشاغلی که شخصاً راه اندازی کرده اند به مملکت خدمت می کنند. بیش از 30 دانشجوی مقاطع تحصیلات تکمیلی تحت راهنمایی اینجانب و بیش از 20 دانشجوی مقاطع تحصیلات تکمیلی تحت مشاورت بنده فارغ التحصیل شدند .

نتایج خدمات پژوهی بنده مقالات مختلفی است که به زبان فارسی و انگلیسی در مجلات علمی داخلی یا بین المللی در کشورهای مختلف به چاپ رسیده . مقالات متعددی هم در کنفرانس های ملی و بین المللی ارائه کرده ایم و نتایجش در آن کنفرانس ها منتشر شده و به چاپ رسیده. نتایج منتشر شده در قالب بیش از 60 مقاله علمی در مجلات علمی همچنین 80 مقاله ارائه شده به کنفرانس های ملی و بین المللی هست.

علاوه بر این 4 عنوان کتاب را با همکاری همکارانم در چندین نوبت چاپ کردم که عنوان هایشان را عرض می کنم. یک کتاب دارم به نام پرورش زنبورعسل که هفت بار چاپ و توزیع شده و الآن هم چاپ هشتمش در دست اقدام است که ان شاء الله در یکی دو ماه آینده از زیر چاپ در می آید. کتاب دیگری دارم به نام بیماری ها آفات و شکارچیان زنبور عسل . کتاب دیگری داریم به نام واژه نامه تخصصی زنبور عسل از زبان انگلیسی به فارسی که به صورت یک دیکشنری چاپ شده است و یک کتاب دیگر هم دارم به نام زبان انگلیسی برای دانشجویان گیاه پزشکی که این توسط سازمان سمت تا کنون 5 بار چاپ شده و بین دانشگاه های کشور توزیع شده است.

علاوه بر موارد فوق یک مورد ثبت اختراع دارم که این اختراع هم در ایران و هم در سطح بین المللی به ثبت رسیده و عبارت است از دستگاهی برای جمع آوری انبوه کنه واروآ از کلنی های زنبور عسل . ما همیشه برای انجام آزمایشاتمان مشکل داشتیم ، مثلاً در آزمایشات سم شناسی . وقتی نیاز به چند هزار کنه واروآ ی زنده داشتیم بدست آوردن آن کار مشکلی بود. در دنیا هیچ کس چنین کاری را نکرده بود که بتواند به راحتی این کار را انجام دهد ما در یک پروژه تحقیقاتی تحصیلات تکمیلی این دستگاه را اختراع کردیم و الآن وجود دارد و در جهان از آن استفاده می شود.

در مدت خدمات دانشگاهی ام بنده دو بار به فرصت مطالعاتی رفتم ، یک بار به آمریکا در سال 1366 تا 1367 که دردانشگاه کالیفرنیا فرصت مطالعاتی ام را گذراندم و یک بار هم سال 2005 در کانادا به دانشگاه گوئلف رفتم ویک سال را آنجا گذراندم و تحقیقاتی را در این دو دانشگاه انجام داده و به ایران بازگشتم.

علاوه بر فعالیت های دانشگاهی بنده از همان اوایل مراجعتم به ایران با مؤسسات و وزارت خانه های ذیربط در خارج از دانشگاه هم همکاری داشتم از جمله در سالهای بین 1359 تا 1366 یا 1367 با جهاد سازندگی همکاری می کردم. این همکاری در بخش های مختلف آموزشی ، پژوهشی و مشاوره ای بود . بخش عمده ای از این همکاری در پروژه راه اندازی ایستگاه های پرورش ملکه زنبور عسل در کشور و برای کلاس های آموزشی پرورش ملکه بود که در فرصت دیگری آن را توضیح می دهم .

هم زمان با وزارت کشاورزی آن زمان هم همکاری داشتم که بعدا این دو وزارت خانه در هم ادغام شدند . یعنی وزارت جهاد سازندگی با وزارت کشاورزی تحت عنوان وزارت جهاد کشاورزی ادغام شدند و بنده از آن زمان تا کنون با وزارت جهاد کشاورزی همکاری دارم.

از دیگر فعالیت هایی که در خارج از دانشگاه بنده داشته ام مشارکت در برگزاری سمینارهای علمی زنبورعسل بوده است . ما تا کنون 7 سمینار علمی زنبور عسل در ایران بعد از پیروزی انقلاب برگزار کرده ایم که 5 سمینار اول با مشارکت معاونت آموزش و تحقیقات و معاونت امور دام وزارت جهاد کشاورزی ، همچنین برخی از دانشگاه ها از جمله دانشگاه صنعتی اصفهان و برخی ازمؤسسات دیگر برگزار شده که من در آن 5 سمینار اول همکاری نزدیک داشتم . بعدا با توجه به اینکه انجمن زنبور عسل تأسیس شد برگزاری این سمینارها به عهده انجمن زنبورعسل ایران واگذار شد که در دو سمینار بعد یعنی سمینارهای ششم و هفتم هم با انجمن زنبور عسل ایران همکاری داشتم و این سمینارها برگزار شد .

دیگر فعالیت من مشارکت و همکاری برای تأسیس انجمن زنبورعسل ایران بوده . ما این انجمن را با مشارکت کارشناسان و مسؤلان دستگاه های مختلف در سطح کشور راه اندازی کردیم و بحمدالله فعلا سه دوره از این انجمن تشکیل شده ، در دوره اول انجمن بنده به عنوان رئیس انجمن زنبورعسل ایران انجام وظیفه کردم و هنوز هم به عنوان یک عضو کوچک آن انجمن با آن همکاری دارم. بنده در دو انجمن علمی همکاری دارم. یکی انجمن زنبور عسل ایران و دیگری انجمن حشره شناسی ایران است که از سال 1345 تا کنون عضو آن هستم و در آن همکاری داشته ام.

خب این در حقیقت خلاصه ای از فعالیت های بنده در بخش دانشگاهی و برون دانشگاهی بود که تا به امروز انجام داده ام حالا اگر سؤال خاصی باشد در خدمت شما هستم.

نحل منفرد: گفتید از همان ابتدا به پرورش زنبور عسل علاقه مند بودید ، این علاقه چگونه ایجاد شده بود؟

رحیم عبادی: این علاقه به خاطر حس کنجکاوی من در دوران بچه گی بود که هیچ وقت نتوانستم دسترسی به آن پیدا کنم. ماجرا این بود که در دوران کودکی در همسایگی منزل ما شخصی بود که چند کندوی زنبور عسل در منزل داشت و گه گاهی می رفتم و کار او را نگاه می کردم. هیچ وقت اجازه نمی داد که نزدیک بروم و ببینم که در داخل کندوها چه می گذرد. این داستان که می گویم مربوط به دوران دبستان بنده بود. شاید من در آن زمان ده - دوازده سال بیشتر نداشتم.

نحل منفرد: در اصفهان؟

رحیم عبادی: بله در اصفهان. بسیار کنجکاو بودم که ببینم چه خبر است. تنها چیزی که می دانم این بود که آن آقایی که این کار را می کرد یک بار به من مقداری عسل هدیه داد که بسیار تحت تأثیر قرار گرفتم که چطور می شود که از داخل این جعبه این ماده شیرین بسیار لذت بخش برای ما تولید شود . دلم می خواست این را بفهمم. در آن دوران کودکی هیچ وقت متوجه نشدم ولی بعد در دوران دبیرستان کمی مطالعه کردم اما بازهم فرصتی که بروم و از نزدیک یادبگیرم را پیدا نکردم تا آخر دوران دبیرستان با شخصی که حدود 300 کندوی زنبور عسل داشت و دوست خانوادگی ما بود برخورد کردم. او من را دعوت کرد تا بروم و کندوهایش را ببینم. رفتم ولی حس کنجکاوی و سؤالاتی را که داشتم نتوانستم در همان یک جلسه ارضاء کنم .

این مصادف شد با زمان فارغ التحصیلی ام از دبیرستان. در آن زمان بسیار تحت تأثیر قرار گرفته بودم و علاقه مند شدم که در این رشته ادامه تحصیل دهم. به دانشگاه تهران که رفتم ، متأسفانه چنین فرصتی برای من پیش نیامد. آنجا مشکلات زیادی داشتم. در همان سال اول پدرم را از دست دادم که پشتیبان مهمی برای من بود. ان شاء الله روحش شاد باشد. مشوق بزرگ من بود که به دانشگاه وارد شوم.

نحل منفرد: خدا رحمتشان کند.

رحیم عبادی : خدا اموات شما را هم رحمت کند. با فوت پدرم مجبور شدم برای امرار معاش کار مضاعف کنم . هم کار می کردم و هم در دانشگاه تهران تحصیل می کردم . علاقه داشتم که وارد این رشته شوم ولی دانشگاه تهران آن زمان امکانات کافی نداشت و حتی یادم می آید که یک کلاسی را برای ما گذاشتند 2 واحدی ، بگذریم که چه شد .

برای اولین بار که ما را برای بازدید از کندو بردند هیچ آموزشی به دانشجو نداده بودند که شما چگونه باید بیایید. دانشجو ها نه کلاه ایمنی داشتند و نه لباس ایمنی . مدرس همه دانشجویان را برد بالا سر کندو و در کندو را باز کرد . زنبورها بیرون ریختند و همه فرار کردند . با چنین صحنه ای روبرو شدم و حقیقتاً در آن دوره نتوانستم که ادامه کار دهم و علایق خودم را از این طریق ارضاء کنم تا اینکه زمانی که فارق التحصیل شدم تصمیم گرفتم که اگر خدا عنایتی کرد و فرصتی برای من پیش آمد در این رشته ادامه تحصیل دهم.

نحل منفرد: پس هدیه ای کوچک از یک زنبوردار با قصد خیر یک استاد را در این رشته به وجود آورد.

رحیم عبادی : دقیقاً . اتفاقاً بگویم که آن شخص زنبوردار یک راننده تاکسی اصفهان بود. می دانست که من یک روزی در این رشته وارد می شوم چون علاقه شدید من را می دید. روزی که می خواستم برای ادامه تحصیل به خارج بروم به دیدن او رفتم . گفتم فلانی تو باعث شدی که من این راه را بروم و دارم میروم فلان جا که در این رشته تحصیل کنم و تشویق تو و آن بازدیدی که من را بردی سر کندو باعث شد که این کار را کنم . خیلی خوشحال شد . به من توصیه کرد که : اگر رفتی حتماً برگرد و به ملت ، هموطنان و همشهریانت کمک کن چرا که ما خیلی در این رشته مشکل داریم و کسی نیست که ما را کمک کند. ما از نظر علمی خیلی عقب هستیم. به هر حال با توصیه ایشان و اشتیاق و علاقه خود رفتم و از همان روز اول که وارد دانشگاه کالیفرنیا شدم هدفم این بود .

در دانشگاه مستقیماً رفتم سراغ استادی که این کار را می کرد. آقای پروفسور لید لا Harry Hyde Laidlaw Jr 1907-2003 که روحش شاد . ایشان فوت کرده اند. حدود 12 سال پیش فوت کرد. رفتم سراغ ایشان . ایشان گفتند: من بازنشست شده ام ولی با تو همکاری می کنم .

Harry Hyde Laidlaw Jr 1907-2003

متوجه شده بود که من خیلی علاقه دارم و از یک قاره دیگر و یک کشور دیگری آمده ام . گفت : پیش من بیا آموزش های لازم را به تو می دهم . به ایشان گفتم: من از قبل از اینکه به اینجا بیام شما را شناسایی کرده و به اینجا آمده ام . گفت: باشد به خاطر علاقه شما با شما همکاری می کنم و شما را آموزش می دهم در حد توانم اما چون رسماً با دانشگاه همکاری نمی کنم برو پیش همکارم آقای پروفسور نرمن گری ( Norman Gary ) ایشان یکی از استادهای اصلی من بود – یعنی این دو نفر آقای پروفسور لید لا و آقای پروفسور گری از اساتید اصلی من بودند.

Photo by Kathy Keatley Garvey ( Apiculturist Norman Gary)

نحل منفرد: هر دو هم فکر می کنم از شخصیت های شناخته شده حوزه پرورش زنبور عسل در دنیا هستند.

رحیم عبادی : هر دو ، از بزرگترین شخصیت های علمی این رشته در دنیا هستند به خصوص آقای پرفسور لید لا که در بخش اصلاح نژاد ملکه زنبور عسل ، پرورش ملکه و تلقیح مصنوعی حرف اول را در دنیا می زند یعنی اکثر کسانی که در قرن بیستم فارق التحصیل شدند یا در بخش پرورش ملکه ، تلقیح مصنوعی و اصلاح نژاد آموزش دیدند شاگردان ایشان بوده اند. به هر حال من این توفیق را داشتم که چند سالی زیر نظر ایشان آموزش ببینم به خصوص پرورش ملکه و تلقیح مصنوعی را از ایشان آموزش دیدم .

اصول پرورش زنبور عسل ، رفتار شناسی و مدیریت زنبور عسل را از آقای پرفسور گری آموزش دیدم .

Thorp, Robbin . Photo by Kathy Keatley Garvey

در دانشگاه کالیفرنیا بخش گرده افشانی را عمدتا از آقای پرفسور ترپ Robbin Thorp که یکی از شخصیت های برجسته گرده افشانی دنیا هستند آموزش دیدم .

خیلی خوشحالم که به حمدالله دوره کارشناسی ارشد و دکترایم را در جای درستی قرار گرفتم و آموزش های لازم و صحیحی را که علاقه مند بودم دیدم . چون در چند پروژه همکا ری می کردم وقتی فارق التحصیل شدم بلافاصله از من خواستند که با آنها همکاری داشته باشم . حدود 8 ماه با آنها همکاری کردم تا اینکه انقلاب پیروز شد و در حقیقت با اصرار و علاقه خودم به ایران برگشتم ، اصلاً جایز ندانستم که آنجا بمانم . شرائط به گونه ای بود که خودم را ملزم می دانستم به کشورم بازگردم و به ایران خدمت کنم.

نحل منفرد: فرمودید یکی دو تا فرصت مطالعاتی را هم بعداً تشریف بردید، در آنها چه تحقیقاتی کردید؟

رحیم عبادی: من در فرصت مطالعاتی اول رفتم به همان دانشگاه کالیفرنیا. با همان آقای پروفسور گری یک کار تحقیقاتی ای را نیمه تمام داشتم که علاقه داشتم بروم و آن را تمام کنم . او هم علاقه داشت که من یک موقعی بروم و آن کار را تمام کنم. لذا در ادامه تحقیقات دوره دکترا آن کار را انجام دادم.

نحل منفرد: موضوع این کار چه بود؟

رحیم عبادی: موضوعش این بود که هنگامی که تلقیح مصنوعی انجام می دهیم از گاز کربن دی اکساید یا گاز سه او دو استفاده می کنیم . ما به این نتیجه رسیدیم که شاید این گاز در هنگام بیهوشی روی ملکه زنبور عسل تأثیر سوء بگذارد. علاقه مند بودیم بدانیم که واقعاً اینطور هست یا نه؟

من این کار را کردم ، رفتم و یک سری تحقیقات را انجام دادم و به این نتیجه رسیدم که حدس ما درست بوده است . ما وقتی گاز دی اکسید کربن را به مدت طولانی مثلاً در حد ده دقیقه روی ملکه زنبور عسل به کار بگیریم این باعث می شود که اختلالاتی روی ملکه به وجود آید . عین این آزمایش را روی کارگرها هم انجام دادیم. یعنی کارگرهای زنبورعسل را هم به وسیله گاز دی اکسید کربن تحت تأثیر قرار دادیم و یک سری از فعالیت هایشان را در مزرعه تحت کنترل قرار دادیم تا ببینیم آیا تأثیر دارد یا نه. تأثیر داشت. واقعیت آن است که با تحقیقاتی که ما انجام دادیم و نتایجش را هم در ژورنال Environmental Entomology منتشر کردیم http://www.entsoc.org – نشریه انجمن حشره شناسی آمریکا – این ثابت شد که تأثیر دارد.

وقتی ما گاز دی اکسید کربن را روی کارگر ها به کار گرفتیم اولاً طول عمر آنها نسبت به شاهد کوتاه شد. دوماً برخی از رفتارهایشان تغییر کرد. مثلاً زنبور عسل وقتی می رود صحرا اولین کاری که می کند صحرا را شناسایی می کند و بعد شروع می کند به فعالیت جمع آوری گرده و شهد . این فعالیت زنبور تحت تأثیر قرار می گرفت یعنی زنبورها دوره جمع آوری شهد وگرده اشان بسیار کوتاه می شد. یعنی دیگر نمی رفتند که گرده بیاورند. خب به تبع این جمعیت افت پیدا می کرد و عمرشان هم کوتاه می شد.

نحل منفرد: شما کارگرها را چگونه متأثر می کردید در محیط کندو گاز را منتشر می کردید یا یک بار تک تک بیهوش شان می کردید؟

رحیم عبادی: نه در یک کندوی مخصوص کارگر ها را از روز اولی که متولد می شدند بر می داشتیم و علامت گذاری و شماره گذاری می کردیم. مثلا 500 کارگر را در این کندو با رنگ سفید 500 کارگر یک روزه را در کندوی دوم با رنگ قرمز. بعد اینها را با تکرار های مختلف تحت تیمارهای مختلف قرار می دادیم. مثلاً یکی را تحت تیمار گازکربنیک صد در صد خالص ، یکی را تحت تیمار گاز کربنیک 90 درصد به اضافه 10 درصد اکسیژن و دیگری را با 80 درصد و 20 درصد و به همین ترتیب ادامه می دادیم .

نحل منفرد: به چه مدتی؟

رحیم عبادی: بین یک دقیقه تا 10 دقیقه. اینها تیمارهای مختلف ما بود. ما این کار را می کردیم و نتیجه تحقیقات مان در آن ژورنال در سال 1980 به چاپ رسید. این ثابت کرد که اگر گاز کربنیک خالص روی زنبور عسل به کارگرفته شود چه روی ملکه و چه روی کارگرها به مدت بیش از 3 دقیقه ... .

نحل منفرد: یعنی کمتر از 3 دقیقه مشکلی را ایجاد نمی کند؟

رحیم عبادی: خیر اما بیش از 3 دقیقه تأثیر سوء دارد که تأثیرات سوئش را آنجا توضیح داده ایم. پیشنهاد ما این بود که بهترین تیمار برای استفاده از گاز کربنیک در هنگام تلقیح مصنوعی ملکه زنبور عسل مخلوط کردن گاز کربنیک با اکسیژن و ازت است.

نحل منفرد: به چه میزان؟

رحیم عبادی 20 و 10 یعنی 70 درصد گاز کربنیک خالص ، 20 درصد اکسیژن و 10 درصد ازت.

نحل منفرد: این هم در 3 دقیقه؟

رحیم عبادی: خیر این اگر بیش از 3 دقیقه هم بشود خطری ایجاد نمی کند. فقط این مخلوط .

نحل منفرد : و بیهوشش هم می کند؟

رحیم عبادی : بیهوشش می کند و شما می توانید عملاً کار تلقیح را انجام بدهید ولی آن تبعات منفی را روی زنبور ندارد. خب این را ما انجام دادیم و در ژورنال هم چاپ شد در سطح بین المللی خیلی استقبال شد. بعد از ما هم محققین دیگری این کار را ادامه دادند ولی تلقیح کنندگان مصنوعی بعضی این کار را انجام می دهند و بعضی انجام نمی دهند. این واقعیتی است. چرا که هنوز تلقیح مصنوعی جنبه کاربردی عملی را در اکثر مناطق جهان پیدا نکرده. بیشتر محققین این کار را انجام می دهند. آن محققینی که از این موضوع اطلاع دارند سعی می کنند که رعایت کنند و آنها که اطلاع ندارند ممکن است که این کار را نکنند.

نحل منفرد : یک نفر باید آن گاز را تولید بکند تا بتوانند استفاده کنند؟

رحیم عبادی: تولید گازش خیلی مشکل نیست ، کپسول های دی اکسید کربن که همه جا هست. کپسول اکسیژن هم هست و کپسول ازت هم همینطور. شما آن ها را اگر به یک فلو متر – دستگاه جریان سنج – وصل کنید و این را روی 20 و آن را روی 10 و آن یکی را روی 70 تنظیم کنید می رود داخل یک چمبر همان چمبری که گاز از آن می آید و به سمت ملکه می رود وقتی با این روش این گازها را مخلوط کنیم کار عملی است. کار مشکلی نیست.

نحل منفرد: پس کسانی که تخصصی کار تلقیح مصنوعی را انجام می دهند ، اگراین کار را بکنند خیلی برایشان مفید است.

رحیم عبادی: مطمئنا با این کار تبعات منفی گاز روی ملکه کمتر خواهد شد.

نحل منفرد: چرا روی کارگر ها آزمایش کردید؟

رحیم عبادی: برای اینکه ثابت کنیم روی زنبور اثر دارد. ببینید ملکه و کارگر از نظر جنسیت یکی هستند. تنها تفاوتی که هست کارگر عقیم است ولی ملکه بارور. بنا بر این هر تأثیری که روی کارگر بگذارد روی ملکه هم می گذارد. چون کارگر رفتارهایش پیچیده تر است. در اصطلاح علمی می گویند که کامپلکس است. از نظر رفتاری روی کارگر بهتر می توانیم ارزیابی را به دست بیاوریم. ما سکانس رفتار کارگر را از روز اول تولدش تا روز مرگش تحت تأثیر این گازها تعقیب کردیم. بنا بر این شما یک طیفی از رفتارها را ارزیابی می کنید در حالی که این طیف رفتاری را روی ملکه شما نمی بینید. ملکه فقط به صورت یک ما شین خودکار دارد تخم گذاری می کند. طول عمرش را می توانید ببینید و میزان تخم گذاریش را ، ولی روی کارگر علاوه بر اینکه شما طول عمرش را می بینید عملکرد رفتاریش را هم می بینید. به همین دلیل بیشتر روی رفتار های کارگر متمرکز شدیم و بحمدالله نتایج خوبی در آن مقطع گرفتیم . این نتیجه کار آن یک سالی بود که آنجا بودم.

نحل منفرد: در فرصت مطالعاتی دوم چه کار کردید؟

رحیم عبادی: در فرصت مطالعاتی دوم با انگیزه مشخصی رفتم دانشگاه گوالف"http://www.uoguelph.ca" کانادا ، نزدیک تورنتو . گوالف شهر کوچکی است. یک شهردانشگاهی است در فاصله چهل تا پنجاه کیلومتری تورنتو . آنجا یک پروفسور بسیار شاخصی بود به نام آقای پروفسور گارد اوتیس (Gard Otis ) که من از قبل با ایشان ارتباط برقرار کرده بودم.

Professor Gard Otis

یعنی آقای پروفسور گری که با ایشان کار می کردم گفته بود: اگر جای دیگرخواستی بروی با فلانی همکاری کن . من با ایشان تماس گرفتم که علاقمندم که بیایم آنجا و با شما همکاری کنم. ایشان خیلی استقبال کرد برای من دعوت نامه فرستاد ولی گفت موضوع تحقیقت را خودت تهیه کن. من هم از قبل یک مشکلی در بخش تلقیح مصنوعی ملکه داشتم دلم می خواست بروم آنجا این مشکل را حل کنم.

مشکل این بود که ما وقتی تلقیح مصنوعی می کنیم بعضی از ملکه هایی که تلقیح می شوند زود از تخم می افتند. بعضی هایشان تخم گذاری نمی کنند. بعضی هایشان تخم گذاری خوب انجام می دهند و مدت یک سال ، دو سال بعد از تخم گذاری از بین می روند. می خواستیم بدانیم این مقدار اسپرمی که وارد دستگاه تخم گذاری و واژن ملکه می کنیم چه مقدارش وارد کیسه ذخیره اسپرم ملکه می شود. میخواستیم این را ارزیابی کنیم.

خب روش ارزیابی معمول این بود که می آمدیم اسپرماتیکا یا کیسه ذخیره اسپرم را از داخل بدن ملکه در می آوردیم . آن را داخل یک محلول معینی که به آن محلول سیلینگ می گوییم و از قبل تهیه شده رقیقش می کنیم و نهایتاً اسپرم ها را روی یک لامل مخصوص که شبیه لا ملی است که گلبول های خون را با آن می شمارند زیر میکروسکوپ قرار می دهیم و تعداد اسپرم ها را زیر لامل شمارش می کنیم.

این کار، کار بسیار سخت ، وقت گیر و خسته کننده ای است. یعنی شمارش اسپرم در زیر میکروسکوپ بسیار وقت گیر است. من مشکلی که داشتم این بود. دلم می خواست یک روشی پیدا کنم که ما این اسپرم را خیلی سریع بتوانیم شمارش کنیم و با این همه مشکل روبرو نباشیم .

نحل منفرد:فرمودید مقدار اسپرم درعملکرد تخم گذاری ملکه مهم است؟

رحیم عبادی: خیلی مهم است.ما می خواهیم ببینیم اولاً وقتی که تلقیح می کنیم چقدر اسپرم وارد اسپرماتیکا شده و آیا روش ما درست بوده یا نه... .

نحل منفرد: یعنی اول یک مطالعه ای کرده اید که مقدار بهینه اسپرم چقدر است که ما دچار آن تبعات نشویم؟

رحیم عبادی: بله ما قبلاً این کار کرده بودیم. من قبلاً در دوره دکترا این کار را کرده بودم. محققین دیگر هم در سطح جهان این کار را کرده اند.

نحل منفرد: یعنی اگر مقدار درست باشد این اتفاقات نمی افتد؟

رحیم عبادی: این اتفاقات نمی افتد البته مشکلات دیگری هم ممکن است باشد که این اتفاقات بیافتند ولی یکی از عمده ترین هایش این است. ببینید یک ملکه بارور خوب که در طبیعت جفت گیری کرده باشد به طور متوسط بین چهار تا ده میلیون اسپرماتوزوئید در کیسه ذخیره اسپرمش دارد. حالا ما هم وقتی که تلقیح مصنوعی می کنیم باید قادر باشیم یا مهارت داشته باشیم که به طور متوسط پنج - شش میلیون اسپرماتوزوئید وارد اسپرماتیکا شود که ملکه اینقدر اسپرم داشته باشد که حداقل دو سال برای ما تخم گذاری کند.

من دنبال این بودم که روشی پیدا کنم که بتوانیم این اسپرماتوزوئیدها را خیلی سریع شمارش کنیم. رفتم کانادا در دانشگاه گوالف موضوع را با اقای اوتیس مطرح کردم ایشان هم گفت حقیقتش من هم نمی دانم خودت بگرد اینجا ببین می توانی راه حلی پیدا کنی یا نه. من چند ماهی مشغول بودم. کار می کردم. اول می خواستم سیستم را راه بیندازم. آنجا امکانات تلقیح مصنوعی داشتند ولی کسی انجام نمی داد. رفتم دستگاه هایشان را درست کردم و در حقیقت یک تعدادی ملکه هم پرورش دادم و خودم شروع کردم به تلقیح کردن. آن تکنسینی که آنجا بود خیلی علاقمند شد آمد کنار دست من و کم کم یاد گرفت. می گفت ما این دستگاه ها را سالهاست اینجا داریم . در آزمایشگاه خاک می خورد ولی هیچکس از آن استفاده نمی کند. خوب شد شما آمدی اقلاً به من یاد بدهی من هم استفاده کنم . ما کار کردیم و ایشان هم در حقیقت کمک کرد و من تعدادی ملکه پرورش دادم و بعد کیسه های اسپرماتوزوئید را خارج کردم وارد سیلینگ کردم. محلول درست کردم . آماده. تمام را در ویال های خاص نگهداری کردم . یک تعدادی را هم شروع کردم به شمارش کردن که به عنوان تست داشته باشم. شمارش کردم این ملکه هایی که تلقیح کرده بودم با تکنیک های قدیمی خودمان ، به طور میانگین بین دومیلیون تا هفت هشت میلیون اسپرم وارد این ملکه ها شده بود. این نتایج را نگه داشتم.

به شدت دنبال این بودم که روش جدیدی برای شمارش پیدا کنم. خیلی گشتم. منابع مختلف را گشتم. با دانشگاه ها ی مختلف تماس گرفتم که آیا شما تکنیک یا روش خاصی دارید؟ همه همان کار قدیمی را می کردند. می گفتند تنها روشی که ما انجام می دهیم همین روش است.

بر حسب اتفاق ، آقای اوتیس به من پیشنهاد کرد که فلانی حالا از بخش های حشره شناسی و زنبور عسل و اینها کمی خارج شو برو در بخش های امور دام ببین آنها چه کار می کنند؟ چون آنها هم همین مشکل را دارند من گفتم: راست می گویید چرا من فقط متمرکز شدم روی زنبور عسل. برویم ببینیم آنها چه می کنند. از قضا بخش علوم حیوانات دانشگاه گوالف یکی از بخش های بسیار پیشرفته و مجهز بود. رفتم آنجا و سراغ گرفتم. یک آقایی آنجا کار می کرد که الان اسمش خاطرم نیست. یک پروفسوری بود گفت من سالهای سال این مشکل را داشتم ولی هیچ تکنیکی نبود تا اینکه چهار سال پیش با یک شرکت مخصوص تولید دستگاه های کانتر و اسکنر تماس گرفتم مشکل را به ایشان گفتم که چیست. پرسیدم: آیا در علوم دامی شما می توانید برای ما یک چیزی طراحی کنید. آنها گفتند: ما یک چیزهایی داریم که الآن برای شمارش گلبول های خون استفاده می شود و برخی از بیمارستانها سفارش داده اند و داریم آن را تکمیل می کنیم . خلاصه بعد از یک سال ما یک دستگاهی از آنها خریده ایم که این دستگاه الآن اینجا است و داریم از آن استفاده می کنیم . پرسیدم: این دستگاه چیست؟ گفت: بیا نشانت بدهم. رفتم دیدم یک دستگاهی است مثل دستگاه زیراکس و کنار آن اسکنر و کامپوتر ودستگاه های مختلف گذاشته بود. گفت : این سیستم را من خودم راه انداختم چهار سال پیش آن را خریده ام نود هزار دلار و امروز بالای صدو بیست هزار دلار است - حالا این صحبتی که می کردیم سال 2005 بود یعنی حدود ده سال پیش - الان من دارم اسپرم گاو نر را با آن شمارش می کنم. منتها اسپرم گاو درشت است. من نمیدانم روی اسپرم زنبور عسل شما می توانی این روش را انجام دهی یا نه. این را خودت می دانی. باید بیایی تست کنی . گفتم: آقا شما انجام بده من ببینم. گفت بیا برایت می گذارم. برداشت یک ویال که آماده بود اسپرم گاو در نیتروژون مایع نگه داری کرده بود در آورد و برای من ریخت در یک ویال خیلی کوچک و گذاشت داخل دستگاه و گفت ببین الآن تایم بگیر و ببین چقدر طول می کشد. من تایم گرفتم. دستگاه را روشن کرد و گفت: من کلید دستگاه را میزنم مانیتور را نگاه کن . زد . باور کنید ظرف ده ثانیه تمام اسپرم هایی که در این ویال بود نمودارش آمد روی مانیتور. اسپرم های زنده با یک رنگ مشخص. اسپرم های مرده با یک رنگ. تعداد کل هم روی مانیتور مشخص. کاری که من بیش از بیست و پنج سال دنبالش بودم.

نحل منفرد:اسم این دستگاه چه بود؟

رحیم عبادی: اسم انگلیسی آن را الآن حضور ذهن ندارم ولی برگردان فارسی اش بود شمارشگر- اسکنراسپرم ، دستگاه این را برای من انجام داد. گفت من این دستگاه را برای اسپرم گاو نر تنظیم کرده ام. می گفت: من سه ماه تمام کار می کردم که این را برای این نوع اسپرم راه اندازی کنم. الآن تنظیم شده . اگر می خواهی برای زنبور عسل آن را راه اندازی کنی من کمکت می کنم ولی یک مجوز برای من بیاور چون شما از یک بخش دیگر دانشگاه هستی .گفتم: ایرادی ندارد. من می آیم.

رفتم و بشدت دنبال این کار بودم . حدود سه ماه بیشتر وقت نداشتم. فرصت مطالعاتی ام ، حدود یکسال بود که نزدیک هفت هشت ماهش را کارهای دیگر انجام می دادم. گاهی هم کمک به آقای اوتیس می کردم. به آقای اوتیس گفتم من یک چنین چیزی را دیدم اصلاً خبر داشتید؟ گفت: نه. من هیچ اطلاعی نداشتم . گفتم باید بروم و آن را با زنبورعسل تست کنم. ببینم می شود یا نه. اول از همه شما یک مجوز برای من صادر کن گفت: هیچ ایرادی ندارد من یک مجوز به تو می دهم منتها من خودم دارم می روم آمریکا یک مدتی نیستم. خودت باید این کار ها را انجام دهی. گفتم: مشکلی نیست فقط کاری کن که من اینجا با مشکل روبرو نشوم. گفت : من یک نامه می نویسم به آن بخش در مورد شما یکسری هم اوراق خرید امضاء می کنم. برگه های خرید را برای من سفید امضاء کرد. گفت: از امتیاز من هر چه می خواهی بخر . مواد می خواهی وسیله می خواهی وقتی اینها را بنویسم به من احتیاجی نداری و مجوز هم که داری یک وقت هم کاری داشتی تلفنی با من تماس بگیر. من هر جا باشم مشکل را حل می کنم. این کارها را کرد و رفت.

یک نفر از دانشجوهایش را هم دراختیار من قرار داد. یک خانم تقریبا بیست ساله ای بود دانشجوی کارشناسی بود گفت این برای من کار می کند چون این جا را می شناسد دانشگاه را خوب می شناسد خیلی می تواند برای تو کمک باشد این هم در خدمت تو باشد. هر کاری داشتی بهش بگو ،خیلی کمک بود. من با امکاناتی که آنجا برایم قرار دادند رفتم و آن اسپرم های زنبور عسل که قبلاً و در ویالهای خودم درنیتروژن مایع قرار داده بودم آوردم بردم آنجا نزد همان پروفسور امور دامی. او هم به من کمک کرد. گفت شانس آوردی من فعلاً با این دستگاه کاری ندارم. تو می توانی هر چقدر که بخواهی وقت بگذاری و با دستگاه کار کنی.

می توانم بگویم حدود بیست روز با کمک خودش کار کردیم . ما کار می کردیم به مشکل که بر می خوردیم می رفتیم می گفتیم فلانی ما با مشکل روبرو شدیم. بیا کمک کن ببینیم چه کار کنیم او چون قبلاً با این دستگاه کار کرده بود تمام زیرو زبرش را می دانست. خیلی به ما کمک کرد . خوشبختانه بعد از حدود بیست روز که با این دستگاه کار کردیم توانستیم اولین نتیجه را بگیریم .

چون من قبلا اسپرم ها را با روش قدیمی شمارش کرده بودم می دانستم که مثلاً توی این ویال ،مثلا چهار میلیون و دویست هزار تا اسپرم دارم منتها اسپرم های زنده و مرده اش را دقیق نمی دانستم. با دستگاه که کار کردیم جمع کل را کاملاً درست نشان می داد . تقریباً با اختلاف ده تا اسپرم کم و زیاد درست بود. دقیق نشان می داد. البته زنده و مرده را دقیق تر ،زنده ها یک رنگ ،مرده ها یک رنگ دیگر همه را نشان می داد. این برای من اوج شعف بود. که بعد از این همه سال که دنبالش بودم توانستیم این دستگاه را در حقیقت معرفی و مقاله اش را همانجا ارائه کردیم.

نحل منفرد:آقای دکتر این نتیجه عملی اش چه بود؟

رحیم عبادی : نتیجه عملی اش خیلی خوب است. الآن در خارج از ایران دانشگاه ها و موسسات تحقیقاتی که با شمارش اسپرم روبرو هستند از آن استفاده می کنند. البته همه کس آن را ندارد. شاید دویست هزار دلار قیمت دستگاه باشد. ایشان سال 2005 به من گفتند این دستگاه 120 هزار دلار قیمتش است یقیناً با تورمی که هست و قیمت هایی که ما داریم بالای 200 هزار دلار باید باشد .

نحل منفرد : گاهی به دلیل پیشرفت تکنولوژی قیمت دستگاه ها کمتر می شود.

نمایی از دانشگاه صنعتی اصفهان

رحیم عبادی: شاید ، نمی دانم . واقعیت این است که برای محققینی که نیاز دارند به شمارش اسپرم این دستگاه و این روشی که ما انجام دادیم بسیار کارساز بود.

نحل منفرد: یعنی در تلقیح مصنوعی ما می توانیم تعداد خاصی ویال هایی را داشته باشیم که تعداد مشخصی اسپرم در آن باشد و با استفاده از آنها تلقیح را انجام دهیم ؟

رحیم عبادی: نه این نیست ، ببینید ما می خواهیم ببینیم ملکه هایی که مثلاً شما تلقیح مصنوعی کرده اید و ادعا می کنید که مثلا 100 ملکه را تلقیح مصنوعی کرده اید از نظر کیفیت چگونه هستند. با این روش کیفیت رفتاری این ملکه ها را می توانیم ارزیابی کنیم. من که نمی دانم در آینده چه اتفاقی می افتد این ملکه ها سه ماه دیگر، 6 ماه دیگر یا 2 سال دیگر متوقف می شوند. این فقط از طریق شمارش تعداد اسپرم در داخل کیسه ذخیره اسپرم قابل ارزیابی است.

نحل منفرد : پس در واقع با این روش ملکه های تلقیح مصنوعی شده را ارزیابی کیفی می کنید؟

رحیم عبادی: بله ، برای این کار تعدادی از ملکه های تولید شده را به طور اتفاقی انتخاب می کنیم ، کیسه اسپرم آنها را خارج می کنیم درسیلینگ رقیق می کنیم ، تزریق می کنیم به دستگاه ، دکمه را که بزنیم به ما می گوید که در کیسه اسپرم این ملکه مثلاً 7 میلیون اسپرم ذخیره شده است .

نحل منفرد : کسانی که کار تلقیح را انجام می دهند می توانند از این تکنولوژی استفاده کنند؟

رحیم عبادی: اگر دستگاه را داشته باشند بله و اگر دستگاه را نداشته باشند باید روش کار را یاد بگیرند و با همان روش قدیمی بزارند زیر میکروسکوپ و شمارش کنند .

نحل منفرد: اینکه ما به تلقیح کنندگان به صورت کلی بگوییم فلان مقدار یا فلان حجم از اسپرم را استفاده کنید ، این عملاً کارایی ندارد؟

رحیم عبادی: این هست ، ببینید ما در هنگام تلقیح مصنوعی معمولا حجم اسپرم که مورد استفاده قرار می دهیم 8 میکرولیتر است ، 8 میکرولیتر معادل 8 میلیون اسپرماتوزوئید است که برآورد می شود به طور میانگین بین 4 تا 6 میلیون آن وارد کیسه اسپرم می شود مابقی آن دفع می شود . در مجاری تخم دان و واژن اینها دفع می شود . آنکه گفتم به طور میانگین هر ملکه بارور باید بین 4 تا 6 میلیون اسپرم داشته باشد به خاطر همین است.

نحل منفرد : تعدادی از آن هم اسپرم های مرده است؟

رحیم عبادی : بله ، تعدادی هم اسپرم مرده است. معمولاً تعداد اسپرم های مرده کم هست. مثلاً ما در آماری که داشتیم بسته به زنبور نری که استفاده می کردیم بین 2 تا حد اکثر 10 درصد اسپرماتوزوئید مرده بودند. بیش از 90 درصد زنده بودند. اگر سریع اسپرم را استفاده کنیم و دیگر اسپرم را نبریم و فریز کنیم ، اسپرم بگیریم و همان موقع تلقیح کنیم و اصول بهداشتی را رعایت کنیم اکثر اسپرم ها زنده هستند. این تکنیکی که ما به کار بردیم خیلی کمک می کند به محققینی که می خواهند کیفیت کار را ببینند و سریع عمل کنند و نخواهند روزها پشت میکروسکوپ بنشینند و با استفاده از چشم شمارش کنند .

نحل منفرد : خب لطف کنید همینجا مقداری در مورد کتاب های تان توضیح دهید ، اگر من بخواهم در اینجا وارد بحث شوم اینها باقی می ماند و حیف است . فکر می کنم مهمترین کتاب شما کتاب پرورش زنبور عسل است.

رحیم عبادی: بله

نحل منفرد: برای تمام کسانی که می خواهند پرورش زنبور عسل را یاد بگیرند به عنوان مرجع علمی دو کتاب وجود دارد یکی کتاب شما و دیگری کتاب آقای دکتر شهرستانی است. به قول دوستان این کتاب ها انجیل زنبورداران ایرانی هستند . خب چه شد ، چه انگیزه ای برای نوشتن این کتاب داشتید لطفاً کمی توضیح دهید؟

رحیم عبادی: دوستان لطف دارند. کتاب اولم کتابی است به نام "بیماری ها آفات و شکارچیان زنبور عسل" . فکر کنم سال هزارو سیصد وشصت و چهار این کتاب را برای اولین بار چاپ کردم. این کتاب را با مشارکت و همکاری مرحوم دکتر احمدی از دانشگاه شیراز چاپ کردیم. این کتاب حدود دویست و پنجاه شصت صفحه دارد. کتاب کوچکی است. زیر سیصد صفحه است. در آن سالها ما اصلاً منبعی دررابطه با آفات و بیماری های زنبور عسل نداشتیم. ما احساس نیاز کردیم. حس کردیم که بایستی کاری کنیم و حداقل اطلاعات را دراختیار نیازمندان بخصوص زنبورداران و دانشجویان رشته زنبورداری و کارشناسان قرار دهیم. کار این کتاب را با همکاری هم انجام دادیم و آن را منتشر کردیم.

چهار سال بعد فکر کنم در سال 1367 کتاب "پرورش زنبور عسل "را برای اولین بار چاپ کردیم. کار این کتاب را هم با همکاری مرحوم دکتر احمدی انجام دادیم. از اول قرارمان این بود که چند تا کتاب را چاپ کنیم. از جمله این دو تا کتاب . کتاب اول را ایشان ابراز علاقه کرد اسمش اول باشد من هم قبول کردم و گفتم مانعی ندارد اسم شما اول باشد اسم من دوم. کتاب دوم را خودش گفت آقا سهم شما بیش از من است و اسم شما باید اول باشد گفتم هرجور شما صلاح بدانید. هر دو کتاب اصفهان زیرنظر من چاپ شد. همه کارهایش انجام شد چاپ اول کتاب پرورش زنبور عسل در سال 1367 انجام شد و ما دوبار آن را چاپ کردیم. متأسفانه دکتر احمدی در سال 1370 به رحمت خدا رفت. کتاب تا ده سال بعد از آن ماند.

نحل منفرد: یعنی چاپ نشد؟

رحیم عبادی: چاپ نشد. تا اواخر دهه هفتاد من نمی دانستم باید چه کار کنم. خودم را مدیون میدیدم. ما با هم قرار گذاشته بودیم که اینکار را انجام دهیم. دانشجویان، دوستان و همکاران به من اصرار می کردند که کاری کن این کتاب تجدید چاپ شود. یک موقعی شد کتاب که قیمتش سیصدو شصت تومان بود در بازار به قیمت دو هزار تومان خرید و فروش می شد. آن سالها ناراحت بودم که نیاز هست و من هم اقدامی نکرده ام.

یک روز تماس گرفتم با خانم دکتر احمدی که ان شاء الله ایشان هم عاقبت به خیر باشند. گفتم من می خواهم چنین کاری انجام دهم. این کتاب یک بار باید بازنگری و ویرایش کامل شود. خب یک چیزهایی در این ده پانزده سال عوض شده و باید اصلاح شود. بعضی فصول باید به کتاب اضافه شود ولی ایشان نیست. من هم چون با ایشان قرار گذاشته ام به خودم اجازه نمی دهم این کار را کنم. شما به عنوان همسر آن مرحوم اگر صلاح می دانید این کتاب را خودم ویرایش کنم ، البته اسم ایشان را تا زنده ام و این کتاب چاپ شود روی کتاب نگه میدارم. شما فقط رضایتت را به من بگو. بنده ی خدا گفت: برای من ایده آل خواهد بود که نام شوهرم روی یک کتاب باشد. شما اگر زحمتش را می کشید و می توانید این کار را انجام دهید ، انجام دهید . گفتم: پس شما لطف کنید یک یادداشتی برای من بفرستید اظهار رضایت تان را کتبا اعلام بفرمایید من به استناد آن رضایت نامه کتبی شما کار را شروع می کنم. ایشان هم همان کار را انجام داد. بازهم می گویم خدا به ایشان جزای خیر بدهد. ان شاء الله هر کجا هستند به اتفاق خانواده اشان سالم و تندرست باشند و روح دکتر احمدی هم شاد باشد. من شروع کردم به ویرایش کردن چاپ سوم را با ویرایش جدید درحقیقت در اصفهان به چاپ رساندم. دو چاپ اول را ما شخصی انجام داده بودیم اما چاپ سوم به بعد را دادم به انتشارات ارکان دانش اصفهان و آنها چاپ کردند که چاپ سوم ، چهارم ، پنجم ، ششم و هفتم یعنی 5 چاپ بعد از آن انجام شد که مجددا من امسال کتاب را ویرایش جدید کردم یعنی ویرایش سوم دارد انجام می شود و الآن زیر چاپ هست یعنی شاید تا یک یا دوماه دیگر چاپ هشتم کتاب بیرون بیاید که آخرین اطلاعاتی که من می توانستم داشته باشم از دنیا در بخش های مختلف در این کتاب آورده ام و ان شاء الله به زودی از زیر چاپ در می آید.

نحل منفرد: یک سؤالی برای من درمورد مسئله ای که فرمودید پیش آمد. یکی از اساتید فوت کردند. این نوع کتاب ها به هر حال ثروت علمی این سرزمین هستند. غیر از حق مؤلف که طبیعتاً محفوظ است به هر حال یک ثروت عمومی هم محسوب می شوند. اگر یک کتابی مؤلفش فوت کند چه اتفاقی برای آن کتاب می افتد؟ یعنی دیگر متولی ای نخواهد داشت؟ در این صورت که علم از دست می رود.

رحیم عبادی: ببینید دراصل همین هست. صاحب کتاب مؤلف بوده است و ناشر. ناشر سرمایه گذاری کرده است و مؤلف هم سرمایه علمی اش را داده است. یعنی یک سرمایه مادی دارد که دست ناشر است و یک سرمایه معنوی که دست مؤلف است. وقتی مؤلف فوت کند نهایتاً ورثه او صاحب آن کتاب می شوند. خب ورثه چون تخصص علمی ندارند ممکن است تنها به ناشر اجازه دهند که تا زمانی که احساس می کنید کتاب با همان سبک و ثیاق و محتوای علمی فروش دارد چاپ آن را تجدید کنید و ممکن است که اجازه ندهند. ولی متأسفانه این تنها راهی است که وجود دارد و نمی شود بیشتر از این انتظار داشت.

نحل منفرد : پس چقدر خوب می شد که مؤلفین ما اگر روزی برای اموالشان وصیت نامه ای می نویسند تکلیف آثار علمی اشان را هم برای آیندگان مشخص کنند یا حتی ورثه علمی برای خودشان انتخاب کنند که ایشان بتوانند با اصلاح و ویرایش مجدد آثارشان یاد ، راه و میراث علمی آنها را زنده بدارند.

رحیم عبادی: بله دقیقاً

نحل منفرد: خب دو کتاب دیگر را هم فرمودید.

رحیم عبادی: دو کتاب دیگر را هم ما چاپ کردیم. یک کتاب هست به نام "واژه نامه ی تخصصی زنبور عسل ".

نحل منفرد: این کتاب یک نوع دیکشنری هست؟

رحیم عبادی : بله دیکشنری است . یک دیکشنری تخصصی که از انگلیسی به فارسی لغات را ترجمه کرده است . تمام واژه های تخصصی در رشته زنبورداری در تمام سطوح اعم از پرورش ، رفتار شناسی ، فیزیولوژی ، پرورش ملکه ، بیماری ها ، آفات ، هر واژه ای که شما تصورش را بتوانید بکنید ما همه اینها را از کتب مختلف استخراج کرده و در این واژه نامه آورده ایم. البته برای این واژه نامه اولین انگیزه توسط یک نفر زندانی به من داده شد!

نحل منفرد: عجب

رحیم عبادی: بله ، در اصفهان یک شخصی زندانی بودند . اسمشان را یادم نیست. ایشان در زندان این کار را شروع کرده بودند. همان جا واژه هایی را در مورد زنبور عسل استخراج کرده بوند. شاید حدود 500 واژه می شد که به فارسی برگردانده بودند. یک روز یکی از مسؤلین زندان به اتاق من آمدند و گفتند ما یک زندانی داریم که چنین کاری را دارد انجام می دهد و خودش گفته است که یک آقایی هست در یکی از این دانشگاه ها بروید ببینید اینها را تأیید می کند یا نه. ما هم آمدیم خدمت شما آیا می توانید این کار را انجام دهید؟ من هم واژه ها را دیدم و مقداری اصلاحات روی آن انجام دادم گفتم به ایشان بگویید کار خوبی است ادامه بدهید. هر چقدر هم که کار را پیش برد نتیجه را اینجا بیاورید من نگاهی می کنم و اگر اصلاحی نیاز داشت روی آن انجام می دهم باز ببرید برای ایشان. این کار ادامه پیدا کرد یکی دو بار واژه ها را آورند و من اصلاح کردم و بردند اما سه - چهار سال گذشت و اصلا دیگر خبری از ایشان نشد. تا روزی یکی از کارشناسانی که اینجا در مرکز تحقیقات کار می کنند به نام آقای مهندس سید مظاهرسیدی ، شاید نام ایشان را شنیده باشید.

نحل منفرد: بله ایشان و کتاب هایشان معروف هستند.

رحیم عبادی: آقای مهندس سیدی قبلاً شاگرد خود من بودند ، دانشجوی ما بودند و سر کلاس های پرورش ملکه من آمده بودند. در مرکز تحقیقات کار می کنند من کم و بیش ایشان را می شناسم فرد بسیار خوب ، زحمت کش و علاقه مندی هستند. ایشان نزد من آمدند و گفتند من یک سری واژه ها را آماده کرده ام و دارم تبدیل به کتاب می کنم . گفتم: مهندس سیدی می دانید که این کار را یک شخص زندانی در اصفهان قبلاً انجام داده بوده اند. گفتند: که بله می دانم . با ایشان در ارتباط بوده ام و ایشان دیگر انجام نمی دهند و با دلائل مختلف گفتند که دیگر پرونده کار ایشان بسته شده است.

نحل منفرد: یعنی دیگر ایشان انگیزه ای برای ادامه نداشته اند؟

رحیم عبادی: بله ، اما دلیل آن را نمی دانم چون هیچ وقت وی را از نزدیک ندیدم و ارتباط مستقیمی با ایشان نداشتم. به هر حال در آخر مهندس سیدی گفت که یک چنین کاری را آیا شما حاضرید با من همکاری کنید و با هم این را انجام دهیم . من دیدم این کار کار خوبی است و ما واژه نامه تخصصی زنبور عسل نداریم. گفتم :بله . اشکال ندارد. کار را شروع کنید. من هم همکاری می کنم. ایشان رفت و با راهنمایی هایی که می کردم و کتاب هایی که به ایشان معرفی می کردم کار را شروع کرد. یک واژه نامه ای هم IBRA یعنی مؤسسه بین المللی تحقیقات زنبور عسل International Bee Research Association از زبان انگلیسی به دو یا سه زبان دیگر مثل زبان اسپانیایی و زبان عربی چاپ کرده بود آن را هم به دست آوردیم ، گفتم ببین وقتی این دربیاید یک زبان فارسی هم به آن جمع اضافه می شود. ما نشستیم و حدود یک سالی روی این قضیه کار کردیم ایشان واژه ها را در حد اطلاعات خودشان ترجمه می کردند و می آورند و من خیلی روی آنها کار می کردم و آنچه به نظرم صحیح بود را انتخاب می کردیم و خلاصه چیزی در حد کتابچه ای درآوردیم و چاپ اول انجام شد.

کتابچه کوچکی شد در حد 150 صفحه و در هر صفحه 20-30 واژه وجود داشت. این انجام شد و در حد 100 نسخه در معاونت امور دام آن را چاپ کردیم . یکی دو سالی گذشت و دیدیم که خیلی واژه های دیگر وجود دارد که ما باید اضافه کنیم. آمدیم و آن را جامع تر کردیم و خوشبختانه یک واژه نامه خوبی را تألیف کردیم و دادیم به یک ناشر در اصفهان آن را چاپ کرد و با تیراژ بیش از 1000 نسخه چاپ شد.

نحل منفرد: الآن چند واژه در ین واژه نامه وجود دارد؟

رحیم عبادی: فکر می کنم بیش از 3 هزار واژه .

نحل منفرد: خیلی عالی است.

رحیم عبادی: واژه نامه تخصصی است.

نحل منفرد: بله برای واژه نامه تخصصی این تعداد واژه خیلی عالی است.

رحیم عبادی: ببینید ما در واژه نامه های دیگر وقتی وارد می شویم اگر یک دیکشنری حییم را شما نگاه کنید ، در مورد همه موضوعات واژه دارد. آن هزاران هزار واژه درش است ولی وقتی می گوییم تخصصی مثلاً در اینجا حوزه کار خیلی محدود تر می شود.

نحل منفرد :حتی هزار واژه هم برای واژه نامه تخصصی خوب است وقتی این می شود سه هزار واژه به نظرم خیلی عالی است.

رحیم عبادی: بله عدد نسبتا قابل قبولی است .

نحل منفرد:من حتی تصور نمی کردم این تعداد واژه داشته باشیم.

رحیم عبادی:واژه زیاد هست البته عدد دقیق آن یادم نیست ، بعدا نگاه کنید ولی نهایتاً این کار مثبتی بود که در اختیار متخصصین و دانشجویان قرار گرفت.

کار دیگر که به صورت یک کتاب درآمد کتاب " انگلیسی برای دانشجویان گیاه پزشکی" است که یک کتاب تخصصی است. در حقیقت آموزش زبان انگلیسی هست برای دانشجویان گیاه پزشکی . دانشجویانی که می خواهند بروند در سطوح کارشناسی ارشد و دکترا امتحان کنکور دهند ازشان می خواهند که یک متن تخصصی را ترجمه کنند یا یک متن تخصصی به آنها می دهند و می گویند چه چیزی از آن فهمیدید. دو تا از همکاران و اساتید دانشگاه اصفهان این کار را می خواستند شروع کنند. با من تماس گرفتند که حقیقتاً ما کسی را در این رشته نداریم که با ما همکاری کند شما می توانید با ما همکاری داشته باشید که کتابی در این زمینه سه نفری منتشر کنیم؟ من هم فکر کردم دیدم کار مثبتی است و من می توانم بهشان کمک کنم. گفتم ایرادی ندارد چه کمکی از من بر می آید ، گفتند شما متونی که در این زمینه فکر می کنید مفید است برای این رشته به ما بدهید ما این متون را به روش های مختلف تبدیلش می کنیم به ساختارهای فهم انگلیسی. یعنی یک بخشش مثلاً درک مطلب یک بخشش تشخیص لغت است. یک بخشش مثلاً تکمیل کردن یک جمله است. یک بخشش وارد کردن لغات صحیح است. ما آن را طراحی می کنیم بعد باز می دهیم به شما و شما از نظر تخصصی ببینید که این درست جواب می دهد یا نه . یک نوع تقسیم وظایف بود. وظیفه آنها تهیه و تنظیم ساختارها و وظیفه من تهیه مطالب و تست و انطباق نتایج با مفاهیم اصلی بود. خب ما این کار را کردیم و در حقیقت این کتاب را هم دادند به سمت ، سمت سازمانی است که متون دانشگاهی را چاپ و منتشر می کند متعلق به وزارت علوم است. این کتاب را حدود پانزده سال است ، چهار یا پنج بارتجدید چاپ شده و هر بار هم دو یا سه هزار نسخه از آن چاپ می شود توزیع می شود در کشور بین دانشجویان گیاه پزشکی می خوانند و آمادگی پیدا می کنند.

نحل منفرد:آقای دکتر در سالهای فعالیت موضوعاتی که شما تدریس می کنید در دانشگاه چی هست؟

رحیم عبادی:چون رشته تخصصی من حشره شناسی است و درسهای ذیربط حشره شناسی را باید می دادم در اینجا در سالهای مختلف در مقاطع کارشناسی ، کارشناسی ارشد و دکترا بیشتردروس مربوط با حشره شناسی و زنبور عسل را تدریس کردم.

نحل منفرد:می خواهم بدانم سهم بخش زنبور عسل در تدریس شما چه اندازه است؟

رحیم عبادی:عرض می کنم خدمت شما...بیشتر حجم کاری که من در دانشگاه انجام دادم حشره شناسی بوده است. بیشتر حجم کاری که بیرون دانشگاه انجام داده ام پرورش زنبور عسل بوده است. از نظر آموزشی و تحقیقاتی ، در دانشگاه حشره شناسی ، بیرون از دانشگاه پرورش زنبور عسل چون متقاضی آن متفاوت بوده است. ببینید ...

نحل منفرد: پس ما در صنعت پرورش زنبور عسل در دانشگاه یک مقداری ضعیف هستیم.

رحیم عبادی: یک مقدار نه ، خیلی ضعیف هستیم .

نحل منفرد: یعنی از توانایی اساتیدی که داریم هم نمی توانیم استفاده کنیم.

رحیم عبادی : خیر استفاده نمی شود. متأسفانه در دانشگاه بخش زنبور عسل بسیار مغبون شده ما تنها دو واحد درسی در رشته علوم دامی داریم به نام پرورش زنبور عسل . از قدیم تا چند سال اخیر این دو واحد درس اجباری بوده ولی متأسفانه در دو سه سال اخیر این اجبار را هم برداشته اند و آن را اختیاری کرده اند. هیچ کس هم اعتراضی نمی کند یعنی اصلاً مرد. در دانشگاه های ما فاتحه آموزش در مورد زنبورعسل را خوانده اند .

نحل منفرد : رشته پرورش زنبور عسل هم نداریم؟

رحیم عبادی: اصلاً رشته نداریم. این دو واحد درس هم فاتحه اش خوانده شد.

نحل منفرد: در مقاطعی که می شنیدیم کاردانی و اینها برگزار می شد آنها چه بود؟

رحیم عبادی: دوره های کاردانی را که دانشگاه ها ندارند. آن مربوط می شود به مؤسسات علمی – کاربردی و متعلق به دانشگاه ها نیست. در دانشگاه ها نبوده و الآن هم نیست.

نحل منفرد : هنوز هم یعنی ما رشته پرورش زنبور عسل را داخل کشور نداریم.

رحیم عبادی: خیر در دانشگاه نداریم. فقط تنها یکی دو مؤسسه آموزش عالی که متعلق به وزارت علوم هستند دارند از جمله دانشگاه تهران فقط در مقطع کارشناسی ارشد چند سال اخیر مجوز گرفته اند و دارند آموزش می دهند و آن هم مقطع کارشناسی ندارد. سایر دانشگاه ها هم که اصلاً ندارند و آن یک درس دو واحدی که الزامی بود هم اختیاری کرده اند . در همین دانشگاه ما دانشگاه صنعتی اصفهان هم همینطور است . الآن در اینجا دو سال است که خودم تدریسی ندارم. به آنها گفتم که چرا این درس ارائه نشده ، گفتند: این درس اختیاری است و کسی آن را نمی گیرد.

نحل منفرد: آقای دکتر در کشوری که خیل فارق التحصیلان دانشگاهی بیکار می مانند ، حرفه ای که حد اقل 70 هزار نفر عضو تولید کننده دارد چطور می شود که یک دانشکده یا یک دانشگاه برای آموزش آن حرفه وجود نداشته باشد؟

رحیم عبادی: این اشکال مربوط می شود به آموزش عالی ما و وزارت جهاد کشاورزی ما . این دو وزارت خانه در حقیقت مقصرند به اعتقاد من . ما در 7 سمینار مختلف که در سنوات مختلف طی 25 سال گذشته در ایران برگزار کردیم اگر بروید نگاه کنید در قطع نامه هایشان یکی از بندهای بسیار مهمش که تأکید شده است این است که به آموزش علمی مدون زنبور عسل در دانشگاه ها توجه شود و مقطع آموزشی داشته باشد. این قطع نامه ها را برای تمام وزارت خانه های ذیربط از جمله وزارت جهاد کشاورزی ، وزارت علوم و سایر مؤسسات فرستاده ایم اما هیچ کس این موضوع را پیگیری نمی کند .

نحل منفرد : پیشنهاد شما چیست آقای دکتر ما چه چیزی باید داشته باشیم . یک دانشکده باید داشته باشیم ، یک دانشگاه باید داشته باشیم حالت مطلوب چه می تواند باشد؟

رحیم عبادی: حالت مطلوب به اعتقاد من این است که ما مثل دانشگاه های معتبر دنیا در کشورهایی که در این رشته پیشرفته شده اند در هر دانشکده کشاورزی ای یک رشته پرورش زنبور عسل داشته باشیم. مثل رشته علوم دامی که مثلاً برای خودش تغذیه دارد ، پرورش طیور دارد ، پرورش گاو دارد ، پرورش گاو شیری دارد ، گاو پرواری و انواع و اقسام رشته ها را دارند خب زنبور عسل هم یک رشته تولیدی است . این را هم بیایند یک رشته تولیدی ایجاد کنند و در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد و دکترا دانشجو پرورش دهند . حالا اگر نمی توانیم همه دانشگاه ها داشته باشیم حداقل در یکی دو سه دانشگاه که فعلاً شدنی است این کار را اجرا کنند. این به نظر من یکی از کارهایی است که می تواند تأثیر مثبتی داشته باشد . یعنی ما غیر از این که در خود رشته از نظر ضعف بنیه علمی مشکل داریم محقق و کارشناس لازم را نیز در کشور نداریم . شما بروید و بررسی کنید در خود تهران که مرکز فرماندهی و ستاد سیاست گذاری برای پرورش زنبور عسل هست ما چند نفر کارشناس خبره داریم که می توانند این رشته را در کشور هدایت کنند .

نحل منفرد: شاید کمتر از تعداد انگشتان دست!

رحیم عبادی: خودشان هم اذعان دارند . چرا ، برای اینکه پرورش نداده ایم .

نحل منفرد : با این اوصاف اگر بخواهیم این رشته را در کشور راه بیاندازیم ما این پتانسیل را در اساتید داریم. یعنی تعداد مورد نیاز اساتید موجود هست؟

رحیم عبادی: بله ، داریم. یک سالی دیدیم واقعاً وضع اسفناک شده. سال های گذشته زمانی که آقای مهندس امان پور معاون آموزش و تحقیقات وزارت جهاد کشاورزی بودند ، خدا خیر به ایشان بدهد ، دید خوبی داشتند. گفتند: آقا بیاییم و خودمان این کار را بکنیم. ما آمدیم یک سال در وزارت جهاد کشاورزی دوره ای گذاشتیم در رشته های تغذیه ، اصلاح و پرورش . نزدیک 35 نفر کارشناس را در مقطع کارشناسی ارشد فارق التحصیل کردیم که الآن همه آنها داخل همین وزارت خانه در جاهای مختلف مشغول به کار هستند. در وزارت خانه همین آقای مهندس جمشیدی که الآن رئیس هستند و دیگران همه اشان در همان مقطع فارق التحصیل شدند.

دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی اصفهان

نحل منفرد : یعنی در جهاد برگزار شد و در دانشگاه نبود.

رحیم عبادی : بله آن زمان این کار انجام شد. دیدیم وزارت علوم نمی کند گفتیم خودمان انجام دهیم. ایشان استقبال کردند و ما این دوره را در مؤسسه تحقیقات علوم دامی کرج برگزار کردیم . می رفتیم و تدریس می کردیم یا آنها به اصفهان می آمدند.

نحل منفرد: چرا ادامه پیدا نکرد؟

رحیم عبادی: به دلیل اینکه مخالفت کردند. وزارت علوم مخالفت کرد. می گفت نخیر شما اجازه ندارید. حتی به اینها مدرک هم نداد. در نهایت خود وزارت جهاد کشاورزی مدرک معادل به آنها داد . این مدرک هم فقط برای خودش ارزش دارد. الآن در بسیاری از مؤسسات همان فارق التحصیل ها دارند کار می کنند. ما متأسفانه در این رشته در آموزش آکادمیک خیلی ضعیف هستیم.

نحل منفرد : و نیاز داریم.

رحیم عبادی: نیاز مبرم است. واقعا نیاز شدید داریم. باید کاری انجام شود که متأسفانه تا کنون نشده است.

نحل منفرد: خب اجازه بدهید برخی دیگر از سؤالات خودم را از محضرتان مطرح کنم. ما خدمت آقای مهندس عاکف که برای مصاحبه رسیده بودیم ایشان یک موضوعی را مطرح کردند تحت عنوان" اصلاح نژاد در جمعیت های بسته" گفتند: چنین پروژه ای در کشور در حال انجام است در مراکز مختلف اصلاح نژاد مثل گرگان یا خراسان پیگیری می شود و متصدی هماهنگی این کار در مراکز متعددی که وجود دارد جنابعالی هستید.

سؤال اول این است که اصلاح نژاد در جمعیت بسته به چه معنا است ؟ سؤالم کمی توضیحی می شود اما اجازه بدهید ادامه دهم ، بعد از انقلاب کارهایی در رابطه با اصلاح نژاد در کشور انجام شده است. حتما ارزشمند هم بوده اند. اما این کارها منجر به یک نتیجه ملموس برای زنبوردار نشده اند که یک ملکه ای را داشته باشد که عملکرد خوبی داشته باشد . زنبوردار نیازمند تأمین معیشت زندگی اش است. نیاز به ملکه با نژاد خوب دارد. از سوی دیگر از قول کارشناسانی مثل حضرتعالی گفته اند که شما با واردات ملکه به کشور مخالف هستید. این پروژه های انجام شده هم که نتیجه ملموسی نداشته اند. سؤال زنبوردار این است که ما در این شرایط خلاء چه کنیم. با این زنبور کم بازده گرفتار هستیم و کسی به داد ما نمی رسد. خواهش می کنم در رابطه با این موضوعات توضیح دهید.

رحیم عبادی: سؤال خوبی را مطرح کردید و به موضوع مهمی اشاره کردید. اگر اجازه بدهید قبل از اینکه دقیقاً به سؤال شما پاسخ دهم یک مقدمه کوتاهی را خدمتتان عرض کنم. قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران یعنی قبل از سال های 56-57 ما در کشورمان سالانه تعداد قابل توجهی ملکه زنبور عسل از خارج وارد می شد. اینها غالبا ملکه های هیبرید خارجی بودند که از کشورهای مختلفی مثل ایتالیا ، اتریش ، آلمان ، استرالیا و آمریکا خریداری می شد و سالانه بین زنبورداران توزیع می شد. این ملکه ها با توجه به اینکه هیبرید بودند و غالبا نژاد های خارجی بودند مشکلاتی را برای صنعت زنبورداری ایران به وجود آوردند. اول از همه اگر از جنبه اقتصادی نگاه کنید وقتی شما ملکه از خارج وارد می کنید همیشه باید مقداری ارز از کشور خارج شود و مقدار زیادی هم وابستگی ایجاد شود. یعنی همیشه باید دستمان به طرف خارج دراز باشد.

دوم اینکه از نظر فنی و تکنیکی و تخصصی واردات ملکه تبعات منفی برای کشور داشته و دارد. تبعات منفی آن این است که اکثر بیماری ها و آفاتی که شما امروز ه در صنعت زنبورداری ایران می بینید مربوط می شوند به همان واردات ملکه در سال های قبل از انقلاب. تنها آفتی که من می دانم یقینا بعد از انقلاب در ایران ما دچارش شدیم کنه واروآ است. کنه واروآ در سال 1364 وارد ایران شد و آن هم از طریق مرز های شمال غربی . بگذریم بنا براین واردات ملکه تبعات واردات بیماری و آفت را به همراه دارد که هر کدام از این بیماری ها و آفات ممکن است تبعات بسیار زیادی را در کشور برای همیشه ایجاد کند همین طور که الآن هست. الآن هیچ زنبورداری نمی تواند بدون استفاده از دارو زنبورداری کند. این را من یقیناً به شما عرض می کنم. مگر یک جای ایزوله شده ای ببرد که هیچ کسی نزدیکش نباشد. زنبور همیشه مریض می شود و این مریضی ها هم اکثراً از خارج وارد ایران شده است. مثالش هم لوک آمریکایی ، لوک اروپایی ، انواع پارازیت ها که حالا نمی خواهم در جزئیات وارد شوم.

مقوله دیگری که بسیار از نظر من مهم است این است که ما اگر به تعریف نژاد مراجعه کنیم ، نژاد یک جمعیت یا یک توده ای از یک موجود زنده است که برای یک منطقه خاص طی میلیون ها سال سازش پیدا کرده و آدابته شده و بهترین بازده را در آن منطقه دارد. نژاد دیگری نمی تواند چنین بازدهی را داشته باشد. خب ما در ایران نژاد زنبور عسل ایرانی داشتیم. من به جرأت می توانم به شما بگویم در سال های اول بعد از پیروزی انقلاب نژاد زنبور عسل ایرانی تقریبا رو به انقراض بود. به سبب اینکه مرتب ملکه از خارج وارد کرده بودند و جمعیت زنبور عسل ایران آمیزه ای از نژاد های مختلف از جمله نژاد کارنیکا ، نژاد ایتالیایی ، نژاد قفقازی و ... شده بود که همه با توده بومی مخلوط شده بودند و یک جمعیتی به وجود آمده بود که هیچ اسمی نمی توانستیم رویش بگذاریم. نه نژاد ایرانی بود و نه نژاد های خارجی .

این مشکلات باعث شد که من شخصاً در همان سالهای اول که از خارج برگشتم به مسؤلین مربوطه گوشزد کنم که ما چنین مشکلی داریم و حواستان جمع باشد اگر دیر بجنبید توده زنبور عسل ایرانی نابود خواهد شد و دیگر هیچ وقت به آن دسترسی نخواهید داشت. خوشبختانه در آن سالها مسؤلین افراد دلسوزی بودند . با وجود آنکه در چند سال اول بعد از پیروزی انقلاب هم تعدادی ملکه وارد شد ولی زود متوجه شدند راه را دارند به اشتباه می روند و جلسه ای گذاشتند و هماهنگی ای انجام دادند با حضور معاون وزیر و نهایتاً به این نتیجه رسیدند که مصوب کنند که واردات ملکه ممنوع و ما کار کنیم برای پرورش ملکه.

خب چه کارهایی باید می کردیم. اول از همه ما باید یاد می دادیم که پرورش ملکه چگونه است تا آن زمان هیچ کس بلد نبود . هیچ کس در ایران ملکه پرورش نمی داد. اینکه می گویم پرورش منظورم پرورش صنعتی یعنی به صورت انبوه است. من اولین کلاس های پرورش ملکه را در ایران در همین اصفهان برگزار کردم. از سال 1360 سالانه چند کلاس برگزار می کردم که اکثر آنها متقاضی اش جهاد سازندگی آن زمان بود. کارشناسان مختلف ، زنبوردارها و شرکت های تعاونی و اتحادیه ها را از استان های مختلف دعوت می کردند و ما اینجا کلاس برگزار می کردیم . در ایستگاه پرورش زنبور عسل دانشگاه ، یک مزرعه ای در اینجا داریم که مزرعه ی نسبتاً مجهزی است امکانات خوبی برای این گونه آموزش ها و آموزش های مکرر داریم . هدف ما این بود که این تکنیک را یاد بدهیم. لوازم و امکانات مورد نیاز را هم همه را من خودم یا از خارج آوردم یا اینجا ساختم و برای ارائه این آموزش ها آماده کردم.

ما این کار را انجام دادیم و طی ده سال یعنی از سال 1360 تا 1370 کلاس های دائم و فشرده را برگزار می کردیم. این دوره کلاس ها به صورت نرمال یک ماه طول می کشید که افراد اینجا می آمدند و شبانه روزی می ماندند ما یک ماه آموزش های تئوری و عملی را کامل می دادیم . بعضی مواقع هم به دلیل کمبود فرصت می خواستند که فشرده برگزار شود که در مدت کمتری به صورت فشرده برگزار می کردیم.

خوشبختانه طی یک دهه طیف وسیعی از زنبورداران و کارشناسان را آموزش فنی و تکنیکی پرورش ملکه دادیم و آنها کار را یاد گرفتند تا اینکه در اوایل دهه هفتاد احساس اصلی من که آن نیاز به داشتن ملکه های اصلاح شده است آنچنان چیره شد که رفتم به وزارت جهاد کشاورزی و گفتم شما الآن باید وارد عمل بشوید و کار اصلاح نژاد را انجام دهید. چون تولید ملکه الآن دیگر مشکلی ندارد. زنبورداران ملکه با کیفیت می خواهند. ملکه ای که اصلاح شده باشد. چند سالی طول کشید تا این موضوع را ما جا بیاندازیم. یعنی 2 تا 3 سال تبادل نظر کردیم . تازه در اواسط دهه هفتاد یعنی سال های 75-76 متقاعد شدند که یک پروژه اصلاح نژاد ملی را راه اندازی کنند و این پروژه زیر نظر خود وزارت جهاد کشاورزی باشد. البته بازهم متقاعد نمی شدند تا اینکه آمدند و یک کارشناس خارجی از آلمان آورند . آقای بینفلد از آلمان آمد که او هم بسیار کارشناس خوب و خبره ای است. در ابتدا هم که آمد من را هم دعوت کردند و رفتیم و در جلسه ای نشستیم و گفتیم چنین کاری باید انجام شود.

نحل منفرد: پس 5 ، 6 سالی از زمانی که شما اعلام کرده بودید طول کشیده بود؟

رحیم عبادی: بله آن هم رفتند و کارشناس خارجی آوردند تا مطمئن شوند کاری که ما می خواهیم بکنیم درست است. او هم تأیید کرد که راهی غیر از این شما ندارید که اتفاقاً در طراحی آن طرح اولیه هم آقای بینفلد مشارکت داشت.

طرح را مؤسسه تحقیقات علوم دامی آغاز کرد. البته این طرح خیلی سنگین بود. من هنوز هم اعتقاد دارم که آن طرح خیلی سنگین بود. از ابتدا من مایل به اجرای چنین طرحی نبودم اما چون همه تصمیم را بر اساس نظر آقای بینفلد گذاشتند ایشان هم چنین نظری داد که آنها اجرا کنند. بیش از 1200 کلنی برای اجرای طرح خریداری کردند برای شروع کار از 5 استان کشور. کار را شروع کردند و روی 3 صفت کار آغاز شد ، صفت رفتار ، صفت بچه دهی و تولید عسل . اینها تقریبا 17 سال است که روی این سه صفت کار کرد ه اند (زمان انجام مصاحبه مهر1394 ) الآن نسل 13 را در اختیار دارند.

نحل منفرد: یعنی تا سال 1390 کار می کردند.

رحیم عبادی: بله ، نتایجشان روی رفتار و بچه دهی خیلی خوب است. برای تولید عسل رضایت مندی خودشان تقریبا می شود گفت که تا حدود 60-70 درصد است. مشکل هم اینجا است که تولید عسل از نظر اصلاح نژادی مشکل ترین بخش است برای اینکه تولید فقط تابع ژن نیست. بخشی از آن تابع طبیعت است که آن هم دست انسان نیست. بنابر این روی این سه صفت کار کردند که دو صفت را صد در صد خودشان راضی هستند و زنبوردارانی هم که گرفته اند و برده اند راضی هستند . من در آن طرح نقش چندانی ندارم و از روز اول به عنوان یک مشاور کنار کار با آنها همکاری داشته ام. سعی کردم تا حدی که می توانم راهنما باشم ولی آقای دکتر طهماسبی و مجموعه همکارانشان در مؤسسه که خدا به ایشان خیر دهد خیلی در این طرح زحمت کشیده اند و به اینجا رسانده اند.این طرح توسط دو معاونت آموزش و تحقیقات و معاونت امور دام دارد اجرا می شود. یعنی از ابتدا تا به حال هم این دو معاونت وزارت جهاد کشاورزی باهم این طرح را به اینجا رسانده اند.

خب این طرح الآن به نسل 13 رسیده است. نسل 13 به عنوان ملکه های مادر کاملاً آمادگی توزیع بین زنبوردارها را دارد. البته عده ای انتقاد می کنند. شما الآن اگر بگویید روز است عده ای انتقاد می کنند که چرا گفتی الآن روز است. این یک واقعیت است اما آمار و اطلاعاتی که خود آقایان در سال های مختلف منتشر کردند و نتایجی که به توصیه من که گفتم این ملکه ها را به تعدادی از زنبوردارها بدهید و نظر آنها را بخواهید ببینیم که آنها چگونه ارزیابی می کند و نظر کتبی آنها را دریافت کردند. می گویند کسانی که دریافت کرده اند راضی بوده اند و آمار و داده هایشان هم اعداد مثبتی را نشان می دهد و طبیعتاً چنین نتایجی به انسان حکم می کند که این طرح آماده بهره برداری است. این طرح هنوز ادامه دارد یعنی طرح های اصلاح نژادی هیچ وقت متوقف نمی شود و ادامه دار هست ، رشدش فقط ممکن است تغییر کند.

حالا اجازه بدهید طرح دوم را که خودتان فرمودید به شما معرفی کنم بعد اگر سؤالاتی داشتید بفرمایید.

اجازه بدهید چون وقت محدود است آن یکی را هم من یک توضیح مختصری بدهم بعد مجموعاً اگر سوالی داشتید بفرمایید.

من با توجه به جمیع جهاتی که درسطح کشور می دیدم و تنوع اقلیمی که در نقاط مختلف کشوروجود داشت و اختلافاتی که در توده زنبور عسل درکشور می دیدم از اواسط دهه هشتاد به این فکر افتادم ما اگر می خواستیم کار اصلاح نژادی انجام بدهیم باید منطقه ای بکنیم، یعنی مثلاً برای منطقه شمال کشورمان یک نژاد خاص خودش را تربیت کنیم برای منطقه مرکزی ایران نژاد خاص خودش را و برای منطقه غرب کشورهمینطور. اتفاقاً اینکه عرض می کنم نتایج حاصل از تحقیقات دوران دکتری خود آقای دکتر طهماسبی بود. ایشان دوره دکتری یشان را زیر نظر من گذراند و رساله دکتری را به اتمام رساند البته با همکاری مرحوم دکتر اسماعیلی که روح ایشان شاد باشد ولی ما هر دو نفر رساله ایشان را هدایت کردیم نتیجه ای که از رساله دکتری ایشان درآمد این بود که ایران زنبور عسلش از نظر ترکیب ژنتیکی سه توده متفاوت هستند نوار شمالی ، منطقه مرکزی و منطقه غرب کشوربا توجه به مؤلفه های مختلفی که اندازه گیری کردیم داده ها این را نشان می دهد خوب منطق حکم می کند که ما هم اگرمی خواستیم کار اصلاح نژادی انجام بدهیم متناسب با این مناطق اصلاح نژاد انجام دهیم.

به همین دلیل در آن سالها یعنی حدود ده سال پیش ایده اصلاح نژاد در جمعیت های بسته را مطرح کردم برای اولین بار یک سمیناری درسازمان پژوهش های علمی و صنعتی برگزار شد رفتم آنجا یک سخنرانی تقریباً دو ساعته ارائه کردم و در آن بیان کردم که مناطق خاص چه ویژگی هایی زنبورشان دارد و ما اگر خواستیم اصلاح نژاد کنیم باید در این جمعیت بسته انجام بدهیم. وقتی می گوییم اصلاح نژاد در جمعیت بسته یعنی در درون خود این منطقه. یعنی من بیایم توده مثلاً فرض کنید استان گلستان را برای خودش یک جمعیت بدانم. مثلاً اگر استان گلستان فرض کنید دویست هزار کندو دارد این دویست هزار کندو را یک جمعیت ببینم و اصلاح نژادم را در داخل این دویست هزار تا انجام بدهم. یا مثلا اگر می گویم استان اصفهان یک جمعیت بسته است ما بیش از هفتصد هزار کندو داریم در اصفهان ، این هفتصد هزارکندو را یک جمعیت بسته ببینم و اصلاح نژادم را در داخل این هفتصد هزار تا انجام بدهم. خب،من ایده را ارائه کردم و بعد از آن مدیر کل معاونت اموردام وزارت جهاد کشاورزی آقای مهندس شهیری ، یادم نمی رود خدا خیر به ایشان بدهد الآن باز نشست شده است و در مشهد است. ایشان پذیرفت درجلسه و قرار بر این شد که ما این کار را بکنیم در آن سال یک اتفاق دیگری هم داشت می افتاد و این بود که وزارت جهاد کشاورزی شش تا ایستگاه پرورش ملکه داشت که فقط پرورش ملکه می دادند که آن هم زیر نظر من انجام می شد و ملکه هایشان را توزیع می کردند بین زنبورداران. در آن سال دیگرتصمیم گرفته بودند که حالا که دیگر زنبورداران خودشان پرورش ملکه می دهند و تکنیک را یاد گرفته اند لزومی ندارد ما این ایستگاه ها را داشته باشیم. تعطیلش می کنیم. داشتند تعطیل می کردند که من این ایده را مطرح کردم گفتم آقا شما این ایستگاه را تعطیل نکنید بیایید کاربری آن را تغییر بدهید به جای اینکه شما تولید کنید مثلاً سالی ده هزار تا ، بیست هزار تا ، پنج هزارتا،این را بیایید درش کار اصلاح نژادی انجام دهید و ملکه مادر تولید کنید و در اختیارپرورش دهنده های ملکه قرار دهید.این ایده را پسندیدند . گفتند بسیار خوب پیشنهاد خوبی است ما تمام امکانات را داریم. پس کاربری ایستگاه را تغییر می دهیم و این طرح را شما بدهید ما این طرح را اجرا می کنیم. ما طرح را دادیم وکارمان را شروع کردیم.

اولین ایستگاهی که آغاز کرد ایستگاه استان گلستان بود. سال 1386 آغاز کرد. ایستگاه گلستان امکانات خیلی خوبی دارد. ایستگاهش روی اصول طراحی شده . نقشه آنجا را خودم دادم حدود هفده سال پیش روی نقشه ساختند ایستگاه را . آن موقع کارشناسان بسیار خوبی هم داشتند برخی شان هستند برخی شان بازنشسته شدند کار را شروع کردند از آن سال بعضی ایستگاه ها از استانهای دیگر هم یکی یکی آمدند داخل میدان و آن شش تا همه شان شروع کردند البته با فاصله زمانی .

نحل منفرد: کجا ها هستند می شود بگویید؟

رحیم عبادی: بله ، می گویم خدمت شما. استان گلستان در گرگان که قدیمی تر هست. گیلان ، خراسان رضوی ، استان اصفهان ، فارس ، جنوب کرمان و اردبیل این شش ایستگاه را که داشتند ، قرار شد مراکز عمده دیگری را هم که مراکزاصلی پرورش زنبور عسل است مثل آذربایجان ها ، آنها هم حداقل یک ایستگاه داشته باشند . فشار زیادی آوردیم به آذربایجان غربی حتی دو سفر هم رفتیم آنجا که این را راه اندازی کنند ولی متأسفانه به دلایل مختلف که به خودشان مربوط می شود آنها هنوز شروع نکردند.

نحل منفرد:اما شما معتقد هستید که در ارومیه هم باید ایجاد شود؟

رحیم عبادی:بله حتماً باید داشته باشد که متاسفانه با وجود فشارهایی که آوردیم و دو سفر هم با مسئولین وزارت جهاد کشاورزی رفتیم با ایشان صحبت کردیم و طرح را توضیح دادیم و اعتبارات را گفتیم هنوز کار را شروع نکرده اند.

نحل منفرد: در استان کرمان در جیرفت است؟

رحیم عبادی: بله.این هفت ایستگاه الان فعال دارد کار می کند.حالا کارهایی که ما می کنیم این است این طرحی که من در جمعیت بسته ارائه کردم این است که ما در هراستان از آن توده استانی مان باید یک نمونه برداری اولیه بکنیم ...

نحل منفرد: نتایج کار قبلی را هم گرفته اید و دارید روی آن کار می کنید؟ یا آن را رها کردید؟

رحیم عبادی:نه کار قبلی منظورتان پرورش ملکه است؟

نحل منفرد: نه کاری که در واقع پانزده شانزده سال ادامه دادید؟

رحیم عبادی:آن مربوط به کرج است آن به این موضوع مربوط نیست.

نحل منفرد: پس به نتایجش هم کاری ندارید؟

رحیم عبادی: نه. اصلاً من به آن هیچ کاری ندارم. آن کاملاً مستقل و جداست و این جداست. من این را از صفر شروع کردم . با هدایت شخص خودم هم انجام دارد می شود . وزارت جهاد کشاورزی هم تا حالا در حد توانش نهایت همکاری را کرده است ، فقط توسط معاونت امور دام هم دارد اجرا می شود.

نحل منفرد: چرا کاری نداشتید؟

رحیم عبادی: بخاطر اینکه آنها راه دیگری رفتند...

نحل منفرد: خب اگر نتایجشان خوب بود طبیعتاً شما باید آن را ...

رحیم عبادی: خوب ببینید من استانهایی که شروع کردم .آنها هیچ وقت توده ای مثل استانهای شمالی ندارند. دو استان ما شمال است یک ایستگاه ما اردبیل است یک ایستگاه ما جنوب کرمان است آنها هیچکدام از اینها را ندارند من ژن را استانی فرض کردم .آنها از جایی که رفتند و نمونه گرفتند و توده اولیه شان را آغاز کرند تهران و کرج ، قزوین ، اصفهان و مرکزی این پنج تا استان بوده است من در اینها بجز اصفهان کاری نکرده ام ...

نحل منفرد:یعنی مخلوط شده و شما می گویید نباید مخلوط بشود؟

رحیم عبادی:نخیر ،اینها دارند منطقه مرکزی را پوشش می دهند، منطقه مرکزی برای خودش یک توده است باید هم انجام شود. من کارم را با آنها قاطی نمی کنم . من رفتم استانهایی را آغاز کردم که آنها کاری نکردند نمونه برداری نکردند و به اعتقاد من مراکز عمده است. مثلاً خراسان اینها هیچ نمونه ای نگرفتند. شمال ایران ، اردبیل یا کرمان هیچ نمونه ای ندارند . من جاهایی را شروع کردم که ضمن اینکه اهمیت دارد آنها نمونه اولیه ازش ندارند.

نحل منفرد:شما چند ساله که دارید کار می کنید؟

رحیم عبادی:اگر سال 1386تا حالا بگیریم نزدیک به ده سال است.

نحل منفرد:به کجا رسیده اید؟کجای راه هستید؟

رحیم عبادی:حالا من عرض می کنم خدمت شما.بگذارید به شما بگویم ما چه کار می کنیم ما این نمونه برداری را به عنوان جمعیت اولیه و پایه برای آن جمعیت بسته در استان انجام می دهیم. اولین کاری که می کنیم آماده سازی اینها برای سال بعد است . یک سری آمادگی های تخصصی و فنی دارد که به کارشناسان مان آموزش می دهیم که این کارها را بکنند.

نحل منفرد: نمونه ها را چطور جمع می کنید؟

رحیم عبادی: اینها می روند طبق یک دستورالعملی که به آنها داده ایم از زنبوردارهای عمده و تجاری که سابقه زنبورداری بیش از 10 سال دارند به صورت رندم نمونه می گیرند. مثلاً یک زنبوردار هست 300 تا یکی 500 تا و یکی 1000 کلنی دارد از اولی دو تا بعدی 3 و بعدی 4 تا می گیرند.

نحل منفرد: به زنبوردارها می گویید که زنبورهای برترشان را بدهند؟

رحیم عبادی: نه ، می گوییم ما می خواهیم 3 تا زنبورشما را رندم بخریم.

نحل منفرد : پس اصراری ندارید که زنبورهای برتر زنبورستان ها را جمع کنید.

رحیم عبادی : نه ، در دستورالعمل ما این نیست.

نحل منفرد : چرا؟

رحیم عبادی : دلیل این است که من دنبال ژن هستم. نه آن چیزی که آن زنبوردار دنبالش است. این ژن در این توده نهفته است. ما باید رندم آن را بردارم . ببینم این ژن از کجا می آید و چه طور باید آن را متمرکز کنیم. حالا این را جمع کردیم. جمعیت اولیه ما بین 150 تا 200 کلنی برای هر استان است. قابل کنترل است و راحت می توانم آن را اداره کنم. با یک یا دو کارگر این جمعیت را اداره می کنم. ما دستورالعملی را به کارشناسانمان داده ایم که در اینجا سالانه اجرا می شود و روی 7 صفت مختلف اندازه گیری می شود .

نحل منفرد : یعنی روی آن 200 کلنی

رحیم عبادی : بله همان 150 تا 200 کلنی اولیه که البته هر چه به جلو می رویم تعداد آنها کمتر می شود که حالا می گویم چرا. کاری که ما می کنیم این است که صفاتی را اندازه گیری می کنیم . این صفات شامل رفتار ، رشد جمعیت ، میزان جمع آوری گرده گل ، قدرت زنده مانی نوزادان ) از هر 100 تخمی که ملکه می گذارد چند تای آن زنده می مانند و به زنبور تبدیل می شوند(، بچه دهی – می خواهیم کندویی تولید کنیم که اصلاً بچه ندهد - مقاومت به بیماری ها خصوصاً مقاومت به کنه واروآ – می خواهیم زنبوری داشته باشیم که بدون آنکه دارو مصرف کنیم کنه نتواند با آن کاری کند – قدرت تولید عسل و نهایتاً توان زمستان گذرانی مناسب برای آن منطقه هستند.

این می شود هفت صفت که طی یک دستورالعمل به کارشناسانمان آموزش می دهیم برای هر صفت چگونه اندازه گیری کنند، جداولی را بهشان داده ایم. کارشناسان ما اکثراً با تحصیلات کارشناسی و بالاتر هستند. زیر نظر اینها یک یا دونفر کارگر فنی یا تکنسین هم حضور دارند و این کار را در دونوبت در سال انجام می دهند. یکی در بهار و یکی در تابستان تا پاییز. این داده ها را می گیرند یک فرومول هایی ما به اینها داده ایم آموزش هایی داده ایم یک نرم افزاری هم طراحی کرده ایم بهشان داده ایم و گفته ایم داده ها را که بدست آوردید وارد این نرم افزار کنید نرم افزار بطور اتوماتیک این را آنالیز می کند و یک سری اعدادی به ما می دهد. اینها دوبار در سال به من گزارش می دهند این گزارش را ما می خوانیم و نگاه می کنیم اگر ایرادی دارد اصلاح می کنیم اگر مشکلی نداشته باشد تأیید می کنیم می رود و در فایل شان بایگانی می شود.

ما سالانه چند نوبت از هر ایستگاه بازدید می کنیم یعنی من به همراه مسؤلین دفتر مرکزی در تهران می رویم ایستگاه به ایستگاه کارشان را چک می کنیم ، اگر مشکلی دارند سعی می کنیم آنجا به شان کمک کنیم علاوه بر این سالی دو یا سه مرتبه هم گردهمایی دسته جمعی داریم. یعنی همه ایستگاه ها کارشناسان و مسؤلینشان جمع می شوند در یک شهرستان آقایان هم از تهران می آیند ، نزدیک به 30 نفر می شویم دور هم می نشینیم ابتدا هر شهرستانی گزارش خودش را می دهد که چه کارهایی را از دفعه قبل تا حالا انجام داده است و چه مشکلاتی داشته است و به کجا رسیده است.

نحل منفرد : خب این روش مدیریتی شما هست ، روش اصلاح نژاد شما چگونه است ؟ مثلاً هفت خصوصیتی را که فرمودید اندازه گیری کردند با کلنی ها چه کار می کنند؟

رحیم عبادی : خب ببینید ما سال به سال بین اینها انتخاب می کنیم. روش اصلی ما روی selection است . سلکشن حذف و انتخاب . یک سری را حذف می کنیم و یک سری را انتخاب می کنیم. آنهایی را که انتخاب می کنیم مبنای کلنی های نسل بعد ما قرار می گیرند که از آنها ملکه پرورش می دهند و دوباره روی تمام کندوها گذاشته می شود مثلاً سال آینده تمام کندوها می شوند نسل چهار سال بعدش می شود نسل 5 اگر خوب کار کنیم حداکثر سالی یک نسل ما می توانیم جلو برویم . بعضی ایستگاه ها به دلیل مشکلاتی که دارند هر دو سال یک نسل تولید می کنند. مثلاً امکان دارد در یک منطقه آب و هوا اجازه ندهد که بعضی از صفات را اندازه بگیرند. یا جفت گیری ها انجام نمی شود.

نحل منفرد: پس مراکز مختلف شما نتایجشان در مراحل مختلف هست.

رحیم عبادی : بله با هم متفاوت هستند. الآن استان گلستان که در گرگان فعالیت می کنند و بیشترین سابقه را دارند به نسل هشتم رسیده اند و استان های دیگر ما از نسل 1 تا نسل 4 هستند مثلاً گیلان نسل 4 است ، اصفهان نسل 3 هست و تا آخر امسال نسل 4 را تولید می کند یا جنوب کرمان روی نسل 3 هستند. استان اردبیل نسل 2 را تولید کرده و مشغول تولید نسل 3 هستند .

نحل منفرد: سابقه کار همه یکی هست؟

رحیم عبادی: نه در سال های مختلف شروع کرده اند. ما هم قرار گذاشته ایم وقتی اینها به نسل 5 رسیدند ما یک ارزیابی دقیق می کنیم و اگر صلاح دانستیم اجازه توزیع به آنها می دهیم . حالا هدف چیست؟ هدف اصلی این طرح تولید ملکه های اصلاح شده مادری و توزیع آن بین تولید کننده های ملکه در استان مربوطه است. یعنی کسی که پرورش ملکه می دهد از اینجا می آید و ملکه مادر می خرد و آن را تکثیر کرده و بین زنبورداران توزیع می کند.

آن طرح قبلی هم یعنی طرح جامع اصلاح نژاد که در کرج در حال اجرا است آن هم هدفش همین است . آن هم باید ملکه مادری تولید کند و بین تولید کننده های ملکه توزیع کند که آنها تکثیر کنند و بین زنبوردارها توزیع کنند. ما الآن یک ایستگاه مان که استان گلستان است سه سال است که اجازه توزیع دارد ولی سایر استان هایمان اجازه توزیع ندارند. ما در استان گلستان با وجود مشکلاتی که داشتیم خوشبختانه به نتایج خوبی رسیدیم من شخصاً راضی هستم.

نحل منفرد : برای استان گلستان یعنی آن ملکه را صرفا برای استان گلستان تولید کرده اید، درست است؟

رحیم عبادی: برای گلستان ، هدف استان گلستان است اما این به این معنی نیست که اگر این ملکه را بردید در یک استان دیگر جواب نمی دهد ممکن است در بسیاری از صفات جواب بدهد و ممکن است مثلاً در یک صفت خوب نباشد.

نحل منفرد: دوستان ما در اصفهان می گفتند گرفته ایم و آورده ایم اینجا و جواب نداده است؟

رحیم عبادی: کی گرفته است؟ هیچ کس در اصفهان از استان گلستان ملکه نگرفته است . من می دانم چون آنها بدون اجازه من و بدون اجازه معاونت امور دام ملکه به هیچ کس نمی دهند .

نحل منفرد: آیا فقط همان جا توزیع شده و چه تعدادی بوده؟

رحیم عبادی: بله تنها همان جا توزیع شده است و تعدادش را خود مرکز می داند من الآن آمار ندارم اما من یک سال رفتم بازدید از زنبوردارهایی که این ملکه ها را گرفته بودند سؤال کردم که این ملکه را چطور دیدید؟ گفتند: بسیار راضی هستیم.

نحل منفرد: در آنجا به زنبوردارها داده بودید یا پرورش دهندگان ملکه.

رحیم عبادی: به پرورش دهندگان ملکه اما در آنجا پرورش دهنده ملکه نیامده بود بگیرد و آنها بین چند زنبوردار با تجربه توزیع کرده بودند و به هر کدام 4 تا 5 تا ملکه حذفی اشان یعنی ملکه های سال قبل را داده بودند و گفته بودند شما اینها را ارزیابی کنید و نظرتان را بگویید من رفتم سؤال کردم و آنجا پیش دو نفر از آنها رفتم و هر دو راضی بودند. اینها زنبورداران جوان با تجربه متوسط بودند گفتند ما هیچ مشکلی با این ملکه ها نداشته ایم منتهی دو سه ماه است که این ملکه ها را گرفته ایم . در این دوسه ماه رفتار عالی بوده ، بچه نداشتیم ، جمعیتش خوب رشد کرده در مقایسه با زنبورهای دیگر هیچ مشکلی نداشتیم .

نحل منفرد: به هر حال یک روش علمی برای ارزیابی این ملکه ها هم باید وجود داشته باشد؟

رحیم عبادی: ما چنین روشی را طراحی کردیم البته هنوز توزیع نشده بین زنبورداران مناطق. اتفاقاً در حدود دو هفته پیش با مسئولین وزارت جهاد کشاورزی که به اصفهان آمده بودند جلسه داشتیم،گفتم شما بایستی وارد عمل بشوید، یعنی اینکه شما باید با این دو مرکزی که ملکه اصلاح شده دارند قرار داد ببندید. مثلاً سالی دویست تا پانصد عدد ملکه مادر را تولید کنند که یکی در کرج است ، طرح جامع ، یکی هم در گلستان است که الآن به نتیجه رسیده . این دو تا بایستی وارد قرار داد بشوند تولید کنند و بعد فراخوان بدهید به پرورش دهندگان ملکه کشور که هر کسی می خواهد بیاید و با استفاده از این ملکه های مادر پرورش ملکه بدهد. این ملکه هارا بگیرد و ببرد تکثیر کند و آنها هم بین زنبورداران توزیع کنند. در این پروسه ما یک روش ارزیابی داریم یک فرم هایی را طراحی کردیم که این فرم ها توزیع می شود بین تولید کننده ملکه و بین زنبورداری که ملکه را می گیرد و سالانه گزارش می گیریم چند سؤال مطرح کردیم که آنها را باید جواب بدهد بعد بر مبنای آن اطلاعاتی که می گیریم دقیقاً خودمان و تولید کنندگان ملکه را ارزیابی می کنیم. خلاصه اینکه در این ده سال یا به روایتی پانزده شانزده سال گذشته در بخش زنبور عسل که اصلاح نژاد انجام داده ایم نتایج نسبی خوبی بدست آورده ایم. خیلی ها توانایی اجرای این کار را داشتند ولی وارد عمل نشدند خیلی از افراد که تخصص این کار را هم داشتند وارد اصلاح نژاد زنبور عسل نشدند .

نحل منفرد: منظور شما بخش خصوصی است؟

رحیم عبادی: نه ، در بخش دولتی و بخش دانشگاهی خیلی ها تخصص اش را دارند ولی وارد این عرصه نمی شوند دلیل آن هم روشن است ، این عرصه سخت است. اصلاح نژاد زنبور عسل به مراتب سخت تر از اصلاح نژاد سایر دام ها است. شما گاو و گوسفند و طیور و ... را می برید داخل یک سالن و هر کاری که می خواهید انجام می دهید و اصلاح نژاد می کنید ، پدر را دارید مادر را دارید و نسل به نسل می توانید آنها را حفظ کنید اما در زنبور عسل این طور نیست در زنبور عسل روی 50 درصد جفت گیری که در هوا انجام می شود هیچ کنترلی ندارید به هر حال ما این عرصه را وارد شدیم و به اینجا رساندیم و هیچ ادعایی هم نداریم فقط می گوییم که در حد توانمان سعی کردیم کاری برای مملکت انجام دهیم و امیدواریم که این کاری که انجام داده ایم مثمر ثمر واقع بشود.

نحل منفرد:از تلقیح منصوعی استفاده می کنید؟

رحیم عبادی :بله.تلقیح مصنوعی یک تکنیک است که فقط برای اصلاح نژاد است.من تلقیح مصنوعی را همانطور که اشاره کردم زیر نظر آقای پروفسور لید لا که خدا ایشان را رحمت کند و روحش شاد باشد آموزش دیدم. وقتی آمدم ایران دودستگاه را از آمریکا خریدم و با خودم آوردم چون می دانستم در ایران نیست.

نحل منفرد: می گویند شما از اولین کسانی هستید که در ایران این کار را انجام دادید.

رحیم عبادی: بله هیچکس قبلاً این کار را انجام نداده بود من با خودم این دو دستگاه را آوردم ایران و در آزمایشگاه خودم مستقر کردم بعد هم دو دستگاه دیگر خریدم البته از طریق دولت از طرف دانشگاه که البته آنها الآن اینجاست از سال تقریبا 1364تلقیح مصنوعی را در پایان هر دوره پرورش ملکه انجام می دادم. فقط از نظر اینکه دانشجویانم ببینند و به ایشان می گفتم این تکنیک یک تکنیک مستقل است یک دوره مستقل هم برای آموزشش باید ببینید ولی یک وسیله ای است برای کار اصلاح نژاد فقط ببینید که من چه می کنم که ایده داشته باشید منتها اولین کسی که آموزش رسمی دید زیر نظر من آقای دکتر طهماسبی است که در دوره تحصیلات دکتری اش آمد اینجا در اصفهان و یک مدتی را پیش من آموزش دید من آموزشش دادم و بعد هم رفت در مؤسسه خودش آنجا کار را شروع کرد دو دستگاه تلقیح مصنوعی که من شخصی و خودم خریده بودم و آورده بودم را به آنها فروختم ، حالا پولش مهم نیست هدف این بود که آنها مالکش بشوند چون من خودم دودستگاه را از آمریکا خریده بودم ...

نحل منفرد: در کرج؟

رحیم عبادی:بله در کرج است و از آن استفاده می کنند بعد آموزش هایی که دادم بعد از آن به آقای مهندس عاکف بوده است در مشهد و تعداد دیگری از کارشناسان در سطح کشوریک کلاس تخصصی تلقیح مصنوعی در مشهد برگزار کردم حدود فکر کنم پنج یا شش سال پیش بود که خود آقای مهندس عاکف زحمت برگزاری اش را کشید منتها من مدرس بودم یک هفته آموزش دادم حدود ده نفر کارشناس را آموزش دادم . دیگر در سالهای مختلف متناسب با تقاضایی که می آمد من کلاسها را برگزار می کردم ولی فقط جنبه آموزشی داشت.

نحل منفرد: من منظورم این بود که در این پروژه تان...

رحیم عبادی: بله در این پروژه! در این پروژه دیده شده در تمام این ایستگاه ها تلقیح مصنوعی باید انجام بشود و از این تکنیک باید استفاده کنند. تمام ایستگاه های ما الآن مجهز به دستگاه تلقیح مصنوعی شده اند همه اشان حد اقل یک یا دو دستگاه تلقیح مصنوعی دارند حالا یا از داخل خریده اند و یا از خارج تهیه کرده اند.

نحل منفرد: آموزش این کار را هم دیده اند؟

رحیم عبادی: تعدادی از آنها آموزش ها را دیده اند و تعدادی ندیده اند ولی متأسفانه اینها هم که آموزش را دیده اند با توجه به مشغله زیاد فرصت تمرین ندارند. این کار به تمرین زیادی نیاز دارد مثل رانندگی است شما وقتی رانندگی را آموزش می بینید بعدش باید تمرین کنید اگر وقتی گواهی نامه را گرفتید دیگر دست به فرمان نزنید رانندگی فراموشتان می شود این کار هم دقیقاً همینطور است . اینها متأسفانه تمرین نمی کنند چون گرفتارند و مشغول کارهای دیگر هستند بیشتر آنها اجرا نکرده اند فقط ایستگاه اردبیل ما هست که خوب روی تلقیح مصنوعی کار کرده و خوب هم استفاده کرده و الآن هم دارد با تلقیح مصنوعی عمل می کند. بقیه ایستگاه های ما از ایستگاه های ایزوله شده استفاده می کنند. یعنی همه آنها ایستگاه های ایزوله شده دارند هنگام جفت گیری می برند به ایستگاه های ایزوله شده و ملکه ها را با زنبورهای نری که خودشان پرورش داده اند تلاقی می دهند.

نحل منفرد: من دو نکته را خدمت شما عرض کنم : یکی در مورد توزیع ملکه به کسانی که ملکه تکثیر می کنند گفتید. طبیعتاً آن کسی که در بخش خصوصی می خواهد ملکه را پرورش بدهد عملکرد گرا خواهد بود ، احساس می کنم تا زمانی که شما تعدادی ملکه به زنبوردار ملکه ندهید و این ملکه ها نزد زنبوردارها جواب ندهند پرورش دهندگان ملکه تمایلی به دریافت ملکه های شما پیدا نکنند و نمی شود که به بخش خصوصی چیزی را دیکته کرد اگر عملکرد اقتصادی داشته باشد به دنبال آن می رود و آن هم باید آزمون شده باشد. دومین نکته ، یکی از انتقاداتی که زنبوردارها به طرح های اصلاح نژاد زنبور عسل می کنند این است که می گویند این کارشناس ها این کاره نیستند مثلا یک کارشناس نمی آید برود در بیابان کنار بنه اش بخوابد ، چادر بزند و سختی های بیابان را تحمل کند آیا بهتر نبود افرادی از زنبورداران علاقه مند را به نحوی منافع مادی اشان را هم تأمین می کردید و کنار کارشناسانتان به کار می گرفتید؟

رحیم عبادی: حالا برگردیم به نکته اول شما ، به هر حال عمل گرا بودن تولید کننده ها و زنبوردارها به نظر من کاملا منطقی به نظر می آید از جنبه اقتصادی وقتی به موضوع نگاه کنید همین است اما روش ها فرق می کند در آخر استفاده کننده نهایی زنبوردار است . اوست که باید تشخیص دهد که این خوب است یا نه . حالا اینجا بر می گردد به اینکه ما با توجه به امکاناتمان چنین کاری را می توانیم انجام دهیم یا نه . من در شرایط فعلی و در ده سالی که گذشت و فشاری که به این ایستگاه ها وارد آمد و تنگناهایی که در بخش دولتی داریم به خصوص نبود بودجه و امکانات بعید می دانم که آنها بتوانند به زنبوردار ملکه بدهند ما قبلا این کار را کرده ایم. همین جا در استان اصفهان سالی بود که 9هزار ملکه در ایستگاه خودمان تولید می کردیم بروید بپرسید همین جا در ایستگاه نجف آباد آقای نادری زیر نظر بنده سالانه 9هزار ملکه تولید کرد ...

نحل منفرد: من نمی گویم مجانی بدهید...

رحیم عبادی: نخیر من نمی گویم مجانی ، پولی ، دولتی الآن نمی شود. الآن وزارت جهاد کشاورزی معاونت امور دام نمی تواند امورات تحقیقاتی هر ایستگاه را تأمین کند و چون نمی تواند پول ندارد امکانات ندارد می اندازد گردن استان ،استان هم می اندازد گردن تهران . کارشناسان ما - بندگان خدا - هم در معرض فشار بسیار شدید قرار گرفتند و فقط بخاطر علاقه شخصی شان و اهمیت اموری که می بینند که چقدر واقعاً کار مهمی است گاهی از جیبشان خرج می کنند. والله یکی از کارشناسان ما همین دو سه روز پیش به من زنگ زد گفت فلانی خدا گواه است ده میلیون تومان از جیب خودم هزینه کردم .این یک واقعیتی است .از جیب خودشان دارند هزینه می کنند شما می گویید یک انتقادی هست که کارشناسان نمی روند ، کدام کارشناسی این طرح را نرفته است. کارشناس خود من در همین جا ، اصفهان - دو نفر هستند که در ایستگاه اصفهان کار می کنند - بندگان خدا حتی در طول ایام تعطیل روزهای عیدشان در بیابان ها آمار برداری می کنند. اصلاً ما اجازه ندادیم کارگر آمار بردارد . کارشناس باید خودش آمار بگیرد. من نمی گویم کار ما ایرادی ندارد. نمی گویم ما انتقاد پذیر نیستیم. انتقاد نشود. انتقاد بشود. خیلی هم خوب است ولی عرض من این است اول از همه نگاه کنیم امکانات من چیست؟ با چه امکاناتی دارم کار می کنم.

نحل منفرد:باز بر می گردیم به مدیریت واحد. اگر مدیریت واحد باشد البته با انگیزه هم باشد چنین مشکلاتی نخواهد بود و کارها به نتیجه می رسد.

رحیم عبادی:دقیقاً . ما بعضی ایستگاه هایمان کارکنانش در طی پنج سال گذشته رفته اند یعنی پنج نفر بودند. الان یک نفر مانده است. هر چه می گویند این شخص بازنشست شده ورفته است ،قراردادی بوده و رفته دو نفر استخدام کنید می گویند نمی توانیم پول نداریم خودت انجام بده. این کارشناس با تمام تلاش خودش دارد ایستگاه را اداره می کند.عرض من این است. ضعف هایی وجود دارد نمی گوییم نیست ولی باید ببینیم خدایی با این شرایطی که کار کرده اند ، کارشان چگونه بوده است. من در مورد طرح جامع اصلاح نژاد که آقای دکتر طهماسبی اداره می کنند حرف نمی زنم خودشان پاسخگو باشند ، ولی در مورد طرح جمعیت های بسته که خودم از نزدیک حمایت و هدایت می کنم هر زنبوردار ، کارشناس ، استاد دانشگاه یا محقق علاقمندی در کشور که خواست با هماهنگی قبلی با بنده به ایستگاه گرگان برود و طرح را نگاه کند. هفت صفتی که ما گفتیم را ارزیابی کند. ببیند این کاری که انجام داده ایم با کار زنبورداران یا میانگین منطقه تفاوت می کند یا خیر. اگر بهتر بود خب کسانی را که این کار را کرده اند تشویق کنند. اگر هم بدتر بود بگویند ایرادش درچیست که ما برطرف کنیم.

نحل منفرد:من فکرمی کنم اگر شما طعم خوش این نتیجه را به خود زنبورداران بچشانید خود زنبورداران حتی از نظر مالی آنقدر حمایت می کنند که طرح خوب پیش می رود.

رحیم عبادی: ما در همین مرحله ایم ، ما می خواهیم ان شاء الله به یاری خدا اگر مسئولین وزارت جهاد کشاورزی این همت را بکنند امسال این کار را انجام دهیم. من همین هفته گذشته به آنها تأکید کردم گفتم زمان را از دست ندهید الآن اگر حرکت کنید می توانید فروردین یا اردیبهشت آینده تعدادی ملکه دستشان بدهید ، اگر نه باز دوباره یک سال را از دست می دهیم . آن نکته ای هم که شما اشاره کردید که ما مستقیم در اختیار زنبوردار قرار دهیم این شدنی است. بله.

نحل منفرد : من فکر می کنم در یک برحه کوچک این باید مقدم باشد.

رحیم عبادی: ما می توانیم این کار را کنیم مشروط بر اینکه امکانش فراهم شود. این ایستگاهی که الآن دارد پرورش می دهد در حد 200 ملکه در سال دارد پرورش می دهد. 200 ملکه ی مادر است. بخواهد هزار تا تولید کند خب باید امکانات هزار تا را بهش بدهند. می تواند اما باید امکانش را به آن بدهند. وقتی امکان نمی دهند که این 200 تا کندوی خودش را اداره کند چطور من انتظار داشته باشم که بیاید و 2هزار ملکه تولید کند و در اختیار زنبوردار قرار دهد . ببینید ما مشکل مان کجاست تمام این تحریم ها و فشارهای اقتصادی را ما لمس داریم می کنیم جزء به جزء آن را .

نحل منفرد: این یعنی خود تحریمی دیگر ما با ندادن امکانات به چنین پروژه هایی خودمان ، خودمان را تحریم کرده ایم.

رحیم عبادی: بله دیگر

نحل منفرد: یعنی عزمی برای اصلاح بخش زنبورداری در مدیریت کلان دولتی وجود ندارد.

رحیم عبادی: نیست متأسفانه ، مشکلات یکی دو تا نیست وگرنه پیشنهاد های خیلی خوبی هست از جمله اینکه ما در این ایستگاه هایی که الآن به نسل 5 به بعد می رسیم سالی 5هزار ملکه تولید کنیم و بین زنبوردارها توزیع کنیم. زنبوردار وقتی کامش شیرین شد و فهمید خوب است و استقبال کرد آن وقت توزیع را متوقف کنیم و به پرورش دهندگان ملکه بخش خصوصی بسپاریم .

نحل منفرد: وقتی اینطور باشد خود زنبوردار و پرورش دهنده ملکه دنبال شما خواهد دوید.

رحیم عبادی: بله اما وقتی امکانش فراهم نمی شود به ایستگاهمان می گوییم نسل هفت را که می خواهی با نسل هشت جایگزین کنی آن 200 تا ملکه نسل هفت را بین زنبورداران و پرورش دهندگان ملکه توزیع کن .

نحل منفرد: اگر زنبوردارها و پرورش دهندگان ملکه بخواهند به شما کمک کنند ، کمک آنها را می پذیرید.

رحیم عبادی: چرا قبول نمی کنیم به شرط اینکه وزارت جهاد کشاورزی امکاناتش را فراهم کند.

نحل منفرد: منظورم این است که زنبوردارها امکاناتش را هم خودشان فراهم کنند. مثلاً یک زنبورداری که هزار کلنی دارد به شما بگوید از این 200 ملکه 100 تایش را به من بده من این را می برم و سال آینده هزار ملکه به شما می دهم . فکر می کنم چنین زنبورداران با تجربه و با انگیزه ای کم نداریم.

رحیم عبادی: ببینید من شخصاً این کار را استقبال می کنم. خودم هم پیشنهادش را داده ام. بروید از آقای مهندس جمشیدی که مسؤل زنبورداری ایران بود بپرسید. من همین پیشنها را سال گذشته به توصیه ی آقای لسانی در نجف آباد اصفهان به ایشان دادم . من با آقای لسانی سفری داشتم از اصفهان به تهران در حال رفتن به سازمان محیط زیست بودیم. ان شاء الله خداوند به ایشان خیر و طول عمر بدهد ، شخص دلسوزی است. گفت: اگر شما حمایت کنید من حاضرم این طرح را اجرا کنم. من گفتم با کمال میل چرا حمایت نکنم . رفتم و به آقای مهندس جمشیدی پیشنهاد دادم آقا ایشان را صدا کنید و یک قرارداد با ایشان ببندید چون ایشان هم به حمایت مرکزی هم به حمایت من و هم کار خودش نیاز دارد . ما سه تا باید باهم کار کنیم ولی خب متأسفانه نکردند.

نحل منفرد: فکر می کنم خیلی از زنبوردارها باشند که اعلام آمادگی کنند مثلاً همین آقای لسانی که گفتید اطلاع دارم که دوره های تلقیح مصنوعی را هم دیده اند و توانایی های خوبی دارند.

رحیم عبادی: واقعیت این است که من دلم می خواهد کارهای داخل کشور سریع جلو رود ولی همه چیز دست من نیست من در حد توان و بضاعت علمی خودم سعی کرده ام ، اما بیشتر از این نتوانسته ام.

نحل منفرد: خب اجازه بدهید کمی در بحث به عقب برگردم ، گویا مجموعه ای که شما هم یکی از تصمیم گیرندگان و کارشناسانش بوده اید تصمیم گرفته بوده اند که واردات ملکه بریدر به کشور آزاد باشد .

رحیم عبادی: نه

نحل منفرد: اینطور نبوده است؟

رحیم عبادی: بریدر ورودش فقط با مجوز ، مجوزی که هدف را نگاه کند آزاد است. در مصوبه ای که مسئولین وزارت جهاد کشاورزی نوشتند و اتفاقاً خود من هم این موضوع را پیشنهاد کردم این بود که اگر محققین طرحی دادند و این طرح بررسی و تأیید شد برای استفاده های تحقیقاتی مجوز بدهند. پیشنهاد من این بود که وقتی که ممنوع می کنید شاید یک محققی آمد و خواست که تحقیق کند همانگونه که خود من هم این کار را کردم. من آمدم و بریدرهای مختلف در سه نژاد ایتالیایی ، کارنیکا و قفقازی را به ایران آوردم و با نژاد ایرانی خودمان مقایسه کردم و نتایج آن را در مجله علمی تحقیقاتی دانشگاه تهران چاپ کردم هنوز هست .

نحل منفرد: چه سالی این تحقیق انجام شده.

رحیم عبادی: سال 66 – 67 بود .

نحل منفرد: کسان دیگری هم این کار را کرده اند؟

رحیم عبادی: نه هیچ کس نکرده است من در آنجا نکات مثبت و منفی این نژادها را ریز آورده ام همان موقع ما وقتی این مصوبه را داشتیم در وزارت جهاد کشاورزی تصویب می کردیم خود من گفتم یک محققی شاید بخواهد یک طرح تحقیقاتی اجرا کند ، شما راه را برایش نبندید. گفتند چه کنیم قرار بر این شد که آن شخصی که می خواهد وارد کند طرحی را ارائه می دهد و می گوید که من هدفم چیست ، طرحش را وقتی ارزیابی کردند و مورد تأیید بود به وی مجوز می دهند.

نحل منفرد: تا کنون چنین مجوزی صادر شده است؟

رحیم عبادی: مقرر شد این تأیید را مؤسسه تحقیقات علوم دامی کرج صادر کند . چون آن یک مؤسسه تحقیقاتی و زیرمجموعه وزارت جهاد کشاورزی است. قرار شد آنها این کار را بکنند. نه تا به حال تا آنجا که من خبر دارم چنین مجوزی را به کسی نداده اند. چون چنین طرح تحقیقاتی که صرفاً هدفش تحقیق باشد ارائه نشده .

نحل منفرد: پس اولاً آزاد نیست و نیاز به مجوز دارد و ثانیاً مجموعه ای نبوده است که تا کنون چنین مجوزی را گرفته باشد.

رحیم عبادی: تا جایی که من خبر دارم درخواست هایی شده است ولی این درخواست ها صرفاً با هدف تحقیقات نبوده است.

نحل منفرد: سؤال من این است . مثلاً کشوری مثل آمریکا یا چین را ببینید. چین می آید لگوستیکای ایتالیا را می گیرد و از آن استفاده می کند و نژاد دیگری را به وجود می آورد . یا در کشوری مثل آمریکا شما اگر بخواهید ملکه تهیه کنید نژاد های مختلفی وجود دارد ، شما قدرت انتخاب دارید که مثلاً ایتالیایی را بخرید یا کارنیکا را ، اینها وجود دارند . آنها هم که سیستم های مدیریتی اشان از ما قوی تر است. چرا در کشوری مثل آمریکا باید نژاد های مختلف وجود داشته باشد و زنبوردار بتواند این نژادها را تهیه کند اما ما با این استدلال که نژادمان را از دست می دهیم از این امکان محروم باشیم. آیا آنها نمی فهمند که نژادشان را از دست می دهند؟ یا اینکه مسئله به این صورت نبوده نظر کارشناسی در این مورد چیست؟

رحیم عبادی: چون از کشور آمریکا اسم بردید من هم با همین مثال جواب شما را می دهم. آمریکا اصلاً زنبور نداشته است . اصلاً نژاد نداشته است . اولین سابقه ورود زنبور عسل به آمریکا به حدود 400 سال پیش بر می گردد .

نحل منفرد: حالا جاهای دیگر مثل اروپا را هم در نظر بگیرید.

رحیم عبادی: اجازه بفرمایید ، پس بنابراین آمریکا از خودش زنبور نداشته است و بعد آمده و رفته زنبور ایتالیایی را وارد کرده است. چندین سال آن را پرورش داده اند و بعد آمده اند و رفته اند کارنیکا وارد کرده اند و مقداری هم این طرف و آن طرف نژادهای مختلف را آورده اند. افتادند به یک دردسر بسیار عظیمی که الآن همه شان پشیمان هستند. شما اگراطلاع ندارید بروید و منابع علمی را بخوانید. آمریکا پشیمان است. می گویید: بدبختی ما این است که زنبور نژاد اصیل از خودمان نداریم . یک ملقمه ای شده است که هر طرفش یک سازی می زند . برای هر منطقه هر گروهی یک نژادی را می خواهند و این باعث شده که دردسرهای عظیمی که نمی خواهم در جزئیات آن وارد شوم ایجاد شود.

نحل منفرد: چه بوده است مثال بیاورید لطفاً.

رحیم عبادی: دردسرهای عظیم در حوزه بیماری ها . مثلاً مقاومت در برابر درمان برخی از بیماری ها آن چنان بالا رفته است که عاجز شده اند و گفته اند که دیگر نمی توانیم زنبور را نگه داریم. از طرف دیگر ژن اصیلی داشته اند و 10-15 سال روی آن کار کرده اند و یک نژاد دیگر آمده و آن ژن را از بین برده. دیگر نتوانسته اند که حفظش کنند. الآن طوری شده که حتی محققش ، آقای دکتر ریتر ( Ritter ) از محققین بسیار ارزشمند و بارزآمریکایی است که خودش ابراز عجز کرده که دیگر نمی توانم در خاک آمریکا روی زنبور عسل کارعلمی کنم. رفته یک جزیره گرفته است وسط اقیانوس کار تحقیقاتی اش را آنجا انجام می دهد. حالا شما انتظار دارید من از آنها تبعیت کنم؟ آمریکایی که الآن خودش به ورشکستگی و بدبختی در بخش زنبور عسل افتاده است . حالا بگذریم که در بخش تکنیک ها، تولید یا پژوهش ها خوب پیشرفت کرده است. پول خرج کرده ، هزینه کرده ولی در کار اصلاح نژاد وکار نژاداصیل آمریکائی هیچ کاری نکرده وصفر صفر است .

نحل منفرد:یعنی شما نظرتان این است که حتی اگر یک نژادی در ایران عملکرد خیلی خوبی هم داشته باشد بهتر است آن را نیاوریم.

رحیم عبادی:نخیر به هیچ وجه. ما نژاد ایرانی داریم. این جمعیتی که الآن در ایران می بینید نژاد ایرانی است نژاد اصیل ایرانی است .

نحل منفرد: همینی که هست؟

رحیم عبادی :بله همین نژاد اصیل ایرانی است.

نحل منفرد: مگر نمی گوییم خرابش کرده ایم؟

رحیم عبادی : نخیر این نژاد اصیل ایران است. خراب شد تا اول انقلاب . ازسالهای ابتدایی پیروزی انقلاب جلوی واردات زنبور و ملکه گرفته شد ژن های ناخالص رفتند بیرون ، تدریجاً ژن غالب نژادی ما خودش را نشان داد. این را تحقیق می گوید و من نمی گویم ، تحقیق مستند علمی که توسط چندین محقق انجام شده است.

نحل منفرد: چه کسانی مثلاً؟

رحیم عبادی:آقای دکتر طهماسبی. نتیجه تحقیقاتشان را ببینید ، متمرکز شد فقط روی شاخصه های نژادی.

نحل منفرد:آقای بینفلد هم همینطور؟

رحیم عبادی:بله ، تحقیقات آقای بینفلد را ببینید، تحقیقات آقای دکتر اوتیس را ببینید اینها چاپ شده است مقالاتش در مجلات بین المللی چاپ شده است .

نحل منفرد:پس ما نژادمان را داریم هنوز؟ چون مبنای خیلی از حرفهایی که می زنیم این است که ما نژادمان را نداریم.

رحیم عبادی: نخیر هر که می گوید اشتباه می کند. ما نژاد اصیل مان همین است که الآن هست و به دلیل این بود که ما جلوی واردات ملکه را گرفتیم و نژادمان را حفظ کردیم.

نحل منفرد: یعنی این چیزی که الآن داریم همان مدا است.

رحیم عبادی: بله همان مدا است.

نحل منفرد: چند درصد آقای دکتر؟

رحیم عبادی: صد در صد مدا است. کدام مدا . مدایی که ما دنبالش هستیم. نه مدایی که 40 سال یا 50 سال پیش بود. نه مدایی که سال 1357-1358 بود . اون ناخالصی داشت. مدای قبل از انقلاب صفاتی داشت که الآن ندارد. مدای اوایل انقلاب صفات مخلوط با نژادهای خارجی را داشت. مدای امروز اصلاح شده است یعنی یک مقدار زیادی صفات نا مطلوبش را طی این سال ها خود زنبورداران حذف کرده اند. یعنی دائم آمده و گفته این زنبور خوب نیست آن را کنار می گذارم و اینکه بهتر است را استفاده می کنم.

نحل منفرد: یعنی چیزی که الآن داریم مثل 20 سال قبل از انقلاب است؟

رحیم عبادی: بهتر از 20 سال قبل از انقلاب هست.

نحل منفرد: پس معتقید یک اصلاحی را به صورت عمومی خود زنبوردارها انجام داده اند.

رحیم عبادی: بله به طور عمومی خود زنبوردارها انجام داده اند یک مقدار هم البته مراکزی که پرورش ملکه داده اند آنها اعمال کرده اند.

نحل منفرد: این حرف ، حرف مهمی است آقای دکتر. چون خیلی از انتقادات ما بر این اساس است که ما می گوییم مدا را نداریم و با این پیش فرض می گوییم وقتی نداریم بگذارید که یک چیزی را بیاوریم تا وضع مان بهتر شود.

رحیم عبادی: اشتباه می کنند. این زنبور خود ما است . توده ی خود ما است . خودش را نشان داده است. منتها این مدا مدای مقایسه شده ی عین 20-30-40 سال پیش نیست. هر سالی جلو رفته است بهبود پیدا کرده. به سبب اینکه پرورش دهندگان ملکه ما خودشان بهترین ها را تکثیر می کنند. زنبوردارهای ما هم خودشان بهترین ها را تکثیر می کنند و نگه می دارند. تدریجاً مدای امروزی صفات بدش را کمتر دارد. و صفات خوب را بهتر دارد.

نحل منفرد: خب اگر این موضوع صحیح باشد الآن مثلاً یک نفر می آید و نژادی را می آورد به کشور و شروع می کند به تکثیر آن و کسی هم اعتراضی نمی کند آیا این صحیح است.

رحیم عبادی: از خارج؟

نحل منفرد: بله ، البته بعضی ها هم روی گزینه های داخلی کار می کنند.

رحیم عبادی: اگر کسی از خارج وارد می کند اشتباه می کند هم قانوناً قدغن است و هم شرعاً ، اخلاقاً و از نظر علمی کار خطایی دارد می کند . من به صراحت می گویم هر کسی نژاد خارجی را در ایران تکثیر کند و توزیع کند این اشتباه محض است نمی گویم خیانت دارد می کند اما نا آگاهانه دارد ضربه به صنعت زنبورداری ایران می زند . نباید این کار را بکند.

من فقط داستان کوتاهی را برای شما بگویم که صحت عرایضم را متوجه شوید. جمعی بودیم که در سال 1367 به پیشنهاد وزارت جهاد کشاورزی به اتریش سفر کردیم. هدف بازدید از زنبورداری های مهم و دانشگاه ها ، ارزیابی آنجا و این بود که تشخیص دهیم که آنها چرا کارنیکا دارند و پیشرفت کرده اند و ما نمی توانیم در ایران داشته باشیم تا بیاییم و تصمیمی بگیریم . جمعی بودیم که برخی از افراد آن جمع هم هستند می توانید از آقایان بپرسید. من هم در آن 5-6 نفر بودم. بازدید هایی را از مراکز و زنبورداری های مختلف از کارنیکا داشتیم. می دانید کارنیکا یک نژاد خاص اروپا و منطقه بالکان است و بسیار خوب در آن منطقه کار می کند. اتفاقاً از زنبورستانی بازدید کردیم که داشت باران می آمد ، این زنبور در باران به راحتی کار می کرد و شهد می برد. من آنجا گفتم ببینید آقایانی که از ایران آمدید این زنبور اینجا دارد به راحتی در باران کار می کند . این ها خصوصیات نژادی است . زنبور ما اگر اینجا بود نمی توانست این کار را بکند و این زنبور هم اگر در شرایط ایران بود نمی توانست کارهایی که زنبور ما می کند را انجام دهد. مثلاً در شرایط خشک ما غیر ممکن است که این زنبور بتواند دوام بیاورد و کار کند. بگذریم . بازدیدهای ما انجام شد و از ایستگاه های تحقیقاتی و دانشگاه هایشان بازدید کردیم. یک روز آقای پروفسور روتنر که یکی از محققین بسیار شاخص و برجسته اصلاح نژاد زنبور عسل در دنیا است. خدا رحمت کند ایشان چند سال پیش فوت کردند. چندین کتاب نوشته اند و مقاله های خیلی زیادی دارند. بیشتر نوشته های ایشان مبنای اصلی کار اصلاح نژاد زنبور عسل است. ایشان ما را به خانه اشان دعوت کرند. گفتند: بیایید و یک کیک و قهوه با هم بخوریم. رفتیم و در تراس خانه اش نشسته بودیم که دورنمای خیلی زیبایی هم داشت. به هر حال شیرینی و قهوه خوردیم . از ما سؤال کرد و گفت: من امروز که دانشگاه بودم خبردار شدم که شما از ایران آمده اید اینجا بازدید کنید . می توانم یک سؤال از شما کنم. گفتم: بپرسید. گفت: چرا شما به اینجا آمده اید چه هدفی دارید؟ من هدفمان را گفتم . گفتم: بیشتر هدفمان این بوده است که بیاییم یک بازدیدی کنیم و ایده بگیریم ببینیم که شما چه کار کرده اید که کارنیکا دارید و ما می خواهیم این را الگو بگیریم و برخی از مسؤلین ما احتمالاً می خواهند کارنیکا وارد ایران کنند. دقیقاً نمی دانم که چه می خواهند کنند ولی به هر حال نظر شما را می خواهیم. گفت: بگذارید تجربه ای را برای شما بیان کنم . ما از اینکه کارنیکا را تولید کنیم و به شما بفروشیم خیلی خوشحال خواهیم شد – خدا رحمتش کند و نور به قبرش ببارد چون نا مسلمانی بود که حرف حق را به ما زد – جوان هایمان سر کار می روند و درآمد خیلی خوبی خواهیم داشت ولی این کار به صلاح شما نیست. گفتم: چرا؟ - عمدی می گفتم که بقیه بشنوند و بفهمند - گفت: این کاری را که شما می خواهید بکنید 20 سال پیش مصری ها کرده اند . مصری ها آمدند اینجا و از ما کارنیکا را بردند . طی 20 سال تمام زنبور خودشان را نابود کردند و نژاد زنبورشان کاملاً نابود شد. الآن دیگر زنبور اصیل مصری ندارند. نژادی که دارند ملقمه ای است از کارنیکا و نژاد خودشان که به هیچ وجه از آن رضایت ندارند و هر سال دارند ازما کارنیکا می گیرند. هر سال هزاران ملکه کارنیکا می خرند و می برند آنجا. بروید و بپرسید آیا آنها وضعشان خوب شد . بنابراین من توصیه نمی کنم . چون شما اینجا در خانه من هستید و از من سؤال می کنید من باید راستش را به شما بگویم. شما این کار را نکنید . متمرکز بشوید روی نژاد خودتان . آن را اصلاح کنید و یقین بدانید که بهترین نژاد برای کشورتان همان نژاد شما خواهد بود. ما این را شنیدیم و برگشتیم به ایران . گزارشات مبسوطی را به وزارت جهاد کشاورزی ارائه کردیم و از آن زمان بود که آن طرح ممنوعیت واردات ملکه مصوبه اش اجرا شد و این طرح ها به اینجا رسید و امیدواریم که نتایج بهتری هم حاصل شود.

نحل منفرد: مثال دیگری که می زنند . چینی ها را می گویند که مثلاً لگوستیکای ایتالیا را آوردند به عنوان یک خون تازه برای نژادشان و از پتانسیل های آن استفاده کردند و زنبور جدید با قابلیت های بهتری را تولید کردند. این کار را شما چگونه ارزیابی می کنید؟

رحیم عبادی: این منطقی است. به نظر من این کار کار خوبی است. ما در این طرح تحقیقاتی مان این را دیده ایم . دیده ایم که باید اصلاح نژادمان را پیش ببریم تا آنجایی که نژاد از نظر ژنی پاسخ مثبت می دهد باید از آن استفاده کنیم . یک جایی اگر پاسخ مثبت نداد برویم و بگردیم ببینیم کدام نژاد به ما نزدیک تر است و ما می توانیم از پتانسیل آن نژاد بهره بگیریم . اینجاست که ما می آییم و هیبرید تولید می کنیم.

نحل منفرد: این به معنی خراب کردن نژاد خودمان نیست؟

رحیم عبادی: نه ما نژاد خودمان را داریم با تمام خصوصیات ذاتی خودش و آن نژادی که صفت خاصی را در آن مناسب دیده ایم می آوریم و این دو تا را به عنوان والد استفاده می کنیم ، تلاقی می دهیم و از آن نوزادانی به وجود می آوریم که به آنها هیبرید می گوییم . این هیبرید صفاتی را دارد که مجموعه دو تا والدش دارند و آن را توزیع می کنیم بین زنبوردارانمان تا از آن استفاده کنند. این به این معنی نیست که نژادمان را از دست بدهیم این به این معنی است که ما نژاد خودمان را داریم و آن صفت خاصی را که از آن نژاد می خواهیم را با این ادغام می کنیم نتیجه اش را به زنبوردار می دهیم.

نحل منفرد: خب اگر ده سال این کار را بکنیم دیگر آن هیبرید غلبه پیدا می کند بر نژاد خودمان.

رحیم عبادی: نه این به این معنی نیست که ما دائم این کار را می کنیم . ما کار تحقیقاتی مان این است که بیاییم و آن ژن مورد نظر آن نژاد را انتقال بدهیم به نژاد خودمان و بعد این کار را متوقف می کنیم. در حقیقت نژاد خودمان را اصلاح می کنیم و بهبودش می بخشیم این کاری است که زمان می برد و در تحقیقات آینده باید انجام شود . حالا ما به آنجا ها نرسیده ایم . ما هنوز در اول راه هستیم ولی این در طرح دیده شده است که هر زمانی لازم بود محققین مربوطه از این کار استفاده کنند.

نحل منفرد: یکی از مباحث مطرح در اصلاح نژاد بحث حضور متخصصین ژنتیک هست. ما طرح های دیگر را رها می کنیم و طرح خود شما را مورد بررسی قرار می دهیم . اولاً آیا متخصصین ژنتیکی که در خصوص اصلاح نژاد در زنبورعسل تخصصی داشته باشند در کشور داریم و آیا آنها در فرآیند های اصلاح نژاد نقش دارند یا نه؟ دوماً آیا اصلا نیاز هست که حضور داشته باشند یا نه؟

رحیم عبادی: این هم سؤال خوبی است. من در ابتدای عرایضم در مورد اصلاح نژاد گفتم که اصلاح نژاد زنبورعسل یک فرآیند پیچیده ی علمی و زمان بر است . متخصصین مربوطه که بیشتر منظورم متخصصین ژنتیک و اصلاح نژاد است می روند سراغ حوزه هایی که راحت تر اند و راحت تر به نتیجه می رسند. غالبا نمی آیند در طرح هایی مثل این که حد اقل 7 سال باید وقت صرف کنند تا برسند به یک نسلی که قابل عرضه باشد وقت صرف کنند .

ببینید ما در این طرح اصلاح نژاد در جمعیت های بسته حداقل به نسل پنجم که رسیدیم می توانیم محصول را ارائه کنیم. برای اینکه به نسل پنجم برسیم حداقل باید 6-7 سال کار کنیم که این هم عملاً بیش از این طول می کشد. اینها غالبا نمی آیند در این حوزه کار کنند . سراغ رشته های دیگر می روند چرا ؟ برای اینکه در دانشگاه ها نیاز دارند به اینکه ارتقاء پیدا کنند از آنها می خواهند که مقاله داشته باشند اگر نداشته باشند آنها را زیر سؤال می برند در نتیجه آنها غالباً طرح هایی به دانشگاه شان ارائه می دهند که نتایج آنها بعد از 1-3 سال بتوانند ارائه کنند و مقالاتش چاپ شود. بعد هم از آن استفاده کنند و ارتقاء پیدا کنند. این از بخش دانشگاهی.

در بخش تحقیقاتی متأسفانه ما خیلی محقق متخصص در زمینه اصلاح نژاد زنبورعسل در کشور نداریم . هستند محققینی که متخصص اصلاح نژاد هستند مثلا در امور دام ، اما شما بروید در مؤسسه تحقیقات علوم دامی نگاه کنید ، چند نفر محققینی هستند که من هم به آنها خیلی ارادت دارم و در حوزه های تخصصی خودشان دارند کار می کنند اما خیلی به حوزه زنبور عسل نزدیک نشدند به همان دلائلی که عرض کردم. برخی از آنها کارهایی کم و بیش درحاشیه انجام می دهند اما هدف این کارها هم نوعاً این است که یک نتیجه ای سریع از آن بیرون بیاید . مثلاً وراثت پذیری فلان صفت را اندازه می گیرند یک سال یا دوسال طول می کشد و بعد هم یک مقاله می شود و بیرون می آید. آنها هم تحت فشار هستند. گرفتاری ما اینجا است که در ایران متأسفانه طرح های تحقیقاتی کاربردی ای که زمان بر هستند حمایت نمی شوند. نه انگیزه کار برای فرد متخصص باقی می ماند و نه مسؤلین چنین طرح هایی را حمایت می کنند. ببینید مثلا من خودم ده سال در این طرح وقت گذاشتم ، الآن دارم می گویم من یک چیزی را می توانم عرضه کنم . ده سال کم نیست. من اگر می خواستم در دانشگاه این کار را کنم از دانشگاه بیرونم می کردند. مؤسسه تحقیقاتی کار می کردم بیرونم می کردند. می گفتند نتیجه کار تو کجاست. هر سال می گویند گزارش بده . گزارش باید به صورت یک مقاله در بیاید . گزارش باید به صورت یک گزارش مکتوب قابل چاپ و قابل عرضه دربیاید . در اینجا ده سال گذشته است تازه می گویم گام اول را دارم بر می دارم . خب نتیجه این است ولی من وجود متخصص ژنتیک و اصلاح نژاد را در این طرح ها با گوشت و پوستم حس می کنم. باید حضور داشته باشد. در اینجا هم دعوت می کنم ، با صراحت دعوت می کنم هر عضوی که علاقه مند باشد در این طرح با ما همکاری کند حتی یک بخش کوچکی از کار را همکاری کند با کمال میل استقبال می کنم و از مسؤلین وزارت جهاد کشاورزی هم خواهش می کنم که استقبال کنند چون می توانیم ما همدیگر را کمک کنیم و باعث رشد و تعالی این بخش شویم.

نحل منفرد: خب اجازه دهید بنده سؤالاتی داشته باشم در مورد انجمن علمی زنبورعسل ایران ، دقت که می کردم دیدم شرایط سختی را برای عضویت در این انجمن قرار داده اند ، ببینید اولاً زنبوردار نیاز به یک مرجع علمی دارد. دوماً بیشتر زنبورداران ما علاقه مند به مشارکت بحث ها و تبادل نظرها هستند. وقتی یک جایی بحث نظری انجام می شود بعد این بحث ها می تواند به عمل منتج شود. یعنی نظرات مطرح شده کارشناسان در جمع زنبورداران به عملکرد صنعت پرورش زنبور عسل تبدیل شود. خب با این شرایط سخت خیلی از زنبوردارها نمی توانند عضو انجمن شوند . شاید بروند و مجموعه های دیگری را ایجاد کنند. آن مجموعه های دیگر از بدنه کارشناسی جدا است و می تواند راه به ناکجاآباد ببرد. چرا انجمن علمی زنبورعسل ایران یک حوزه محدودی را برای خودش انتخاب کرده و کار به کار کسی ندارد بیشتر زنبوردارها هم نمی توانند به آن بپیوندند؟

رحیم عبادی: سؤال خوبی را مطرح کردید اما مقصر این انجمن زنبورعسل نیست و مشکل اختصاص به انجمن زنبور عسل ندارد . تمام انجمن های علمی مجبورند که از چنین سیاستی تبعیت کنند. انجمن های علمی زیر نظر وزارت علوم تحقیقات و فناوری هستند. یک معاونت وزارت علوم که معاونت پژوهشی است بخش انجمن ها را اداره می کند. یک اساس نامه کلی تهیه کرده و در اختیار همه انجمن هایی که می خواهند کار خودشان را شروع کنند قرار می دهد. می گوید که شما باید از این اساسنامه تبعیت کنید. در آن اساسنامه قید شده است حد اقل اطلاعات و مدارک علمی اعضاء باید کارشناسی ارشد باشد. دانشجوها نیز اعضاء ناپیوسته می شوند . یعنی تا زمانی که مدرک کارشناسی ارشد شان را نگرفته اند عضو ناپیوسته هستند. ولی بعد که مدرک گرفتند می شوند عضو پیوسته . اتفاقاً ما در انجمن از ابتدا بسیار علاقه مند بودیم که یک راهی باز کنیم تا دیگران بتوانند عضو شوند.

نحل منفرد: آخر همانطور که خودتان گفتید ما در کشورمان تربیت کارشناس در این رشته نداریم پس این انجمن می شود فقط یک تعداد خیلی محدود.

رحیم عبادی: هیچ یک از اعضاء انجمن چنین هدفی ندارند دلشان می خواهد که زنبورداران و افراد علاقه مند بتوانند بیایند و عضو بشوند ولی متأسفانه الآن وزارت علوم نمی گذارد و راه را بسته است و همین امر باعث شده که به خود انجمن ضربه وارد شود . انجمن الآن یکی از مشکلات اصلی اش تعداد اعضایش است . به دنبال اعضاء جدید می گردد و افرادی را دعوت می کند تا عضو شوند .

نحل منفرد: خب با این شرایط کسی نیست.

رحیم عبادی: بله شرایطش را هرکسی ندارد.

نحل منفرد: انجمن نمی تواند کمیته های حاشیه ای دوم و سومی ایجاد نماید مثلاً بگوید کمیته کاربردی و آن کمیته ها ی دیگر را راهبری نماید.

رحیم عبادی:هر اقدامی انجمن بخواهد انجام دهد که ورای اساسنامه باشد زیر سؤال می رود و آنها انجمن را تعطیل می کنند. اگر بخواهد چنین کاری کند باید اول مجوزش را از دبیرخانه انجمن های وزارت علوم بگیرد . آنها هم به هیچ انجمنی مثلاً انجمن زراعت ، انجمن علوم دامی یا سایرین چنین اجازه ای را نداده اند یعنی کمتر از کارشناسی ارشد عضو این انجمن ها نیستند.

نحل منفرد: پس ما به عنوان زنبورداران باید خواهش کنیم از کارشناسان محترم که بیایند و یک انجمن غیر رسمی درست کنند و بحث های ما را اداره کنند.

رحیم عبادی: خب آن هم یک راهش است. البته تشکل های دیگر هم هستند نه اینکه نباشند تشکل هایی مثل اتحادیه ها ، شرکت های تعاونی ولی خب آنها هم مشکلات خاص خودشان را دارند.

نحل منفرد:این سؤال را اگر دوست دارید جواب دهید. سؤال من در مورد اتحادیه سراسری زنبورداران است. از زمانی که من اسم این اتحادیه را شنیده ام شخصی در رأس آن حضور داشته اند که همچنان هم حضور دارند. حتی وقتی در نظامات سیاسی دنیا در کشوری چنین اتفاقی بیافتد مردم دیگر کشورها وضع آنجا را می دانند. مسأله دوم دخالت مستقیم بخش دولتی در عزل و نصب افراد در اتحادیه ها است . تا زمانی که ما یک اتحادیه قوی نداشته باشیم بسیاری از مشکلات زنبورداران حل نمی شود . چون صدایشان به جایی نمی رسد. وضع موجود نتیجه چیست؟ چرا اوضاع ما اینچنین است؟

رحیم عبادی:اصلا شاید بهتر باشد من نظر ندهم ، اما چون روبروی من نشسته اید حداقل انتظاری که دارید این است که نظر شخصی خود را بگویم. حالا امیدوارم با این نظر شخصی به کسی بر نخورد. واقعیتش این است که هر تشکلی اگر خوب باشد بخاطر زیر مجموعه اش است ، اگر بد هم باشد بخاطر زیر مجموعه اش است. یعنی اگر اتحادیه زنبورداران ایران خوب عمل نکرده در درجه اول بدانید که زیر مجموعه اش خوب عمل نکرده است و اگر خوب عمل کرده آن زیر مجموعه است که باعث این پیشرفت شده . این مقدمه.

حالا برگردیم به خود اتحادیه. این اتحادیه با سابقه کم با وجود تمام کاستی هایی که بوده است من می بینم که پیشرفت خوبی داشته است . شما بروید نگاه کنید. یک مثال برای شما بزنم. در همین چند سال اخیر آنها یک صندوق توسعه زنبورداری درست کرده اند. صندوق توسعه سایر امور دامی که سابقه شان چندین برابر این صنعت است صندوقی با این قدرت و وسعت و امکانات ندارد.

نحل منفرد: این نتیجه کار اتحادیه بوده است؟

رحیم عبادی: بله نتیجه کار اتحادیه است با همکاری برخی از نهادهای دولتی و افراد ولی نقش اصلی را اتحادیه داشته است . البته من اسم از کسی نمی برم ولی یقین بدانید. اینکه بخش دولتی دخالت می کند ، عرض شود که بخش دولتی من فکر می کنم که اگر هم دخالت هایش گاهاً غیر منصفانه باشد دلیلش این است که باز هم خود اتحادیه کوتاه آمده است. اگر زیر مجموعه اتحادیه و خود زنبوردارها قوی وارد میدان شوند و کار کنند ، بخش دولتی مجبور است تبعیت کند. من یک چیزبه شما بگویم ، اتفاقا در این حوزه ، بخش دولتی همیشه سعی کرده است اتحادیه را کمک کند ولی آن قدرت و توانایی را نداشته است. یعنی من احساس می کنم انتظارات اتحادیه را بخش دولتی نتوانسته براورده کند. اتحادیه گاهی خواسته هایی دارد که بخش دولتی برای اجرایش ضعیف است. بنابراین نمی توانیم بگوییم که قدرت بخش دولتی است که دارد اتحادیه را اداره می کند. من این احساس را ندارم . احساس می کنم اتفاقاً بخش دولتی نمی تواند خواسته های اتحادیه را آنطور که شایسته است و نیاز آنها است برآورده کند.

بازهم تأکید می کنم در بخش تشکل های صنعت زنبورداری ما ضعیف هستیم . نیاز هست که زنبوردارها بیشتر وقت بگذارند نیاز هست که بیشتر همکاری کنند و نیاز هست که تشکل های سطوح بالا مثل اتحادیه ها را بیشتر تقویت کنند و اینها هستند که می توانند باعث رشد و تعالی صنعت شوند. هیچ وقت بخش دولتی نمی آید همین طوری چیزی را به زنبوردار دهد. اگر اتحادیه برود و فشار بیاورد ، اگر شرکت های تعاونی بروند و بخواهند یک چیزی را ، بخش دولتی در حد امکانش مجبور است که همراهی و تبعیت کند.

نحل منفرد: ان شاء الله ، خب سؤال بعدی ، ما یکی از مشکلاتمان در زنبورداری مشکلات زیست محیطی است. سال های اخیر می بینیم که زنبورهایمان دائم دارند کم بازده و کم بازده تر می شوند یکی از مباحثی که مطرح است این است که تعداد کلنی های زنبورعسل در ایران فوق العاده زیاد است ، از طرف دیگر با تخریب مراتع ، بحث جدید ریزگردها و انتشار شدید فلزات سنگین و سموم شیمیایی در محیط زیست مواجه هستیم چه اتفاقی برای زنبورعسل خواهد افتاد شما چه دورنمایی را برای زنبورعسل می بینید؟

رحیم عبادی: این یک حوزه بسیار مهم است که به غیر از زنبور عسل تقریبا دارد تمام موجودات زنده طبیعت را تحت تاثیر قرار می دهد. در راس همه آنها هم خود انسان است. شما می دانید آمار مرگ و میر سالانه ما درکشور فقط در اثر همین آلودگی های محیط زیستی چقدر است؟ کسی نمی داند ولی همین آمار خامی هم که بخش دولتی به ما ارائه می کند واقعاً وحشتناک است. من عدد حدود چهار هزار نفر در سال را شنیده ام . در اثر همین آلودگی های محیط زسیتی دارند نابود می شوند. ولی اعداد واقعی آن را خدا می داند و خیلی بیشتر از اینها است تمام حیوانات تمام موجودات زنده اعم از گیاه و حیوانات یقین بدانید که تحت تاثیر قرار می گیرند. زنبور عسل هم مستثنی نیست. زنبور عسل هم اتفاقا بیشتر تحت تاثیر قرار می گیرد چون در طبیعت چرای وسیعی دارد حداقل چهار پنج کیلومترشعاع پروازی دارد. از طرف دیگر زنبوردار آن را مهاجرت می دهد در اقصی نقاط کشور. جاهایی در کشورمان آلودگی ها بسیار بالاست به خصوص مناطق غربی کشور. حتی در مناطق مرکزی آلودگی بسیار شدید است . بله این اتفاق می افتد زنبور عسل تحت تاثیر قرار می گیرد و مریض می شود. بیماری های عجیب و غریبی از خودش نشان می دهد که نه زنبوردار می تواند کاری کند و نه متخصصین می توانند تشخیص بدهند . نهایتاً عملکرد چندانی نخواهد داشت و بعضی وقتها حتی موجب مرگ کلنی ها هم می شود. این گرفتاری ها هم هست همه هم می دانند آلودگی هوا ، آلودگی خاک ، آلودگی آب ، در سالهای اخیر ریزگردها که مقوله بسیار مهمی است دارد صنعت را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد ولی خب چه باید کرد؟

زنبوردار که کار زیادی نمی تواند انجام دهد جز اینکه کندوهایش را از این منطقه به منطقه دیگری ببرد آن هم به تشخیص خودش که گرفتاری های خاص خودش را دارد. هزینه های متعددی را دارد که هر کسی نمی تواند انجام دهد. کندوهایش روی کامیونش باشد و از این طرف به آن طرف برود. این گرفتاری ها برای صنعت هست ولی مسؤلین باید بهش توجه کنند. بیشتر این گرفتاریها مشکلاتی هستند که در حقیقت قیم اصلی اش دولت و سازمان ها و وزارت خانه های دولتی باید باشند.

ما حقیقتش در یکی دو سال گذشته با کمک همین اتحادیه ای که الآن شما به نوعی آن را نقد کردید رفتیم سراغ محیط زیست . اتحادیه ، خیلی جلسه با محیط زیست گذاشت . من فقط در چند جلسه آنها شرکت کردم . آقای لسانی بنده خدا صبح می آمد در منزل و من را به تهران می برد ، ظهر ساعت 2 تا ساعت 6 جلسه داشتیم و دوباره به اصفهان بر می گشتیم. محیط زیست ما متأسفانه هنوز به این موضوع تخصصی واقف نشده که زنبورعسل مهمترین موجود زنده ای است که طبیعت را حفظ می کند. ما ساعت ها با اینها بحث داشتیم ، ساعت ها جلسه گذاشتیم که این موضوع را تفهیم کنیم. آنها به ظاهر برخی از بخش ها یا افرادشان قبول می کنند ولی در آخرین جلسه ای که داشتیم متأسفانه محیط زیست یک دستورالعملی را صادر کرد که اصلاً دست و پای زنبوردار را می بندد. دراین منطقه نباید برود ، در آن منطقه نمی تواند برود ، در عرصه های ملی نباید برود .

نحل منفرد: زنبوردار را گفته اند !

رحیم عبادی: بله در حالی که در جلسات مکرر توجیه کردیم شما در هر نقطه ای از دنیا که بروید زنبور عسل مفید ترین جانوری است که به انسان دارد خدمت می کند. دلائل مختلف را به آنها ارائه کردیم. گفتیم زنبورعسل را شما باید نجات بدهید . در تمام عرصه ها آن را وارد کنید . آلودگی های محیط زیستی را باید سعی کنید که از محیط خارج کنید . به هر روشی که می شود باید زنبوردار را تشویق به حضور کنید و زنبور عسل را بخشی از محیط زیست بدانید. متأسفانه بازهم در آخرین جلسه ای که در اواخر تابستان سال گذشته بود و من به اتفاق آقای مهندس پورقرائی از انجمن زنبورعسل حضور داشتیم برخی از افراد بودند که دید منفی به موضوع داشتند و دستورالعملی را صادر کردند که من آن را دارم . در اتحادیه خانم رئیسی هم دارند .

من نامه ای به ایشان نوشتم که یک سال و نیم جلسه گذاشتید با محیط زیست و نتیجه این شد اما نا امید نشوید و بازهم به سراغشان بروید شاید روزی اثر داشته باشد. ببینید ما گرفتاری های اصلی مان در بخش محیط زیستی این است که متأسفانه خیلی از کارشناسان سطوح پایین محیط زیست شناخت ندارند و آگاه نیستند. نمی دانند که چه کار باید کنند. در سطوح بالای محیط زیست همه می دانند مثلاً خانم ابتکار از زنبور عسل بسیار حمایت و پشتیبانی کرد و حتی به معاونینش دستور داد که هر کمکی که می توانید بکنید. ولی وقتی این دستور به سطوح پایین تر از معاونین آمد اما و اگر ها شروع شد.

نحل منفرد: زنبور عسل را به صحرا راه نمی دهند.

رحیم عبادی: بله حتی می گویند که در عرصه های ملی هم شما نباید وارد شوید.

نحل منفرد: چرا آخر زنبورعسل که احیاء کننده عرصه ملی است.

رحیم عبادی: چرایش را باید از آنها بپرسید ، یک سری منطقه هایی را تعریف کرده اند و گفته اند در این مناطق هیچ موجودی نباید بیاید و هیچ موجود زنده ای نباید وارد شود و این را شامل زنبور عسل هم دانسته اند. حتی می گویند در عرصه های ملی سازمان جنگل ها و مراتع باید محدودیت هایی را اعمال کند . خب ما در چنین شرایطی قرار گرفته ایم که مسؤلین رده بالا می خواهند مشکلات زیست محیطی حل شود اما از طرف دیگر بدنه اجرایی عاجز است. وقتی به آنها می گوییم چرا اجرا نمی کنید؟ اولین جوابی که می دهند اینکه ما بودجه نداریم. ما طرح های وسیعی باید بدهیم و پول نیست. خب پول نباشد اقلاً فکرتان می تواند همراه باشد . فکر شما که همراه باشد 50 درصد مشکل حل می شود.

نحل منفرد : دانستن اینکه زنبورعسل عرصه ها را احیاء می کند که دیگر پول نمی خواهد.

رحیم عبادی: بروید و ببینید آخرین مصوبه ای که اینها به خانم رئیسی ابلاغ کردند چه بود. اگر زنبور عسل در عرصه های ملی نباشد همه این عرصه ها نابود می شوند. گرفتاری های اصلی ما در این حوزه ها است. در اینجاست که اتحادیه ها و مسؤلین بخش زنبور عسل کشور باید وارد عرصه شوند و فشار بیاورند به مسؤلین که چرا می خواهید این محدودیت ها را اعمال کنید. زنبورعسل چه آسیبی را به عرصه های ملی رسانده است یکی را بیان کنید.

نحل منفرد: آقای دکتر در مورد تعداد کلنی های موجود در ایران آیا آماری که ارائه می شود آمار صحیحی است و آیا این تعداد از نظر شما مناسب است؟

رحیم عبادی: ببینید آقای منفرد ، تعداد کلنی یک بحث است و بهره برداری صحیح از عرصه ها بحث دیگری ، ما کشورمان بسیار وسیع و متنوع است. بیش از یک میلیون و ششصد و پنجاه هزار کیلومتر مربع وسعت آن است با تنوع اقلیمی و پوشش اکولوژیک بسیار متنوع. این امکان بسیار خوبی است. اگر از این امکان درست استفاده کنیم به نظر من 7 میلیون کلنی که الآن به آن رسیده ایم خیلی مشکلی ایجاد نمی کند. مشکل اصلی اینجا است که این 7 میلیون کلنی با روش مدیریتی که الآن وجود دارد و از عرصه ها بهره برداری می کنند جواب نمی دهد. همه در زمان معینی در نقاط خاصی متمرکز می شوند و با این روش عرصه اصلا جواب نمی دهد. شما می دانید مثلاً در پاییز اکثر زنبورداران ما از مناطق مرکزی و جنوبی هجوم می آورند به منطقه جنوب غرب کشور یا در تابستان همه هجوم می آورند به یک سری مناطق ییلاقی خاص. خب این جواب نمی دهد.

نحل منفرد: خب آقای دکتر کجا بروند.

رحیم عبادی: عرض می کنم ما کشورمان کشور مستعد و وسیعی است. بسیاری از عرصه های ما از نظر پتانسیل عرصه مطالعه نشده است. اولین گام این است که باید عرصه ها و پتانسیل آنها شناسایی شوند که در چه منطقه ای ما چه عرصه ای را داریم ، این عرصه چه پوشش گیاهی ای دارد ، مدت گل دهی گیاهان آنها چقدر و در چه زمانی است . اینها در بیشتر جاها مطالعه نشده است. اگر تقویم عرصه ها را داشته باشیم می توانیم به صورت مثلاً استانی برای زنبوردارهایمان برنامه داشته باشیم . و اگر می خواهند کوچ بین استانی داشته باشند بگوییم که ظرفیت فلان منطقه اینقدر است . نه اینکه بدون هیچگونه حسابی هر کس برود در یک عرصه . الآن فرضا منطقه ای با ده کیلومتر مربع که مثلا باید 50 کندو در آن مستقر باشد 500 کندو مستقر می شود. خب این جواب نمی دهد مثل سفره ای است که ظرفیت 8 نفر را دارد و ما 30 نفر دورش بنشینیم. درست است که نشسته ایم و یک چیزی خورده ایم اما هیچ کس سیر نمی شود. من شاید 15 – 20 سال قبل این را گفته ام . گفته ام که به مراکز تحقیقاتی اتان بگویید تحقیقاتشان را روی این بخش متمرکز کنند .

نحل منفرد: آیا این آمار فعلی که بیش از 7 میلیون کلنی را در کشور نشان می دهد صحیح است؟

رحیم عبادی: حقیقت این است که من نمی توانم روی این آمار قسم بخورم. این آماری است که طبق یک فرمول به استان ها گفته می شود که ارائه نمایند. ممکن است در برخی از قسمت ها صحیح باشد و در برخی جاها خطا داشته باشد اما شما فرض کنید این آمار با خطای بعلاوه ، منهای پانصد هزار کلنی صحیح است. که این خطا در این عدد بزرگ تفاوت معنی داری را ایجاد نمی کند. ما تعداد زیادی کندو داریم. ایالات متحده آمریکا که وسعتش بیش از 7 برابر کشور ما است و بارندگی و پوشش گیاهی آن هم بسیار بیشتر از ماست تعداد کلنی هایش در سنوات مختلف کمتر از 3 میلیون بوده است. حالا چطور ما بیاییم در کشوری که یک هفتم آنجاست 7 میلیون کلنی داشته باشیم.

نحل منفرد: آنها احتمالا به گونه ای مدیریت می کنند که تعداد فراتر از این نشود؟

رحیم عبادی: بله آنها با توجه به عرصه هایشان مدیریت می کنند. ما این قضیه را رها کرده ایم و اگر بازهم کنترل نشود سال به سال اضافه خواهد شد و وضع بدتر از این خواهد شد. خب این جزو سیاست گذاری های وزارت جهاد کشاورزی است که باید سیاست گذاری کند و به استان ها بگوید که این مقدار در سال نباید بیشتر رشد داشته باشید.

نحل منفرد: در واقع باید تکلیف کند که شما این تعداد کلنی می توانید داشته باشید.

رحیم عبادی: بله هر استانی هم یک تعدادی ظرفیت دارد . اگر دقت کنید در برخی از استان های ما زنبورداران حتی به اندازه هزینه هایشان هم نمی توانند تولید داشته باشند که این جای تأسف است.

نحل منفرد: من دیشب خدمت دوستان در نجف آباد بودم می گفتند امسال متوسط 3-4 کیلو از هر کندو تولید داشته اند. مطلب دیگر اینکه سیستم مدیریتی ما در بخش زنبورداری خوب عمل نکرده است . دلیلش هم این است که نتایج خوبی را در این بخش نمی بینیم. سیستم آرمانی چه می تواند باشد؟ کی ، چطور و با چه مکانیسمی می تواند صنعت ما را اداره کند که به یک نتیجه مثبت برسد؟

رحیم عبادی:بله ،ببینید در مورد سیستم مدیریتی کلان کشور در بخش زنبور عسل است من قبل از انقلاب را کاری ندارم ، متاسفانه بعد از انقلاب همیشه ضعف داشته ایم . این ضعف هم همیشه بهشان منعکس شده. از اول انقلاب تا حالا اگر بروید باز هم قطعنامه های سمینارهای زنبور عسل کشور را نگاه کنید در تمام این قطعنامه ها موضوع تشکیلات وزارت جهاد کشاورزی در بخش زنبور عسل مطرح شده و بدون هیچ شک و تردیدی همه تأیید کرده اند که ضعیف است و نمی تواند این صنعت را اداره کند . پیشنهاد این بوده که برای اینکه تقویت بشود در بخش معاونت امور دام بایستی بخش زنبور عسل از زیر مجموعه اداره طیور ، زنبور عسل و کرم ابریشم خارج شود. یعنی تا زمانی که در زیر مجموعه طیور قرار گرفته است همیشه زنبور عسل تحت الشعاع است و نمی تواند رشد کند. این باید خارج شود و به صورت یک اداره کل برای خودش ساختار اداری مستقل داشته باشد و کارشناسان خبره ای را در آن به کارگیری کنند که این کارشناسان بتوانند کمک کنند و بخش زنبورعسل را سیاست گذاری ،هدایت و رهبری نمایند.

نحل منفرد: یعنی یک اصلاح ساختاری در وزارت جهاد کشاورزی انجام شود.

رحیم عبادی: دقیقاً و این پیشنهادی بوده است که سال های سال مداوم ما به وزارت جهاد کشاورزی ارائه نموده ایم و آنها خودشان هم می دانند ولی تا به حال هیچ کس موفق نشده است که این خواسته را عملی کند. حالت آرمانی این است.

اما فرض کنید ما این تشکیلات را هم به وجود آوردیم اگر نیروی انسانی قوی و خبره نداشته باشیم خیلی نمی تواند کاری انجام دهد. ما در دو بخش باید کار کنیم یکی تشکیلات است و یکی آموزش و پروراندن کارشناسان خبره ای که توان مدیریت در این سطح را داشته باشند در بخش دانشگاهی.

نحل منفرد: و این بخش دوم را وزارت علوم باید انجام دهد.

رحیم عبادی: بله و الآن این را نداریم. وزارت علوم باید بر مبنای تقاضای وزارت خانه های دیگر رشته ها را به وجود بیاورد. سؤال این است که آیا وزارت جهاد کشاورزی چنین تقاضایی را کرده است. آیا فشاری آورده است که من در این بخش کارشناسان لازم را ندارم و شما تربیت کنید. خیر چنین تقاضایی هم نبوده است و از این سمت هم چون اهمیتی دیده نمی شده است حتی همان دو واحد درس را هم اختیاری کرده اند. پس حالت آرمانی این است که ما در هر دوبخش کار کنیم. هم تربیت نیروی انسانی خبره و هم ایجاد تشکیلات اداری مدیریتی قوی و کارآمد البته بودجه هم همیشه کم و بیش مشکل داشته است اما اگر این دو تا باشد بودجه هم به تبعش درست می شود.

نحل منفرد: خب اگر سخنی با زنبوردارها دارید یا نکاتی را می خواهید بیان کنید در خدمت هستیم.

رحیم عبادی: من همیشه و در هر فرصتی به زنبوردارها عرض کرده ام که با وجود تمام مشکلاتی که در این صنعت داریم نا امید نشوید ، ما پیشرفت داشته ایم . پیشرفتمان هم خوب بوده است. وقتی می گوییم پیشرفت یعنی اینکه مقایسه کنیم خودمان را با سال های پیروزی انقلاب . خب آن زمان کجا بودیم و حالا به کجا رسیده ایم؟ در بخش های مختلف آموزشی مان ، در بخش های پژوهشی مان در بخش اجرایی مان در فرآورده هایمان در تولیداتمان در آگاهی هایی که زنبورداران ما دارند حتی در ترکیب سنی و تحصیلاتی زنبوردارانمان خیلی تفاوت ایجاد شده است. یک موقعی وقتی می گفتیم به زنبور باید کیک گرده بدهید اصلاً کسی در مورد آن چیزی نمی دانست. برخی می گفتند ما مرغ را بریان می کنیم و کف کندو می گذاریم برای زنبورها. چنین زمانی را ما داشتیم. اما خدا را شکر می کنیم که به حمدالله الآن حتی شرکت هایی تأسیس شده اند که در حال تولید نهاده های پرورش زنبور عسل و توزیع آن بین زنبوردارها هستند. زمانی بود که کسی داروها را نمی شناخت و اصلاً مصرف نمی شد. الآن زنبوردار می داند که مصرف دارو برای درمان یا پیشگیری از بیماری ها از نان شب خانواده اشان واجب تر است. در آموزش تکنیک های مدیریت کلنی ها هم پیشرفت های خوبی داشته ایم. اینها را می گویم که زنبوردار نا امید نشود ولی کافی نیست .

زنبوردارها باید تلاش کنند. کیفی هم باید تلاش کنند. باید سعی کنند معلومات شان را افزایش دهند. در هر جایی و از هر طریقی ، از طریق کتاب ، از طریق سایت ها ، مجلات ، شرکت در مجامع بین المللی مرتبط ، اینها خیلی ایده به زنبوردارها می دهد . بروند ببینند دنیا در چه سطحی است و ایران در چه سطحی .

نکته دیگری که به زنبوردارها توصیه می کنم این است که سعی کنند از حالت تک محصولی خارج شوند. الآن خیلی از زنبوردارها دارند از تک محصولی خودشان را خارج می کنند. ژله ، گرده یا بره موم تولید می کنند این خیلی خوب است. این بسیار کمک می کند که بتوانند بنیه مالی شان را قوی کنند. به خصوص برای سال هایی که جریان شهد در طبیعت خوب نیست.

توصیه دیگر من این است که سعی کنند خواسته های به حق خودشان را پیگیر باشند. فقط درد دل نکنند. زحمت بکشند بروند به تعاونی هایشان و اتحادیه هایشان فشار بیاورند و از آنها بخواهند. اگر تعاونی یا اتحادیه ببیند که زنبوردار دارد به او فشار می آورد مجبور است که حرکت کند و از بالادستی ها و دولتی ها و سایر بخش ها خواسته های زنبورداران را مطالبه کند. در آن زمان دولتی ها هم مجبور خواهند بود که تبعیت کنند. آنها تا یک حدی می توانند نا دیده بگیرند اما وقتی فشارها زیاد شود ناچار خواهند بود تبعیت کنند و به خواسته های شما توجه کنند.

زنبوردارها سختی هایی را دارند تحمل می کنند به خصوص این نابسامانی هایی که شرایط طبیعت بر آنها تحمیل کرده است. امیدواریم که هر چه زودتر این شرایط سخت برطرف شود تا هم آنها راضی باشند و هم جامعه راضی باشند و هم مسؤلین کشور بتوانند برنامه ها را پیش ببرند.

آخرین توصیه من این است که ما یک کشوری هستیم مسلمان . کشوری هستیم که می خواهد به عنوان مسلمانی که ادعا دارد در دنیا عرض اندام کند. چنین عرض اندامی نیاز دارد که آنچه که عرضه می کنیم شایسته یک مسلمان باشد. بنابراین سعی کنید که وقتی عسل تولید می کنید عسل تولید کنید. آنچه که اسمش را می گذارید عسل ، عسل باشد. نه اینکه بروید و محصولی را تولید کنید که آن محصول به اعتقاد من عسل نیست. وقتی بخواهید این محصول را صادر کنید اولین کاری که می کنند آن را یک آزمایش می کنند و رد می کنند. آبروی ایران اگر برای اولین بار رفت برای همیشه رفته است. ما هم دشمن زیاد داریم. دشمنان ما دنبال چنین آتو گرفتن هایی از ما هستند. بنابر این کاری نکنید که عمده ترین محصول شما که می خواهد به بازارهای جهانی راه پیدا کند با شکست مواجه شود.

خودتان می دانید مثلا در سال گذشته ما بیش از 80 هزار تن عسل در کشور تولید کردیم. این 80 هزار تن ظرفیت مصرف در ایران ندارد. بخش عمده ای از آن باید صادر شود. صادرات به شرطی موفق می شود که شما محصول مطلوبی را به بازارهای جهانی ارائه بفرمایید و بتوانید که رقابت کنید. خواهش من از شما زنبورداران ایرانی این است که سعی کنید که محصولی که تولید می کنید کیفیت خوبی داشته باشد. تا بتواند در بازارهای جهانی رقابت کند تا بتوانید دوام بیاورید ، آینده از شما استفاده کند و بچه های شما سربلند باشند و نسل های آینده هم افتخار کند به صنعت زنبورداری ایران .

به امید رسیدن به روزی که همه ما به ایرانی بودن مان ببالیم و سرافراز باشیم.

نحل منفرد: خیلی ممنون از وقتی که دراختیار ما قرار دادید.

رحیم عبادی: متشکرم ان شاء الله که موفق باشید.

 

نحل منفرد

www.healinghoney.ir

دانشگاه صنعتی اصفهان

مهر ماه 1394

 

 

 

 

 

 

  • Bold
  • Italic
  • Underline
  • Stroke
  • Quote
  • Smileys
  • :confused:
  • :cool:
  • :cry:
  • :laugh:
  • :lol:
  • :normal:
  • :blush:
  • :rolleyes:
  • :sad:
  • :shocked:
  • :sick:
  • :sleeping:
  • :smile:
  • :surprised:
  • :tongue:
  • :unsure:
  • :whistle:
  • :wink:
 
  • 1000 تعداد کاراکتر باقی مانده
   
 

تماس با ما

گروه پرورش زنبور عسل نحل منفرد

تلفن: 55 20 90 55 - 021 

تلفن همراه: 09125393457

رایانامه: zolfonoon85@yahoo.com