گفتگو با حسین یگانه ؛ بررسی ویژگی های زنبورداری صنعتی

نوشته شده توسط Super User on . Posted in Uncategorised

 نحل منفرد: یکی از موضوعاتی که زنبورداران همیشه با کنجکاوی به آن نگریسته اند سبک زنبورداری صنعتی در آمریکای شمالی است. ابعاد بزرگ و راندمان بالای زنبورداری در این منطقه زنبورداران را شگفت زده می کند. در گفتگو با " حسین یگانه راد " زنبوردار ایرانی فعال در کشور کانادا ابعاد و ویژگی های شیوه زنبوردارای صنعتی را مورد بررسی قرار دادیم. وی در این مصاحبه توضیحاتی در مورد شیوه ی تولید ملکه ی زنبور عسل کاسپین و مکمل کاسپین سولوشن نیز ارائه کرد.

نحل منفرد : آقای یگانه لطفاً خودتان را معرفی بفرمایید؟

حسین یگانه : من حسین یگانه راد متولد سال 1351 در روستایی به نام کوشکه سرا بین نوشهر و چالوس هستم. شغل خانوادگی ما در کنار کشاورزی پرورش زنبورعسل هم بود. پدر و اجداد من در کار پرورش زنبورعسل بودند. خودم از سن 8 تا 10 سالگی زنبورداری را با یک کندو شروع کردم. البته در کنار خانواده . همان سالهای اول ، یادم هست سال 1363 بود که یک کندو 140 کیلو عسل داد. این کندو برای من علامت خورد چون نژاد برایم اهمیت داشت. سال 65 پنج کندو و سال 68 هفتاد و پنج کندو و همینطور ادامه داشت تا به 350 کندو رسید. و سال 1378 به کانادا آمدم.

 

 

در سال 1368 یک کار علمی را با سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی ایران شروع کردم که موضوع آن پیدا کردن کلنی های مقاوم به کنه بود. یک منطقه جنگلی را پیدا کرده بودم که زنبوردارها به آنجا نرفته بودند اما کنه به آنجا رفته بود. می دانید که پیشروی کنه مسائل خاص خودش را دارد. می گویند هر سال 30 کیلومتر پیشروی می کند. البته این بستگی به شرایط محیطی دارد. در برخی جاها بیشتر پیشروی می کند.

نحل منفرد : زنبورهای آنجا به کنه مقاوم بودند؟

حسین یگانه : زنبوری آنجا بود که با وجود کنه باقی مانده بود. کنه سال 57 – 58 به ایران وارد شد. من به سازمان پژوهشها گزارش کرده بودم که این زنبور با وجود ابتلا به کنه توانسته است باقی بماند. در آنجا آقای مهندس ..... بود که به خاطر مسائل سن و سال من به موضوع اهمیت نداد. البته همکاری و دوستی با ایشان ادامه داشت و من سال 69 مقداری روی کنه آکارین کار کردم.

نحل منفرد : کنه آکاراپیس ؟

حسین یگانه : بله آکاراپیس وودی . خلاصه کار و همکاری من با مراکز علمی ایران ادامه داشت اما من را تحویل نمی گرفتند چون تصورشان طوری بود که به عنوان یک زنبوردار علاقه مند به من نگاه می کردند.

یک اتفاق جالب سال 65 برای من پیش آمد . از طریق آقای کوروش تیرگری برادر زاده ی آقای دکتر سیاوش تیرگری که متخصص حشره شناسی در دانشگاه تهران بودند کتاب های مرتبط با زنبورداری به دست من رسید. بسیار علاقه مند بودم و هر کتاب مرتبط با زنبورعسل به دستم می رسید با سرعت آن را می خواندم. شاید باورتان نشود اما من 60 کتاب را در 60 روز خواندم. در شبانه روز شاید 4 – 5 ساعت می خوابیدم و بقیه را کتاب می خواندم. علت این بود که تا قبل از آن به این کتاب ها دسترسی نداشتم. اصلاً نمی دانستم که این قدر منابع در خصوص پرورش زنبور عسل وجود دارد.

خلاصه منابع از هر جا که به دستم می رسید می خواندم ، از سازمان پژوهشها ، از دامپزشکی خانم دکتر امامی ، مؤسسه ی سرم سازی کرج آقای دکتر جلیلی ، با همه اینها سعی کردم ارتباط داشته باشم ولی در کل به خاطر سن کم خیلی حرف هایم را در این سازمان ها جدی نمی گرفتند.

سال 73 – 74 بود که به کمک بستگانم که آزمایشگاه انسانی داشتند روی کشت های میکروبی بیماری های باکتریایی زنبور عسل کار کردیم. آزمایشگاه دقیق و آزمایشگاه فرشاد آزمایشگاه هایی بودند که در ارتباط با بیماری های انسانی کار می کردند اما از امکانات آنها برای مطالعه بر روی زنبورعسل استفاده می کردم. دختر عمه ام کارشناس بیوتکنولوژی و میکروبیولوژی بود و به من کمک می کرد. در آنجا ما فهمیدیم که اطلاعات در خصوص محیط های کشت در ایران خیلی پایین است. بعد که به کانادا آمدم متوجه شدم حتی اطلاعات کانادا و آمریکا هم در رابطه با میکروب ها خیلی پایین است. بعد ها فهمیدم که بحث های میکروبیولوژی فراتر از آن است که یک میکروبیولوژیست بتواند در یک آزمایشگاه دامپزشکی یا انسانی روی آن کار کند. کار ما شامل یک روش پیشرفته شناسایی میکروبیولوژی در ارتباط با بیماری های زنبورعسل بود.

نحل منفرد : بیشتر در مورد کدام بیماری ها کار می کردید؟

حسین یگانه: بیشتر روی لوک اروپایی و آمریکایی کار می کردیم که هم زمان به 3-4 عامل میکروبی دیگر برخورد کردیم. این میکروب ها شامل لاکتوباسیلوس ، سدومناز [و یک میکروب دیگر] بودند. اینها باکتری هایی بودند که به عنوان عامل بیماری های زنبور عسل گزارش نشده بودند. نتایج کارهایی را که با کمک دختر عمه و پسر عمویم در این حوزه انجام می دادیم را برای تأیید نزد خانم دکتر نسرین معظمی و آقای دکتر کیانی در سازمان پژوهشها فرستادیم.

این باکتری ها را جدا سازی می کردیم و به طور مستقل به زنبورهای سالم می خوراندیم تا تشخیص دهیم که به طور مستقل به عنوان عامل بیماری زا عمل می کنند یا نه.

خلاصه این کارها را انجام می دادیم تا اواخر سال 75 که من به سربازی رفتم. همان موقع در سال 1995 دعوت نامه ای را از لوزان سوییس و در سال 1997 از بلژیک دریافت کردم. در آنجا سه تا از مقاله هایی که ارائه کرده بودم پذیرفته شده بود اما سرباز بودم و نتوانستم بروم تا سال 1999 که برای گرد هم آیی جهانی ای پی موندیا( apimondia اتحادیه جهانی زنبورداران) به کانادا آمدم. اینجا که آمدم ویزای شش ماهه داشتم. قبل از آن در ایران تولید ژل رویال و ان کرومزوم ( n-chromosome ) را شروع کرده بودم و از سال 63 – 64 روی نژاد کاسپین کار کرده بودم. از سوی دیگر از سال های 71-72 که ژل رویال ان-کروموزوم را تولید کرده بودم روی زنبوردرمانی (Apitherapy ) هم کار کرده بودم. در آن زمان به طور اتفاقی متوجه شده بودم که ژله روی درمان زخم معده جواب می دهد.

 

نحل منفرد : لطفاً در همین جا بگویید این اصطلاح ان-کرومزمی یعنی چه؟

حسین یگانه : الآن برای شما توضیح می دهم. می دانید که کروموزوم ها در فعاليت های حياتى و مخصوصاً در انتقال صفات ارثى اهميت به ‌سزائى دارند .در موجودات زنده به صورت جفت جفت هستند. یعنی کروموزوم‌ها دو به ‌دو لنگه و نظير يکديگرند. هر کروموزوم صاحب يک لنگه ی همتاى خود است. که یکی از آنها از اسپرم و دیگری از تخمک آمده است و با نماد (n2) شناخته می شود. می دانید که زنبور نر تنها از تخمک ملکه تولید می شود که توسط هیچ اسپرمی بارور نشده لذا تنها نیمی از کروموزوم ها را دارد. وقتی ما می گوییم ان-کروموزوم در اینجا n به معنای نصف تعداد کرومزومها است. یعنی 50% کروموزوم ها. شما وقتی می گویید لارو نر می توانید به جای آن بگویید لارو ان - کروموزومی.

حالا چرا به این نوع ژله ان - کروموزومی می گوییم به این دلیل که در پیوندی که زده می شود از لاروهای نر استفاده می کنیم. البته اخیراً متوجه شدیم حتی وقتی از لارو کارگر استفاده کنیم مقدار اسید های چرب موجود در ژله ی تولیدی می تواند بالا باشد البته نه به اندازه لارو نر.

نحل منفرد : یعنی شما برای تولید ژله از لارو های کارگر پیوند نمی زنید و از لاروهای نر پیوند می زنید درست است؟

حسین یگانه : بله لارو نر دیگر تبدیل به ملکه نمی شود تا دو سه روز دوره لاروی اش را طی می کند و بعد از 2 – 3 روز خودش از ژله جدا می شود . این مطالب را ما از سال 2011 گزارش کرده ایم. البته برخی از مراحل تولید مخفی نزد خودمان است اما اصل مطلب را ما گزارش کرده ایم. این مطلب در سال 2011 در بوینس آیرس آرژانتین مطرح و بعد از آن در گردهم آیی های مختلفی مثل آلمان ، شیکاگو ، نیویورک ، چین و کیف اکراین مطرح شده است. گردهم آیی های دیگر هم از من می خواهند که در رابطه با این موضوع مقاله بدهم که البته به دلیل سایز بزرگ عملیات زنبورداری صنعتی و مشغله کاری همه جا نمی توانم بروم.

می دانید که زنبور برای تولید ژل رویال دو مجموعه غده مجزا در قسمت سر و در فک دارد. تا قبل از گزارش ما تصور بر این بود که همه لاروها تا قبل از سه روزگی از یک نوع ژل رویال تغذیه می شوند.در تحقیقاتی که من انجام دادم متوجه شدم که اسیدهای چرب و پروتئین موجود در ژله تولید شده برای لارو کارگر ، ملکه و نر با هم فرق دارند. اینکه قبل از این چه کسی آن مطلب را گزارش کرده بود نمی دانم . اما همین ها است که بین 30 تا 70 درصد مطالب مطرح شده در بسیاری از کتاب های زنبورداری از نظر متد ، تکنیک و روش اشتباه است. به دلیل این که دو فاکتور مهم در زنبورداری وجود دارد که روی آن کار نکرده اند . یکی نقش تغذیه ( nutrition ) و دیگری نقش فرومونها ( pheromones ) در زندگی زنبور عسل است. هر چیزی در زندگی زنبورعسل که روی آن دست بگذارید یک جوری با اینها در ارتباط است.

 

وقتی برای تولید ژله از لارو نر استفاده کنید اسید های چرب ژل تولید شده 10 برابر لارو ملکه است. اگر از لارو کارگر استفاده کنید اسید های چرب 6 تا 7 برابر لارو ملکه است. در تولید ژله مهم نیست از چه نوع لاروی استفاده می کنید مهم این است که زنبور از طریق تغذیه با کیک گرده که دارای فرومون لارو باشد خوب تغذیه شود تا پروتئین لازم برای تولید ژله را داشته باشد. به این طریق زنبور سلول را پر از ژله می کند. در سایت ما (www.caspianapiaries.com ) تصاویر این هست.

تولید خوب ژل رویال و ان-کروموزوم بر می گردد به حجم گرده و فرومونی که ما در کاسپین سولوشن داریم.

نحل منفرد : بیائید کمی در مورد زنبور داری صنعتی صحبت کنیم . زنبورداری صنعتی چگونه است؟

حسین یگانه : ببینید همه قسمت های زنبور داری صنعتی خیلی بزرگ است. تکنیک های شما باید قابلیت اجراء در واحد های بزرگ را داشته باشد. به عنوان مثال وقتی شما می خواهید عسل 10هزار کندو را برداشت کنید با روش تکان دادن قابها که در ایران انجام می شود نمی توانید کار کنید. شما هزار تن عسل خواهید داشت. در اینجا شما نمی توانید آن را با دست تکان بدهید.

 

نحل منفرد : شما برای این کار از چه وسیله ای استفاده می کنید؟

حسین یگانه : اینجا دو روش وجود دارد بعضی ها از ماده ای شیمیایی استفاده می کنند که زنبور به پایین برود اما من خودم از دستگاه فلوئر که باد تولید می کند برای تکاندن زنبورها استفاده می کنم. شما باید ماشین آلاتی را داشته باشید تا بتوانید در روز 10 تن عسل را از موم جدا کنید در غیر این صورت اصلاً نمی رسید کار را انجام دهید. خلاصه همه چیز دارای سایز صنعتی است.

 

 

بگذارید برای شما مثالی بزنم . امروز که شما تماس گرفته اید 14 آگوست است . ما کلاً 45 روز وقت داریم تا کارهایی که می گویم را انجام دهیم. من باید 200 تن عسل را از کندو بگیرم و اکستراکتور کنم. باید به 11 هزار کندو داروی کنه بدهم. باید 200هزار لیتر شربت را جهت تغذیه به زنبورها بدهم. 40هزار طبقه باید از روی کندوها جمع آوری شود. 11هزار کندو را باید در 5 نقطه جمع کنم. اینها الآن در 100 تا 150 منطقه پخش هستند که باید در 5 تا 10 منطقه جمع شوند. تا بتوان آنها را در ماشین های بزرگ بار کرد. واحد های ما 48 تایی و 80 تایی هستند .

نحل منفرد : یعنی زنبورهای شما در جاهای مختلف پخش شده اند.

حسین یگانه : بله در واحد های 48 تایی و 80 تایی

نحل منفرد : 11هزار کندو را !

حسین یگانه : بله بیشتر واحد ها 48 تایی است که در فواصل مختلف مساحتی در حدود 70 در 100 کیلومتر را پوشش داده است.

 

نحل منفرد : آیا در این 100 کیلومتر فقط شما زنبورداری می کنید و زنبورداران دیگر حق ورود به آن را ندارند؟

حسین یگانه : بله هر زنبوردار بزرگ محدوده خاصی را برای خودش دارد. حالا شما این حجم کار را توجه کنید. بعد باید 2هزار ملکه تعویض شوند که برای این کار باید ملکه های قدیمی گرفته شوند آن هم نه از یک جمعیت 5 قاب یا 10 قابی بلکه از یک زنبور قوی و ملکه ی جدید به کندو معرفی شود. اینها را وقتی زنبوردار معمولی نگاه می کند برایش قابل مقایسه نیست. همه این کارها می طلبد که شما تکنیک های مناسب مقیاس بزرگ را در کار داشته باشید . تکنیک هایی که من از آنها استفاده می کنم شاید 90 درصد با زنبوردارهای معمولی متفاوت باشد. وقتی به مشکلی برمی خورم می نشینم و فکر می کنم. بدون غرور و بدون توجه به مسائل حاشیه ای. اینجا بحث مدیریت این سیستم مطرح است. اوائل مقداری روی روش ایرانی خودم کمی متعصب بودم. اما کار که مطرح می شود منیت کنار می رود. باید بیایی و یک سیستم عملی برای کار پیدا کنی. بهترین کار همیشه این است که برویم از کسانی که در این کار تجربه بیشتر دارند سؤال کنیم ، روش های آنها را کپی کنیم و فقط 15% از روش های شخصی استفاده کنیم.

 

در زمینه بیماری ها و آفات مقیاس صنعتی با کوچک از نظر تحدید پذیری فرقی نمی کند. کنه ، لوک آمریکایی ، لوک اروپایی یا نوزما همه این ها می توانند کل مجموعه را از کار بیاندازند. به همین دلیل همیشه باید مراقب آمار و ارقام مربوط به آزمایشات ابتلاء زنبورها به این بیماری ها باشید. مقابله با هر بیماری در یک سیستم برای خودش دارای یک تکنیک است.

 

بهترین روش برای یادگیری سیستم صنعتی این است که شخص بیاید و دو سال داخل سیستم کار کند. در یک سال تکنیک ها را یاد بگیرد و یک سال روی آنها تمرین کند. من اینجا در کار سم زنبور عسل و ژل رویال و سایر محصولات جانبی کار می کنم . با اصرار آمریکایی ها مسئول زنبوردرمانی هم شدم و یک مقدار کارهای حاشیه ای این چنینی هم دارم. لذا فعال تر از خود کانادایی ها و آمریکایی ها عمل می کنم. کسی در این سایز کار ، زنبورش را از برتیش کلمبیا به آلبرتا جا به جا نمی کند . من به خاطر این فاصله بیش از 200 تا 300 هزار دلار هزینه جابه جایی بیشتر از بقیه دارم.

نحل منفرد : شما ملکه هایی را که استفاده می کنید خودتان پرورش می دهید؟

حسین یگانه : در مورد تأمین ملکه ما دو روش داریم. به یکی از موفق ترین ایستگاه های کیفی پرورش ملکه آمریکا سیستم و ملکه های لاین را داده ام و آنها ملکه کاسپین پرورش می دهند. در ابتدای بهار که هوای کانادا سرد است ما 50% ملکه ها را از آنها می خریم و 50% دیگر را خودمان تولید می کنیم.

 

نحل منفرد : شما فقط از نژاد کاسپین استفاده می کنید؟

حسین یگانه : من حقیقتاً تعصبی بر روی نژاد خودم ندارم. ولی سالیان زیادی هر نژادی را که گرفتیم حتی 50% این هم بازدهی نداشته است. کارنیولان ، کارنیکا حتی راشین کوئین روسیه و هر نژادی که در کانادا و آمریکا پرورش می دادند را گرفتیم ، هر نژادی را که امتحان کردیم 50% این هم بازدهی نداشته است. از نظر مقاومت به بیماری هایی مثل لارو گچی و ... هم کارآیی لازم را نداشتند. هر کس می گوید من نژاد خوبی دارم به او می گوییم 30 تا ، 50 تا برای ما بفرست . اما این روی 5 % از زنبورستان است که آنها را امتحان می کنیم . 95% از کاسپین استفاده می کنیم چون نمی شود که ریسک کرد.

نحل منفرد : ملکه هایتان را بعد از چه مدت عوض می کنید؟

حسین یگانه : دوست دارم که سالی یک بار آنها را عوض کنم اما عملاً در سال دوم آنها را عوض می کنم.

نحل منفرد : چه زمانی از سال ملکه ها را عوض می کنید؟

حسین یگانه : ما اسفند ماه شروع به تعویض برخی از ملکه ها می کنیم. از فروردین تا تیر هم ملکه ها را تکثیر و آرام آرام با ملکه های پیر جایگزین می کنیم.

نحل منفرد : خب یکی از مسائل این است که زمستان شما احتمالاً خیلی طولانی است.

حسین یگانه : تقریبا 7 ماه زمستان داریم.

نحل منفرد : چند ماه زنبور شما فعالیت دارد؟

حسین یگانه : 5 ماه فعال هست ولی دو ماه آخر زمستان یعنی قبل از آنکه حتی زنبور بتواند پرواز داشته باشد ما کار را شروع می کنیم.

نحل منفرد : چه کار می کنید؟

حسین یگانه : ببینید مثلاً من سالانه بین 20 تا 40 تن گرده از چین می خرم.

نحل منفرد : که کیک گرده درست کنید؟

حسین یگانه : به ازاء هر کندو سه چهار کیلو گرده می خریم و به آنها اشعه می دهیم تا اگر عامل میکروبی داشته باشد از بین برود و بعد از آنها برای تغذیه در زمستان استفاده می کنیم.

نحل منفرد : برای دادن اشعه به گرده ها انرژی اتمی آنجا به شما کمک می کند؟

حسین یگانه : خیر اینجا قانون است که وقتی گرده وارد می شود باید اشعه ببیند. یک شرکت خصوصی این کار را می کند. اداره بهداشت اینجا هم نظارت دارد که گرده ها از این مسیر عبور کنند تا به دست ما برسند.

نحل منفرد: پس دو ماه قبل از آنکه فعالیت زنبور شروع بشود شما تغذیه زنبور با کیک گرده را شروع می کنید.

حسین یگانه : بله و نکته دیگر این است که در زنبورداری صنعتی شما نمی توانید امکانات خود را زمانی که زنبور شروع به فعالیت می کند آماده کنید. از قبل باید آنها را آماده کرده باشید . مثلاً من امسال زمستان باید 20هزار طبقه و 200هزار قاب پلاستیکی را آماده کنم برای سال بعد یا 9 هزار پالت و 8 هزار درکندو باید در زمستان آماده شوند.

نحل منفرد : پس شما غیر از کادر کارگری یک کادر اداری هم باید برای مدیریت مجموعه داشته باشید؟

حسین یگانه : بله گریزی از این نیست اما سعی می کنیم نیروها در حداقل تعداد و بیشترین عملکرد باشند. مثلاً من خودم و یک نفر مدیر که در مجموعه دارم کارها را تقسیم کرده ایم و انجام می دهیم. اینجا نمی توانیم کادر اداری بزرگی داشته باشیم.

نحل منفرد: خب برگردیم به آماده سازی زنبور. آیا راز آماده شدن آن همین کیک گرده است یا موارد دیگری هم هست؟ مشکل مشابه در ایران این است که در ابتدای سال زنبور جمعیت کمی دارد و نمی تواند از گل های بهاری استفاده کند. شما در آنجا زمستان طولانی تر و شرایط سخت تری دارید آیا نژاد شما بهتر است که می توانید این مقدار بازدهی داشته باشید یا کارهای دیگری هم انجام می دهید؟

حسین یگانه : ببینید اینجا در کانادا و آمریکا هم همه جا جمعیت زنبور ها در حال کاهش است اما زنبورستان من و جان مارک و زنبوردارهایی که با ما کار می کنند آمارشان در حال افزایش است. فکر نمی کنم کسی در دنیا به اندازه من و جان مارک و[...] سه تا زنبورستانی که من اداره می کنم گرده استفاده کند. به همین دلیل است که ما با انبوه زنبور و انبوه جمعیت مواجه هستیم. شما هر نژادی که داشته باشید اما این زنبور ، عسل نداشته باشد می میرد یا اگر گرده نداشته باشد نمی تواند لاروهایش را پرورش دهد. نژاد تنها یکی از فاکتور های رشد جمعیت است. شما اگر گاو هولشتاین را هم به ایران بیاورید و غذا به آن ندهید می میرد. زنبورهم همین است. وقتی ملکه تخم گذاری می کند نیاز به گرده دارد. یا طبیعت باید این گرده را به آن بدهد یا شما باید بدهید یا ترکیبی از هر دو باشد.

نحل منفرد : مشکل زنبوردارهای ایرانی را شما چه طور می بینید. چند درصد مشکل آنها مربوط به نژاد است و چند درصد مربوط به نوع مدیریت؟ مثلاً اینجا نوعاً از چیزی به نام کیک گرده استفاده نمی شود.

حسین یگانه : ببینید مشکلات ما خیلی زیاد است. اولین مشکل ، نژاد زنبور عسل ایران است . بچه ده هست و قابل مدیریت نیست. شما از گاو محلی می خواهید که وزن یک تنی داشته باشد ، نمی شود. شما از انسان سیاه پوست بخواهید بچه سفید داشته باشد ، نمی شود. نژاد باید عوض شود. برای اینکه نژاد عوض شود فقط به پیوند زدن نیاز ندارید. سیستم پرورش ملکه از نظر کیفی باید درست شود. بعد از آن تازه شما یک ملکه ای دارید که بشود گفت قابل مدیریت است.

مشکل دوم اینکه بیماری ها باید کنترل شوند و برنامه های پیشگیری و درمان درست اجرا شوند. داروها کافی باشند. تست های آزمایشگاهی که تشخیص را درست انجام دهند و زنبوردارها تست های ساده مثل گرفتن آمار کنه از طریق ریختن تعدادی از زنبورها در الکل را یاد بگیرند .

مشکل سوم بر می گردد به بحث تغذیه. زنبور بدون گرده یعنی هیچ. شما اگر پروتئین را از ساختار تغذیه هر موجودی حذف کنید آن تمام شده است. پس باید یک سیستم کنترلی وجود داشته باشد و گرده مورد نیاز را تحت نظارت یک سیستم کنترل از اسپانیا یا چین وارد کشور شود. گرده اکنون به صورت قاچاق از مرز عراق و ترکیه در حال ورود به کشور است و بیماری ها را با خود به همراه می آورد. اگر این به صورت قانونی وارد کشور شود و اشعه ببیند و زنبور دار بیاید برای تغذیه از آن استفاده کند ، آن موقع زنبور دو ماه قبل از شروع کلزا می آید و سه نسل جمعیت می سازد. زمان دیگر مرداد ماه پس از عسل گیری است . در این هنگام زنبوری که به گرده دسترسی ندارد حالا بسته به اینکه در کجای ایران باشید باید به مناطقی کوچ کند که گرده باشد و زنبور با گرده تقویت شود تا با جمعیت جوان 10 – 15 قاب برای زمستان گذرانی برود. زنبوردار زحمت می کشد و جمعیت 2 قابه را تا 15 مرداد به بیست قاب می رساند . از آن موقع تا بهمن ماه دوباره می شود دو سه قاب. این در حالی است که می تواند جمعیت را حفظ کند. حفظ جمعیت چه می خواهد ؟ به گرده نیاز دارد. کنترل بیماری می خواهد و ساختار مدیریتی می خواهد .

زنبوردار ایرانی 100 تا کندو دارد و کنار زنبورهایش حضور دارد اما 50 تا از ملکه هایش پیر است. یعنی حتی نمی داند که ملکه اش را باید تعویض کند. اینها مراحل ابتدایی است که باید انجام شود بعد موقع کلزا وقتی شما با جمعیت 20 قاب بروی ، کندو به شما 40 کیلو عسل را می دهد. کافی است که 4 روز زنبور خوب کار کند. ما از کل عسلی که در کانادا برداشت می کنیم شاید 80 درصد آن در 5 روز یا یک هفته جمع آوری می شود. بله کندوی اینجا از 100 کیلو عسلش 70 کیلوی آن را در یک هفته جمع آوری می کند. اینجا اینطور نیست که ما 5 ماه عسل داشته باشیم. شما مطمئن باشید در ایران بیشتر از یک هفته تولید شهد دارید ولی زنبوردار زنبورش آماده نیست. نژادش خوب نیست.

نحل منفرد : شما در کانادا وابسته به مزارع هستید ، این درست است؟

حسین یگانه : بله همینطور است. کیفیت عسل کانادا به هیچ وجه کیفیت عسل ایران نمی شود. در ایران ما منابع طبیعی داریم. عسل های ارگانیک داریم . منابع متنوع گیاهی داریم که در هیچ جای دنیا آن را ندارند. ایران 4000 گونه گیاهی دارد که هیچ جای دنیا نیست. اینها کیفیت عسل ایران را بالا می برد.

متأسفانه در ایران هر کسی فکر می کند صرف اینکه دودی دست گرفت و تخم و ملکه و لارو را تشخیص داد زنبوردار است ، این راه به زنبورداری علمی ختم نمی شود. روش زنبورداری ایران الگوبرداری شده از اروپا است. اروپا خودش 85 تا 95 درصد عسلش را وارد می کند. کشورهایی که نمی توانند برای خودشان تولید کنند چطور می توانند معلم خوبی برای ایران باشند. این اشتباه ساختاری ای بوده است که روش کار اینگونه وارد کشور شده. اگر این ساختار به صورت صنعتی وارد می شد وضع این نبود.

نحل منفرد : آقای یگانه شما به پیشگیری از بیماری ها اشاره کردید. شما برای پیشگیری به همه زنبورهایتان آنتی بیوتیک می دهید؟

حسین یگانه : ما فوماژلین را در اینجا مجبوریم به خاطر اشاعه زیاد نوزما بدهیم که می گویند در ایران داروهای طبیعی ای به این منظور تولید شده است . [احتمالا منظور ایشان آسسول است] بیماری دیگر لوک آمریکایی است که من باکتری [ ....] را استفاده می کنم و نیاز به دارو دادن ندارم. لوک اروپایی را برایش دو تا سه بار در سال اول و آخر فصل از آنتی بیوتیک استفاده می کنیم.

نحل منفرد: آیا عسل های تولیدی شما با این روش آلودگی آنتی بیوتیکی نخواهد داشت؟

حسین یگانه : روشی که ما در دادن دارو همراه با کاسپین سولوشن استفاده می کنیم یک درصد حجمی است که در آمریکای شمالی توصیه شده است. ما یکی از 4 تا 5 شرکتی بوده ایم که عسل مان آلودگی آنتی بیوتیکی نداشته است. کمپانی هایی هم که با من کار می کنند همینطور بوده اند چون روش من را انجام می دهند. امسال من در کره جنوبی در این مورد صحبت خواهم کرد.

نحل منفرد : آقای یگانه اجازه بدهید کمی در مورد تکنیک های حمل کندوها صحبت کنیم. بنده می خواهم یادداشتی را در خصوص لزوم به وجود آمدن شرکت های حمل و نقل تخصصی کندوهای زنبور عسل در ایران بنویسم. چیزی که در عکس های شما دیدم این است که شما از تریلی و لیفت تراک برای حمل کندو استفاده می کنید ، در این مورد توضیح می دهید؟

حسین یگانه : تریلی های اینجا 440 کندوی دو طبقه ظرفیت دارند. ماشین های 5 تن 112 تا دو طبقه ظرفیت دارند. کفی ها مدل های مختلف دارند. کامیون های 5 تن و 3 تن را برای مسافت های کوتاه استفاده می کنیم.

 

نحل منفرد : تریلرها چه تعداد پالت گنجایش دارند؟ چند تا روی هم می زنید و چه تعداد در عرض و طول تریلر جا می شود؟

حسین یگانه : می دانید که پالت های ما 4 تایی هستند. یعنی روی هر پالت 4 کندو وجود دارد. اگر کندوها بدون طبق باشند هفت تا را روی هم می گذاریم. البته این بستگی به نوع ماشین کفی که استفاده می شود هم دارد. اگر کندوها دو طبقه باشند سه پالت را روی هم می گذاریم و در ماشین های کوچک کمتر.

نحل منفرد : در طول تریلر چند پالت جا می شود؟

حسین یگانه : 17 پالت در طول و 3 پالت در عرض البته بازهم بستگی به نوع کفی دارد.

نحل منفرد : پس طول تریلر های بزرگ آنجا احتمالا از اینجایی ها بیشتر است.

 

حسین یگانه : طول آنها 53 فوت است. البته نوع 48 فوت ، 53 فوت و نوع bee train را داریم که 60 فوت است.

نحل منفرد : برای بار کردن از لیفت تراک استفاده می کنید. لیفت تراک را چگونه حمل می کنید آخر روی کفی می آید؟

حسین یگانه : نه پشت ماشین های کوچک یک تریلر کوچک متصل می شود که لیفت تراک هم روی آن مستقر می شود و حمل می شود.

نحل منفرد : یعنی یک تریلر جدا گانه برای لیفت تراک است؟

حسین یگانه : می تواند همراه با مقداری بار زنبور هم باشد.

نحل منفرد : این ماشین آلات متعلق به خود شما است یا شرکت های حمل و نقل این خدمات را به شما می دهند؟

حسین یگانه : همه متعلق به شرکت خودمان است. مثلا من 4 لیفت تراک 5 تریلر و 10 ماشین کفی دارم تقریبا 400 هزار دلار تنها ارزش ماشین آلات ما است.

 

نحل منفرد : در مورد محصول کاسپین سولوشن و ملکه های کاسپین سؤالاتی مطرح است. آیا این محصولات تولید و عرضه اش در ایران توسط خود شما نظارت می شود یا آن را به اقوام سپرده اید؟

حسین یگانه : بله نظارت می شود.

نحل منفرد : در مورد کاسپین سولوشن مقداری توضیح بدهید . مقدار گرده آن چقدر است و کی باید از آن استفاده کرد؟

حسین یگانه : ترکیب اصلی کاسپین سولوشن سه تا فرمون است. فرمون لارو نر ، ملکه و زنبور کارگر. این فرمون ها هر کدام نقش متفاوتی دارند. چیزی که در صنعت زنبورداری به آن توجه نشد و بیشتر اطلاعات و تحقیقات زنبورداری را به گمراهی برد عدم آشنایی با نقش فرمون ها در کندو و تغذیه گرده است. در منابع اطلاعات مرتبط با این دو مورد حتی در حد ابتدایی هم وجود ندارد. زمانی که بحث ژنتیک مطرح می شود خیلی ها به دلیل فقدان اطلاعات گمراه می شوند و خیلی از مسائل زنبور که دلایل محیطی دارند را به ژنتیک ارتباط می دهند. با آگاهی از نقش فرمون ها اینکه خصوصیات بارز یک کندو مربوط به عوامل محیطی است یا عوامل ژنتیکی می توان به جای دو سه سال ، دو سه ماهه اطلاعاتش را به دست آورد. من شش تست اختصاصی را برای اندازه گیری این خصوصیات انجام می دهم.

مورد بعدی اینکه این فرمون ها کمک زیادی در تولید موم ، قبولاندن ملکه یا ادغام جمعیت ایفا می کنند. مثلاً زنبورها را می توانید با استفاده از فرمون ها هر زمان از سال ادغام کنید یا ملکه اش را تعویض کنید بدون اینکه همدیگر را بکشند. ما در این کار تا 1 درصد هم تلفات نداریم.

این کارها با استفاده از نقش فرمون ها انجام می شود. ببینید شما به دام ، طیور یا انسان که غذا بدهید می خورند اما به زنبور شما در زمستان قاب گرده بدهید ، نمی خورد یا کندویی که بی ملکه بشود گرده را نمی خورد یعنی مصرف گرده کندو رابطه مستقیم دارد با مقدار فرمون آزاد شده در کندو. اگر این فرمون ها را داشته باشی می توانی این رفتارهای زنبور عسل را کنترل کنید.

در مصرف کاسپین سولوشن نه تنها از نظر وجود این فرمون ها بلکه از نظر متد و روش مصرف هم کار شده است. اگر شما زمانی این فرمون ها را به زنبور بدهید که گرده در طبیعت نباشد نه تنها به زنبور کمک نمی کنید بلکه به آن ضررهم می زنید. برخی از کاسپین سولوشن بدون دقت در روش مصرف استفاده می کنند و زنبور از کار می افتد و آسیب می بیند در نتیجه ما به همه می گوییم که وقتی روش مصرف کاسپین سولوشن را در موارد مختلف داده ایم با توجه به این اطلاعات بوده است و دقیق آن را رعایت کنند.

 

نحل منفرد : لطفاً کمی در مورد اینکه این فرمون ها چگونه از زنبور تولید یا استخراج می شوند توضیح دهید؟

حسین یگانه : فرمون های سنتتیک شیمیایی وجود دارند اما هیچ کدام از آنها مثل فرمون طبیعی جواب نمی دهند . ما از خود لارو آنها را می گیریم. خود لارو را پودر می کنیم. تبلیغات زیادی در مورد فرمون های سنتتیک وجود دارد اما تفاوت استفاده از آنها با فرمون طبیعی مثل تفاوت استفاده از آرد سویا و گرده طبیعی است. یعنی اصلاً قابل مقایسه نیستند.

نحل منفرد : آیا در تولید کاسپین سولوشن دارو هم استفاده می شود؟

حسین یگانه : خیر ، کاملاً خالص و طبیعی است اما اگر زنبوردارها همراه با مصرف آن دارو هم مصرف کنند نتیجه بیشتری می گیرند. مثلاً در کنترل بیماری نوزما به جای اینکه ما بیاییم و 450 گرم فوماژلین را برای 50 لیتر استفاده کنیم وقتی از کاسپین سولوشن استفاده می شود همان مقدار دارو را برای 500 لیتر استفاده می کنیم . یعنی ده برابر دُز آن را کم می کنیم. این باعث می شود که دُز مصرف دارو یک دهم شود و بقایای کمتری داشته باشد و از طرف دیگر تأثیر دارو بهتر است چرا که زنبورها پروتئین ها را در متابولیسم هضم و جذب می کنند . پس داروهایی که روی فرآیند های متابولیسمی مؤثر هستند در اینجا می توانند تأثیر گذاری بهتری داشته باشند.

 

در مورد AFB هم شما وقتی آنتی بیوتیک را می دهید آن را همراه با شهد در موم ذخیره می کند که این خوب نیست چون بقایای آن در موم باقی می ماند اما وقتی به صورت پروتئینی می دهید زیاد بقایای دارویی ایجاد نمی کند و زنبور با تولید ژله ای که می کند آن را به لارو می خوراند. یعنی آنتی بیوتیک می رود آنجایی که باید برود اما در مصرف آن با شربت شکر این تأثیر را ندارد. در مورد AFB متد درمان چه در مورد کلنی هایی که بیماری را به صورت فعال دارند و چه در مورد کلنی هایی که بیماری را به صورت غیر فعال دارند با تصاویر در سایت ما موجود است.

نحل منفرد : پس به هر حال شما دارویی را وارد کاسپین سولوشن نمی کنید و فقط یک مکمل برای تغذیه زنبور عسل است.

حسین یگانه : بله

نحل منفرد : سئوال بعدی من در مورد ملکه های کاسپین هست. شما این ملکه ها را در کشور عرضه کرده اید. شیوه و تکنیک شما برای اصلاح نژاد و عرضه این ملکه ها چه بوده است. آیا از تکنیک تلقیح مصنوعی استفاده کرده اید؟

حسین یگانه : تولید کاسپین با استفاده از تلقیح مصنوعی نبود. از سال 2006 من تلقیح مصنوعی را شروع کردم و تا بیش از سال 2010 آن را ادامه ندادم. شما در تکنیک تلقیح مصنوعی هم باید کلنی ها را برای استخراج نری که می خواهید با ملکه جفت بخورد به منطقه ایزوله ببرید. اگر در منطقه ایزوله نباشید هر نری وارد کندو می شود.

بعضی می گویند ما نرها را علامت می گذاریم. وقتی اینجور حرف می زنند یعنی این کار را نکرده اند. مثل این است که یک نفر بگوید من ماشین دارم و توی ماشین علف می ریزم که راه برود. این به این معنی است که این فرد نمی داند که ماشین چیست. اما کسی که تلقیح مصنوعی کار کرده است باید یک سری از اطلاعات پایه را داشته باشد. شما وقتی در یک واحد نیمه صنعتی برای تولید ملکه کار می کنید ببینید از 100 زنبور نر موجود در کندو 60 تای آنها تولید اسپرم نمی کنند. می ماند 40 تا. از این 40 تا 20 تای آن بالغ هستند و 20 تا نابالغ. حالا اگر زنبورداری بخواهد از هر کندویی 200 تا نر را علامت بزند خیلی اگر موفق باشد 40-50 تای آنها در آخر مناسب جفت گیری باشند. پس این کار طبیعتاً عملی نیست. حالا اگر بخواهیم کلنی ها را در منطقه ایزوله ببریم که این کار منطقی است ، خب دیگر چرا تلقیح مصنوعی کنیم. ملکه ها را می گذاریم به صورت طبیعی جفت بخورند دیگر. پس وقتی که برای تلقیح مصنوعی صرف می کنید ارزش آن را ندارد. من برای تلقیح مصنوعی ملکه به 2 دقیقه وقت نیاز دارم.

نحل منفرد : آیا شما این منطقه ایزوله را در ایران داشتید تا کاسپین را تولید کنید؟

حسین یگانه : ببینید من می توانم چند منطقه ایزوله در ایران برای شما نام ببرم که خیلی ها می گویند ما منطقه ایزوله نداریم. مثلاً فاصله ای مثل اتوبان تهران – قم زنبوری در آنجا وجود ندارد. شما به جایی نیاز دارید که مثلا تا 10 کیلومتری آن زنبور نباشد. ما کاسپین را در ایران inbreed کردیم. در این مرحله ما چهار خانواده را قاطی کردیم . سه تا کاسپین و یکی از یک نژاد دیگر را قاطی کردیم . اینها بهترین جواب را می دهند. وقتی آن نژاد دیگر را قاطی کردیم ما سه تا از بهترین inbreed ها را از حالت هموژنایز یا یک دست بودن درآوردیم و آنها را میکس کردیم. از آنها هر سال 100تا از بهترین ها را جدا می کنیم. فرقی هم نمی کند که چه رنگی باشند. یک موقع زرد ، یک موقع خرمایی یا یک موقع مشکی اما معمولاً خرمایی ها و مشکی ها بهتر جواب می دهند.

نحل منفرد : پس یعنی شما عامل رنگ یکسان را در کاسپین ندارید؟

حسین یگانه : نه کاسپین را به یک رنگ نداریم. ما هفت فاکتور داریم که بیشتر در جذب پروتئین تعریف شده اند. برای فهمیدن میزان جذب پروتئین گرده 100 کلنی که مصرف گرده بالاتری داشته اند را جدا می کنیم. این مصرف بالای گرده دلیل بهتر بودن نژاد نیست. در این مرحله باید بفهمیم دلیل این مصرف بالاتر نژاد بوده یا شرایط محیطی.

نحل منفرد : خب چطور این را تشخیص می دهید؟

حسین یگانه : ما آنها را با انجام 6 تست جدا می کنیم. یک وقت هست که 100کلنی ما به 20 تا تبدیل می شود یعنی 80 تای آن دلایل محیطی داشته است.

نحل منفرد : اینها چه تست هایی هستند؟

حسین یگانه : من در وب سایت توضیح داده ام که عملاً چطور این تست ها انجام می شود. ما این 100 کلنی را دقیقاً در یک شرایط محیطی یکسان قرار می دهیم. ما از هر کدام 2 کیلو جمعیت یتیم می گیریم و آنها را روی 7 قاب پوکه می ریزیم. یعنی هیچ قاب گرده و عسلی نداشته باشند. سعی می کنیم جمعیت ها را از روی قاب های تخم برداریم تا در یک کلنی جمعیت پرستار بیشتر نباشد و بافت جمعیتی یکسانی داشته باشند.

در طول یک هفته آنها را با شربت و کیک گرده به مقدار یکسان تغذیه می کنیم. البته قبل از جدا سازی ما از قسمت کتین شکم آنها نمونه برداری می کنیم تا ببینیم چقدر چربی یا پروتئین ذخیره شده دارند. ما فرض را بر این می گذاریم که میانگین همه 5 تا 6 درصد دارند. همه را که با یک فرمول تغذیه کردیم بعد از 5 روز و دو هفته دوباره آنها را تست می کنیم. برخی از این زنبورها وزن چربی و پروتئین ذخیره شده اشان به 13 درصد می رسد. دیگران به 9-10 درصد رسیده اند. خب در یک شرایط یکسان آنهایی که توانسته اند 13 درصد وزن بیشتر بگیرند قابلیت جذب پروتئین بیشتر دارند.

گروه اول شامل بهترین میزان جذب و گروه دوم که از نظر جذب در رده دوم قرار می گیرند را علامت گذاری می کنیم. حالا به هر کندو 3 قاب تخم روز می دهیم. تخم ها را که بستند آنها را برمی داریم. در این مرحله می شماریم که تخم ها را چند روزه می بندند. بعضی 9.5 روزه می بندند و گروه دیگری تا 12 روز. آنهایی که 9.5 روزه می بندند معنی اش آن است که پروتئین بیشتری تغذیه کرده اند . دوباره آنها را علامت گذاری می کنیم. معمولاً در 99 درصد موارد همان گروه اول است که در این تست هم جواب مثبت می دهد. پس تست یک و دو نشان داد که مثلاً تا به حال گروه اول بهترین جذب پروتئین را دارند.

در تست سوم وقتی تخم های سربسته را برداشتیم به همه کلنی ها یکی 50 تا پیوند می دهیم. در این مرحله کلنی هایی که تعداد بیشتری از پیوندها را قبول کرده اند را علامت می زنیم و اینکه چند روزه پیوند ها را می بندند . یک سری 4 روزه و بقیه تا 6 روز و 6.5 روز آنها را می بندند. معمولاً بازهم گروه اول برتر از بقیه قرار می گیرند.

در مرحله بعد به هر کدام 200 پیوند می دهیم تا میزان تولید ژله آنها را تست کنیم. البته همه کلنی ها مثل هم تغذیه هم می شوند. در اینجا بگویم که تا این مرحله همه کلنی هایی که به دلایل محیطی جذب پروتئین بالاتر داشته اند دیگر معمولاً مرده اند و نمی توانند ادامه دهند یا تولید ژله داشته باشند. انجام همه این تست ها به یک ماه نمی رسد. بعد از بسته شدن سلول ها ، که تا اینجا 20 کلنی انتخاب شده خود به خود به 10 کلنی تبدیل شده اند وبقیه کلنی ها با 80 درصد تلفات از بین رفته اند.

در مرحله بعد مجدد به هر کدام از کلنی های باقیمانده سه قاب تخم روز می دهیم. می بینیم که کدام ها بیشتر تخم ها را می بندند. یک سری یک کف دست را بسته اند و خودشان می میرند ، یک سری اصلاً نمی توانند ژله بدهند و لاروها را بیرون می ریزند ، یک سری دو قاب یا یک قاب و نصفی تخم سربسته درست کرده اند.

آنهایی که در این مرحله توانسته اند ژله تولید کنند و این تخم ها را ببندند مشخص می شود که میزان جذب پروتئین آنها به دلایل محیطی نبوده بلکه ژنتیک هست. شاید تست اول و دوم را به صورت تصادفی یک کلنی عبور کند اما این همه تست را که نمی تواند بگذراند. با این روش 20 کلنی انتخابی در تست اول شاید تبدیل به 3 کلنی باقی مانده شده باشند. از این سه کلنی هم ملکه پرورش می دهیم و هم زنبور نر و با هم جفت می خورند.

چرا اینها بهتر هستند؟ شما هر نژادی را که بخواهید خالص کنید باید 16 سال آن را inbreed کنید تا خالص شود. وقتی شما یک ملکه را می خواهید inbreed کنید می توانید آن را تا 3 سال حفظ کنید. بعد از 3 سال از اف یک به اف دو می رسید. ظرف 6 سال 75 درصد آن را خالص کرده اید. در سه سال بعدی 12.5 درصد یعنی مجموعاً 87.5 درصد خالص شده است . در سه سال بعد به 96 درصد می رسید اما از اینجا هم خونی تازه شروع می شود. البته شاید تا سال 16 هم مشکل نداشته باشید.

 

حسن کار ما چیست آن که بلایی که بر سر میدنایت و استارلاین آمد دیگر بر سر ما نمی آید و دچار هم خونی نمی شویم. کسی که نژاد خوب پرورش می دهد اگر نتواند بعد از 16 سال دو سه تا نژاد خوب را وارد کند که از هم خونی جلوگیری کند بهتر است این کار را نکند.

اصولاً در زنبورداری صنعتی زنبوردارها به دنبال تولید نژاد نیستند. بیشتر دنبال کارهای خدماتی مثل تولید ملکه از نژاد های موجود هستند. مشکلی که در ایستگاه های ایران برای اصلاح نژاد داریم بیشتر مربوط به نژاد است. زنبورهایی که داریم نیش می زنند ، بچه می دهند و نژاد قابل کنترلی نیستند.

ما قبل از هر چیزی نیاز به نژادی داریم که قابل مدیریت باشد ، بچه ندهد ، نیش زن نباشد ، تک محصولی نباشد یا مثل کارنیولان در یک دوره به رشد نرسد وبعد سریع افت کند. کارنیولان از نژاد های تک محصولی است در یک دوره به اوج می رسد و بعد افت می کند.

زنبورهای کاسپین اواسط فروردین و اوایل اردیبهشت به حداکثر جمعیت می رسد و بعد هم افت نمی کند. نژاد کارنیولان یک ماه بعد به حداکثر رشد می رسد. نژاد ملکه های "های ژنیک" 45 روز بعد ، نژاد [ ...] با 2.5 ماه تأخیر نسبت به کاسپین به حداکثر جمعیت می رسد. من تعصبی بر روی کاسپین ندارم اما هر نژادی را که استفاده کردیم 50 درصد بازدهی کاسپین را نداشت. به همین دلیل الآن نژاد کاسپین گران ترین و پر طرفدارترین ملکه آمریکای شمالی است. الآن سه تا ایستگاه پرورش ملکه آمریکا 50 درصد ظرفیت شان را کاسپین تولید می کنند.

نحل منفرد : آقای یگانه متخصصین ژنتیک در اصلاح نژاد شما نقشی دارند؟

حسین یگانه : نه من تمام این کار را خودم انجام می دهم. فقط یک تلقیح مصنوعی را از سوزان کبی یاد گرفتم.

نحل منفرد : برای حفظ نژاد یک پایش دائمی هم نیاز هست این کار را الآن در کجا انجام می دهید؟

حسین یگانه : در این روش نژاد تا 16 سال حفظ می شود. من در این روش inbreed می کنم بعد میکس می کنم و بعد از بین آنها بهترین ها را انتخاب می کنم.

نحل منفرد : این کار پایش را خود شما انجام می دهید یا آن شرکت های آمریکایی که فرمودید انجام می دهند.

حسین یگانه : خودم این کار را انجام می دهم و محصول را به ایستگاه های پرورش ملکه می دهم. از 8 ایستگاه پرورش ملکه آمریکا 3 تا از آنها کاسپین را پرورش می دهند.

نحل منفرد : چیزی که در ایران به نام کاسپین عرضه می شود لاینش را از آنجا می فرستید و اینجا تکثیر می شود؟

حسین یگانه : قبلا در سال 2006 سه تا از بهترین ها ها را آوردم و با کاسپینی که در ایران از قبل داشتیم 50 تا ملکه را تلقیح مصنوعی کردم بعد از آن هم چند سالی از کانادا بهترین ها را آوردم. یعنی از 100 تایی که بهترین ها را جدا می کردیم 10 تای آن را به ایران می آوردم. اما این کار باعث شده است که الآن دیگر نیازی به آوردن لاین از کانادا به ایران نداریم.

نحل منفرد : یعنی به جایی رسیده است که خودش کیفیت لازم را دارد؟

حسین یگانه : بله به جایی رسیده است که همانجا ما inbreed داریم. نیازی نیست که بخواهیم از اینجا سرویس بگیریم .

نحل منفرد : در مورد موضوع اصلاح نژاد چیزی هست که بخواهید بگویید؟

حسین یگانه : ببینید درست نیست که بگوییم من اصلاح نژاد می کنم باید بگوییم که من inbreed می کنم و بعد تلاقی می دهم. در پرورش ملکه در دنیا مدعی زیاد داریم. آخرش به این بر می گردد که در مزرعه کدام جواب می دهد.

نحل منفرد : یعنی در این کار نتیجه گرا باشیم.

حسین یگانه : بله باید نتیجه را توجه داشت. تست هایی را که برای انتخاب به شما گفتم هیچ کس ندارد و تا این روش را هم نداشته باشند مسیر را اشتباه می روند. طرف می گوید این کندوی من 100 کیلو عسل داد پس این نژادش خوب است. از اینها وقتی 20 تا را جدا کنید می بینید که 12 تای آن ربطی به نژاد نداشته است. شرایط محیطی بوده است. یک مسئله ای که مطرح است این است که همه می آیند و برای اصلاح نژاد از روش های دیگران مثل بک فست و برادر آدام و دیگران استفاده کنند و آنها هم چون نقش فرمون ها و پروتئین دپازیت را در نظر نگرفته اند خیلی از انتخاب هایشان اشکال داشته است. پس نباید فقط به بزرگی نام افراد توجه کرد.

نحل منفرد : آیا شما توصیه ای برای مراکزی که در ایران اصلاح نژاد می کنند دارید؟

حسین یگانه : به نظر اگر انتخاب ( selection ) را به همین روش که من گفتم انجام دهند نتایج خوبی می گیرند. بهتر این است که بدون تعصب بیایند کانادا و آمریکا و همه جای دنیا ، بهترین نژاد ها را بگیرند ، از هر ایستگاه 50 تا ملکه بگیرند و بعد با همین تست ها روی آنها کار کنند و انتخاب را انجام دهند و آنها را با شرایط منطقه بیازمایند.

معمولاً ملکه هایی که در منطقه سرد جواب دهند در مناطق گرم هم کارایی خوبی دارند. ملکه هایی که پروتئین دپازیت بالا دارند همه جا جواب می دهند.

نحل منفرد : گفته بودید که 60-70 درصد مطالب کتابهای ما غلط است.

حسین یگانه : نه فقط مال ما . در اینجا هم غلط است.

نحل منفرد : ما کتاب در مورد زنبورداری زیاد اما کتاب مرجع چند تایی بیشتر نداریم. منظور شما کدام کتابها است؟

حسین یگانه : همه کتابها منظورم است. علت هم دارد. ببینید من یک مثال برای شما بزنم . شما برای معرفی ملکه در مرداد ماه هیچ کتابی توضیح نمی دهد که چه کنیم که زنبور ملکه را نکشد. یا در مورد ادغام جمعیت در مرداد و شهریور مطلبی ندارند. در درمان لوک آمریکایی مطلب ندارند. در صورتی که من برای اینها جواب دارم. در کانادا بریتیش کلمبیا حداقل تلفات زنبور را دارد. نه به خاطر اینکه هوای گرمتری دارد ، رطوبت دارد که خودش خیلی بد است. چرا ؟ چون 70 درصد زنبور به صورت مستقیم و غیر مستقیم دست حسین یگانه است. بیشترین فروش زنبور را من و جان مارک داریم و یکی دیگر که همه با فرمول حسین یگانه کار می کنند. پس چیزی که چند سال پشت سر هم جواب می دهد به دلیل سیستم مدیریتی و روش کار است. اگر یک یا دو بار بود می گفتیم تصادفی و به دلیل شرایط محیطی است اما اگر چیزی در سالهای دراز تکرار شد حتما به دلیل برنامه ریزی ، تخصص و اطلاعات بوده است. خیلی از بیماری ها مثل لارو گچی یا لوک را ما نداریم.

برای من در گذشته اینکه من را بشناسند و بپذیرند مهم بود. الآن اصلاً مهم نیست. الآن سخنران های گردهمایی های جهانی از طرف آمریکا را من تعیین می کنم چه کسی بیاید و چه کسی نیاید. حتماً دلیلی دارد که آمریکایی ها این کارها را به من سپرده اند. در ایران خیلی در گذشته انگیزه داشتم که به اصلاح شرایط موجود کمک کنم ولی وقتی شما را نپذیرفتند و خوش آمد به شما نمی گویند دیگر کاری نمی توانید بکنید. وقتی کسی که 50-100 تا زنبور دارد مدعی اطلاعات است و حرف علمی را نمی پذیرد یا بخش کارشناسی من را دشمن خودش می بیند و مقابل من می ایستد نمی شود که کار کرد.

نحل منفرد : اگر از ایران هیئت های کارشناسی بخواهند بیایند و با سبک ها و روش های آنجا آشنا شوند ، آیا امکانش وجود دارد؟

حسین یگانه : امکانش هست. من دعوت می کنم و مشکلی ندارد. خیلی از کارشناسان آمدند دیدند و برگشتند اما حرف نزدند. حد اقل 7-8 نفر از جمله دکتر عراقی یا دکتر کوشا تا به حال آمده اند. نماینده فائو پارسال آمده بود که دو هفته ماند پیش من تا یاد بگیرد یا نماینده کشور پرتقال دوماه پیش من ماند تا یاد بگیرد اما وقتی یک کارشناس ایرانی می آید اولین چیزی که باید پاره کند کاغذ مدرکش است. یعنی باید از ذهنیتی که دارد بیرون بیاید و این سیستم را یاد بگیرد و قول بدهد که برگشت به چند نفر آموزش دهد. اگر ده بیست نفر بیایند اینجا واین سیستم را یاد بگیرند خیلی برای کشور مفید است.

نحل منفرد : مطلب دیگر اینکه گفته بودید بزرگترین مشکل شما مشکل کارگر هست. اگر از ایران کسانی بتوانند بیایند شما می توانید آنها را جذب کنید؟

حسین یگانه : اگر بتوانند بیایند بله اما ویزا به آنها نمی دهند.

نحل منفرد : شاید افرادی بتوانند به هر طریق ویزا بگیرند.

حسین یگانه : اگر بیایند ما در خدمتشان هستیم و خیلی خوشحال می شویم.

نحل منفرد : آقای یگانه رقم هایی را که شما در کارتان ذکر می کنید از نظر تعداد کلنی و تجهیزاتی که دارید رقم های کلانی را می خواهد آیا شما از اینجا سرمایه بردید یا سیستم بانکی آنجا به شما کمک کرده است؟

حسین یگانه : نه ، نه ، نه . من وقتی به اینجا آمدم 6000 کندویی را که دولت کانادا باید آتش می زد درمان کردم و کندویی 5 دلار گرفتم. البته 30000 دلار را هم یک جا به من ندادند و در سالهای مختلف پرداختند. بعد زنبوردارها به من نیاز داشتند و به آنها کمک می کردم. بانک اینجا به ما یک دلار هم وام نمی دهد.

نحل منفرد : پس بانک های آنجا هم مثل اینجا هستند؟

حسین یگانه : به ما وام نمی دهند. دولت هم حمایتی نمی کند و به دنبال مالیات است . من روی پای خودم رشد کرده ام.

نحل منفرد : چه چیزی به شما کمک کرد آیا سیستم اقتصادی مناسب بود؟

حسین یگانه : من حقیقت به اطلاعات خودم اعتقاد داشتم. خیلی از اطلاعات را با زنبوردارها معامله کردم. مثلاً زنبورداری بلد بود که در روز 50 تن عسل بگیرد اما بلد نبود که بیماری لوک آمریکایی را درمان کند . درمان AFB را به او یاد می دادم که چگونه با محصولات من انجام دهد تا کارش حفظ شود و او هم باید چگونگی برداشت عسل به روش صنعتی را به من یاد می داد. و بعد هم کار کردم ، کار ، کار ، کار.

نحل منفرد : در آنجا از چند کندو شروع کردید؟

حسین یگانه : 30 کندو.

نحل منفرد : اگر این حجم بالای تولید شما را ما یک صدمش را اینجا داشتیم برای فروش آن بیچاره می شدیم ، شما برای بازاریابی و فروش محصولاتتان چه کار می کنید؟

حسین یگانه : ما اینجا آن را کیلویی 4 دلار و 70 سنت عمده می فروشیم.

نحل منفرد : به چه کسی می فروشید؟

حسین یگانه : به شرکت های بسته بندی عسل. وقت برای بسته بندی یا توزیع خرد وجود ندارد. اینجا ایرانی ها زیاد هستند اما من 2 کیلو عسل هم به آنها نمی فروشم. طرف 2 کیلو عسل می خرد و فردا تماس می گیرد و دو ساعت سؤال می کند. کارگرها معطل هستند تا کارشان را درست کنم و باید بمانم تا در مورد دو کیلو عسل توضیح بدهم.

نحل منفرد : من سؤالات خودم را پرسیدم اگر شما مطالبی دارید بفرمایید؟

حسین یگانه : چند مطلب هست که در زنبورداری مهم است. اول نژاد ملکه است. دوم پیشگیری از بیماری ها است. فرضا اگر نوع دارویی که ما برای مبارزه با کنه استفاده می کنیم اشتباه باشد تلفاتی که می دهیم غیر قابل جبران است. ما روش پیشگیری داریم و ایران روش درمان دارند که تلفات را اول می دهند. سوم تولیدات جانبی است که زنبورداران ایرانی باید روش های تولید آن ها را یاد بگیرند. چهارم هم بحث زنبورداری صنعتی است که باید در ایران تکنیک های آن رواج پیدا کند اگر این چهار مورد در ایران شکل بگیرد خیلی از مشکلات حل می شود.

نحل منفرد : فکر نمی کنید اگر زنبورداری صنعتی در ایران رواج پیدا کند خیلی از زنبوردارها بیکار می شوند؟

حسین یگانه : چرا؟

نحل منفرد : چون اگرمثلا یک زنبوردار 10هزار کندو داشته باشد و دیگری با 200 کندو زندگیش را بخواهد بگذراند نمی تواند با آن 10هزار تایی رقابت کند.

حسین یگانه : زنبورداری صنعتی فقط به تعداد کندو نیست. آن کسی که 200 کندو دارد می تواند روش ها و مهارت هایی را یاد بگیرد که 7-8 محصول جانبی تولید کند و به اندازه 2هزار کندوی فعلی درآمد کسب کند.

نحل منفرد : آقای یگانه از اینکه وقت تان را به من دادید متشکرم.

حسین یگانه : خواهش می کنم. خدا نگهدار

 

نحل منفرد

www.healinghoney.ir

مصاحبه تلفنی با آقای حسین یگانه ساکن در کانادا

شهریور ماه 94

 

 سایت آقای یگانه :

 www.caspianapiaries.com

 تلفن نماینده آقای یگانه در ایران:

آقای سینا یگانه  09112932193

 

 

 

 

  • Bold
  • Italic
  • Underline
  • Stroke
  • Quote
  • Smileys
  • :confused:
  • :cool:
  • :cry:
  • :laugh:
  • :lol:
  • :normal:
  • :blush:
  • :rolleyes:
  • :sad:
  • :shocked:
  • :sick:
  • :sleeping:
  • :smile:
  • :surprised:
  • :tongue:
  • :unsure:
  • :whistle:
  • :wink:
 
  • 1000 تعداد کاراکتر باقی مانده
   
 

تماس با ما

گروه پرورش زنبور عسل نحل منفرد

تلفن: 55 20 90 55 - 021 

تلفن همراه: 09125393457

رایانامه: zolfonoon85@yahoo.com